راهبرد روسیه در قبال آینده غزه
بررسی واکنش دولت روسیه به طرح آتس بش ترامپ در غزه و تحلیل سناریوهای محتمل برای مسکو در برابر این طرح
غزه در بستر تاریخ خود همواره شاهد درگیری های عمیق و پیچیده بوده است که نه تنها بر امنیت منطقه تاثیر گذاشته، بلکه به یک موضوع بین المللی بدل شده است. پس از عملیات 7 اکتبر 2023 و با توجه به تحولات اخیر، کشورها و بازیگران جهانی به دنبال یافتن راهکاری موثر برای حل و فصل بحران ها هستند. یکی از این تلاش ها، طرح دونالد ترامپ برای صلح در غزه است. در این میان روسیه به عنوان یکی از قدرت های بزرگ، نقش مهمی در رخدادهای این منازعه و وقوع آتس بس در منطقه ایفا می کند.
ضرورت و اهداف پژوهش
تحولات غزه در سال های اخیر به چالش های پیچیده امنیتی و ژئوپلیتیکی در غرب آسیا تبدیل شده است. جنگ ۲۰۲۳ میان رژیم صهیونیستی و حماس نه تنها بحران انسانی را تشدید کرد، بلکه موضوعی بین المللی شد که قدرت های بزرگ را نیز درگیر کرد. طرح ۲۰ ماده ای دونالد ترامپ در سپتامبر ۲۰۲۵ تلاشی از سوی ایالات متحده برای بازتعریف نظم امنیتی و سیاسی غزه است. این طرح شامل آتش بس، خلع سلاح حماس و بازسازی غزه است. در حالی که رژیم صهیونیستی از این طرح استقبال کرد، حماس و برخی گروه های فلسطینی آن را رد کردند. کشورهای عربی نیز مواضع متفاوتی اتخاذ کردند.
روسیه با ابراز حمایت ظاهری از آتش بس و بازسازی، بر ضرورت نقش سازمان ملل تاکید کرده است. روسیه طرح ترامپ را فرصتی برای آزمون ظرفیت های خود در موازنه سازی قدرت های بین المللی می داند. در این میان پرسش اصلی این است که آیا مسکو به همکاری با واشنگتن تمایل دارد یا نظم جایگزین چندجانبه ای با محوریت سازمان ملل و متحدانش پیشنهاد خواهد داد. از همین رو پژوهش حاضر به بررسی راهبرد روسیه در قبال آینده غزه پرداخته است.
پیشینه سیاست روسیه در قبال مسئله رژیم صهیونیستی و فلسطین
سیاست روسیه نسبت به مسئله فلسطین و رژیم صهیونیستی از زمان شکل گیری دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۸ تا کنون دستخوش تغییرات معناداری بوده است. در ابتدا مسکو به رغم ایدئولوژی کمونیستی خود، به رسمیت شناختن اسرائیل را در سازمان ملل پذیرفت، اما به تدریج و با تغییر معادلات ژئوپلیتیکی، به حمایت از کشورهای عربی ضد اسرائیلی روی آورد. پس از فروپاشی شوروی، روسیه به تدریج سیاستی متوازن در قبال اسرائیل و فلسطینیان اتخاذ کرد و تلاش کرد تا به عنوان میانجی گر نقش آفرینی کند.
در عصر پوتین سیاست های روسیه به ترکیبی از دیپلماسی و تقویت روابط نظامی با متحدان منطقه ای تبدیل شد. همزمان با بحران های غزه و جنگ اوکراین، روسیه سعی کرد تا توازن جدیدی برقرار کند. همچنین روسیه ضمن اینکه به حمایت از راه حل دو دولتی ادامه می دهد، روابط خود با بازیگران فلسطینی و عرب را تقویت می کند. این تحولات نشان دهنده تلاش مسکو برای حفظ نفوذ منطقه ای و همگرایی با منافع متعدد است.
طرح صلح ترامپ برای غزه و فرصت ها و چالش های آن برای روسیه
طرح صلح پیشنهادی دونالد ترامپ برای نوار غزه شامل چهار بعد اصلی امنیت، توسعه، جنبه های سیاسی و همکاری بین المللی است. این طرح بر خلع سلاح حماس، تامین امنیت مرزها و آموزش نیروهای امنیتی فلسطینی تاکید دارد و همچنین به بازسازی زیرساخت ها و ایجاد فرصت های شغلی از طریق پروژه های کوچک و متوسط می پردازد. با این حال چالش هایی مانند تضمین پایبندی رژیم صهیونیستی و پذیرش خلع سلاح توسط حماس همچنان وجود دارد.
واکنش اولیه روسیه به این طرح مثبت بوده، اما به معنای حمایت بی قید و شرط نیست. مسکو به دنبال کسب امتیازات است و مولفه های کلیدی طرح شامل خلع سلاح حماس و حضور ناظران بین المللی را فرصتی برای رقابت با واشنگتن می داند. همچنین جنبه اقتصادی بازسازی می تواند روابط روسیه با بازیگران غربی را تقویت کند، اما ممکن است بر روابط این کشور با ایران تاثیر بگذارد.
سه مسیر راهبردی محتمل برای روسیه در مواجهه با طرح غزه شامل موارد زیر است:
- سناریوی مشارکت فعال: روسیه با ورود به سازوکارهای چندجانبه و پذیرفتن سهمی در نهادهای اجرایی و بازسازی، تلاش می کند نفوذ اقتصادی و سیاسی خود را تقویت کند؛ اما این رویکرد می تواند با هزینه های کنترل بین المللی و آسیب به برخی روابط منطقه ای همراه باشد؛
- سناریوی موازنه سازی محتاط: مسکو مواضع حمایتی از آتش بس را اعلام کرده و همکاری هایی با چین و بازیگران عربی تعریف می کند. در این سناریو روسیه از ورود مستقیم به درگیری اجتناب می کند تا روابط خود با تهران را حفظ و از مواجهه با واشنگتن پرهیز کند؛
- سناریوی واکنش تاکتیکی و حداقلی: روسیه به ارائه کمک های بشردوستانه و دیپلماتیک بی طرفانه می پردازد، اما از تعهدات بلندمدت و حضور میدانی پرهیز می کند.
موفقیت هر یک از این سناریوها به مدیریت موثر پیوندهای مسکو با تهران، حساسیت کشورهای عربی خلیج فارس، توانایی آمریکا در شکل دهی به سازوکارهای چندجانبه و واکنش بازیگران محلی فلسطینی بستگی دارد. روسیه باید بتواند دیپلماسی چندجانبه، ظرفیت های اقتصادی و انعطاف نظامی-امنیتی خود را به کار گیرد تا از فرصت های موجود بهره برداری کند و هزینه ها را کاهش دهد.
ابزارها و ظرفیت های روسیه برای نفوذ در غزه
روسیه می تواند از ابزارهای سخت و نرم متنوعی برای نفوذ در غزه بهره برداری کند، اما این استفاده باید بر اساس ارزیابی دقیق منافع و هزینه ها و پیامدهای ژئوپلیتیکی هر اقدام باشد. به عبارت دیگر قابلیت های فناوری و منابع مالی کافی نیستند، مگر اینکه کرملین با مدیریت حساسیت های تهران، واشنگتن و کشورهای عربی، یک راهبرد زمان بندی شده و چندبعدی را پیاده سازی کند. برخی از این ابزارها عبارتند از:
ابزارهای نظامی و امنیتی
تجربه روسیه در سوریه نشان می دهد که این کشور توانایی فنی بالایی برای ارائه خدمات امنیتی نظارتی به بازیگران بین المللی و منطقه ای دارد. این خدمات می تواند شامل استقرار سامانه های مانیتورینگ مرزی، پشتیبانی از کنترل بنادر و آموزش نیروهای محلی باشد. با این حال هرگونه مشارکت نظامی آشکار نیازمند پذیرش سازوکارهای نظارتی و شفافیت است که ممکن است کانال های غیررسمی روسیه را محدود کند و هزینه سیاسی برای روابط با تهران افزایش دهد. همچنین ورود به نقش های امنیتی حساس می تواند ریسک محکومیت بین المللی در زمینه حقوق بشر را بالا ببرد که نیاز به جبران از طریق اهداف بشردوستانه و دیپلماسی دارد.
ابزار اقتصادی و پروژه های بازسازی
پروژه های بازسازی پساجنگ در غزه که برآورد می شود هزینه ای در ده ها میلیارد دلار داشته باشد، می تواند کانال های نفوذ اقتصادی درازمدت برای روسیه ایجاد کند. سرمایه گذاری در بخش های انرژی، برق، آب و حمل و نقل به شرکت های روسی جریان های مالی قابل توجهی می دهد و وابستگی های اقتصادی و سیاسی در منطقه را فراهم می کند؛ اما تحقق این هدف نیازمند جذب کنسرسیوم های بین المللی و مدیریت موانع تحریمی و بانکی است. روسیه می تواند با ارائه خطوط اعتباری و قراردادهای برون سپاری، بازسازی را به ابزاری برای نفوذ تبدیل کند؛ اما شفافیت قراردادها و رعایت استانداردهای بین المللی نیز می تواند پیچیدگی های حقوقی و ریسک فساد را افزایش دهد و مشروعیت روسیه را در نزد شرکای محلی و بین المللی تضعیف کند.
ابزار دیپلماتیک و ساختارهای چندجانبه
از منظر دیپلماتیک، راهبرد واقع بینانه روسیه ترکیبی از ورود رسمی به سازوکارهای چندجانبه برای کسب مشروعیت و دیپلماسی پشت پرده با تهران، قاهره و آنکارا برای حفظ نفوذ محلی است. مشارکت در هیئت های بازسازی تحت پوشش سازمان ملل می تواند جایگاه روسیه را تثبیت کند، به شرطی که این مشارکت ها استقلال راهبردی مسکو را تحت الشعاع قرار ندهد و انتقادات عربی و ایرانی را کاهش دهد. کرملین باید پیش از هر اقدام عملی، شروطی برای مشارکت تعیین کند، از جمله دسترسی به قراردادها و سهم در نهادهای ناظر تا از حذف شبکه های نفوذ خود جلوگیری کند.
تلاقی منافع تهران و مسکو در غزه: از همکاری تاکتیکی تا رقابت راهبردی
روابط ایران و روسیه در سال های اخیر به شدت پیچیده و رو به رشد بوده و مسکو به عنوان شریک راهبردی تهران در امنیت منطقه ای، به ویژه در سوریه و محور مقاومت، عمل کرده است. هر تحرک روسیه در خاورمیانه، به ویژه در غزه تاثیر مستقیمی بر منافع ایران دارد.
حضور فعال روسیه در بازسازی غزه می تواند به گسترش تاثیر اقتصادی آن در این منطقه و افزایش رقابت با ایران منجر شود. در این شرایط تهران سیاست جدیدی برای به کارگیری ابزارهای دیپلماتیک، در جهت حفظ موقعیت خود اتخاذ خواهد کرد. اگر روسیه از ابزارهای نظامی برای کنترل گروه های فلسطینی استفاده کند، این امر فشار جدی بر شبکه های مقاومت وارد می کند و ایران ممکن است نیاز به بازنگری در تامین تسلیحات داشته باشد.
علاوه بر این نقش آفرینی روسیه در نهادهای بین المللی می تواند به کاهش نقش ایران به عنوان «ضامن مقاومت» منجر شود. با این حال انزوای غربی روسیه ممکن است فرصت همکاری بیشتری برای تهران در پروژه های فلسطینی فراهم کند و ایران را قادر سازد تا نفوذ خود را حفظ کند.
جمع بندی
تحولات غزه و جنگ ۲۰۲۳ چالش های جدی امنیتی و ژئوپلیتیکی را ایجاد کرده است. طرح ۲۰ ماده ای ترامپ برای غزه به خلع سلاح حماس، بازسازی زیرساخت ها و همکاری بین المللی تاکید دارد که واکنش های متفاوتی به ویژه از سوی روسیه را به همراه داشته است. مسکو به دنبال حفظ نفوذ خود در برابر واشنگتن و بهبود روابط با کشورهای عربی است. این در حالی است که حضور روسیه در غزه ممکن است موجب رقابت با ایران شود. روسیه می تواند با استفاده از ابزارهای اقتصادی و دیپلماتیک، سهمی از پروژه های بازسازی غزه را به دست آورده و در عین حال طرف های مختلف را به سمت همکاری سوق دهد. موفقیت این استراتژی به مدیریت روابط مسکو با تهران و سایر بازیگران فلسطینی بستگی دارد.
این مطالعه در اندیشکده سرآمد توسط عارف بیژن در سال 1404 انجام شده است.




