اخباریادداشت سیاستی

بازتعریف برند ملی ایران در جنگ منطقه‌ای

گذار از مدل آنهولت به الگوی مقاومت

✍️ مرضیه بابایی، رئیس دفتر حکمرانی اندیشکده برند ملی ایران

جنگ رمضان علیه ایران و ائتلاف امریکا-اسرائیل (با هم‌افزایی لابی صهیونیسم یهودی، صهیونیسم مسیحی و صهیونیسم اسلامی)، نه‌تنها چالش وجودی، که یک پیچیدگی ژئوپلیتیک با پیامدهای عمیق برای برند ملی ایران خواهد شد.

مدل‌های سنتی برندسازی ملی، به‌ویژه مدل کلاسیک سایمون آنهولت که متمرکز بر شش مولفه (گردشگری، صادرات، سیاست، سرمایه‌گذاری، فرهنگ و مردم) است، در شرایط انواع جنگ هیبریدی و جنگ و هویتی و امنیتی، ظرفیت ساخت و ارائه راهبرد کارآمد را از دست می‌دهند. این یادداشت در صدد آن است به‌طور مستدل بیان کند که برند ملی ایران در بستر تقابل باهیمنه‌ی غرب، به‌ویژه در سناریوی جنگ منطقه‌ای، از چارچوبی منحصربه‌فرد تبعیت می‌کند که می‌توان آن را مدل مقاومت انقلابی و مردمی اطلاق کرد.

مدل‌های کلاسیک چون آنهولت، براساس مزیت‌سازی‌های رقابتی در انواع سطوح، برای جذب گردشگر، سرمایه و ارتقای تصویر ذهنی مثبت طراحی شده است. این مدل دارای کاستی‌های اساسی در مواجهه با جنگ رمضان است. در شرایط درگیری‌های شناختی و نیز مستقیم، مولفه‌هایی چون گردشگری و سرمایه‌گذاری خارجی نزدیک به صفر می‌‌شود که این مهم، فروپاشی مولفه‌های نرم این مدل را نشان می‌دهد.

در این فضا تغییر کارکرد دیپلماسی عمومی فعال می‌شود و دیپلماسی عمومی از تعاملات نرم فرهنگی به جنگ روایت‌ها مبدل می‌شود. هم‌چنین مدل آنهولت بر ساخت هویت مستقلی تاکید دارد که در بحبوحه جنگ به غیریت‌سازی می‌توان اتکا کرد؛ یعنی هویت ملی درتقابل با دیگری متخاصم (امریکا و اسرائیل و حتی برخی دیاسپورای وطن‌فروش) قابلیت بازتعریف دارد. همانگونه که رهبر شهید انقلاب در یکی از روزهای ۸ ساله دفاع مقدس در پاسخ به سوالی رزمنده‌ای از تطبیق ایران و اسلام فرموده بودند و در ساحت همین جنگ امروز به‌عینه قابل دیدن است که وطن، با اسلام یکی است حتی اگر برخی را خوش نیاید.

چارچوب نظری جایگزین: مدل برند ملی مقاومت انقلابی و مردمی

برند ملی ایران در شرایط حاضر، مبتنی‌بر بازار مقاومت عمل می‌کند. این مدل دارای پنج مولفه اصلی است که جایگزین اضلاع شش‌گانه آنهولتمی‌شوند:

  • برجسته‌سازی مولفه پایداری (به‌جای دیپلماسی فرهنگی معمول): ایران باید در امتداد بستر میراث تمدنی چندین هزار ساله‌اش، برروایت آخرین سنگر مقاومت دربرابر نظم سلطه تمرکز ‌کند. این روایت درمیان ملت‌های دارای سابقه ضد استعماری و جبهه مقاومت، سرمایه نمادینی ایجاد کرده که در بحبوحه جنگ ۱۲ روزه ۱۴۰۴، رشحاتی از آن در فضای نخبگانی این کشورها و شبکه‌های اجتماعی دیده شد؛
  • برجسته سازی مولفه قدرت نمادین ایرانی در جایگزینی مولفه صادرات: کالاهای ایرانی (به‌ویژه محصولات دفاعی و فناوری‌های راهبردی) نه به‌دلیل قیمت یا کیفیت محض، که به‌دلیل نماد خودباوری ملی و ایستادگی در برابر تحریم ارزش افزوده در اذهان پیدا می‌کنند؛
  • مولفه جغرافیای هم‌سو: این مولفه هم به‌جای جذب سرمایه‌گذاری در شرایط تحریم و جنگ، توان خوبی در ایجاد پیمان‌های اقتصادی و امنیتی بابازیگران هم‌سو را دارد؛
  • مولفه ساحت افکار عمومی: در فضای حال حاضر، مولفه «ساحت افکار عمومی» را به‌درستی باید جایگزین «جذب گردشگر» کرد؛ یعنی گردشگر فیزیکی به گردشگر مجازی و مخاطب همدل تبدیل شود. شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های مستقل، مخاطبانی را جذب می‌کنند که به‌دنبال شنیدن روایت غیرغربی از جهان هستند. همچنین روند قطبی‌سازی در باب دشمن اهریمنی اپستینی دربرابر مرد خدا می‌تواند یک افق فکری نو برای آزادگان فکری در جهان بسازد؛
  • مولفه مردم به‌مثابه کنشگر در مدل مقاومت: مردم ایران در آخرین فرمایش امام شهید به ملتی که درس‌های اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است و می‌داند که چه‌ کار کند اطلاق شدند و در توصیه اصلی‌اشان، وقت‌شناسی و حضور به‌هنگام را امر مهمی دانستند که نشانگر زنده‌بودن ملت در بستر این انقلاب است. این زنده‌بودن در بستر کنشگری می‌رود و ابعاد تاب‌آوری اجتماعی در دستگاه فکری یک ملت زنده و وقت شناس، خودبه اصلی‌ترین مولفه بازدارندگی و بازتولید برند ملی تبدیل می‌شود.
امتیاز کاربر 0 (0 رای)

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا