اخباریادداشت سیاستی

جذب غیرنظامیان به گروه های افراطی و خشن؛ جدیدترین راهبرد عملیات تاثیر علیه ایران

بررسی نحوه اثرگذاری اقدامات سخت و نرم دشمنان بر جامعه با هدف جذب غیرنظامیان و افراد عادی به اغتشاشات از منظر علوم رفتاری

✍️زینب آرمانیان؛ مرکز بینش‌های رفتاری ایران

 

در طی هفته های اخیر که کشور شاهد حملات تروریستی عوامل خارجی و مزدوران داخلی و تبعات گران بار آن بوده است، انواع تحلیل های نظامی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در رسانه ها منتشر می شود، حال آنکه در همه ی این وقایع ما با «انسان» مواجه هستیم و بخشی از تحلیل های واقع بینانه از شناخت صحیح انسان و آگاهی از فرایندهای شناختی و تصمیم گیری او حاصل می شود؛ ولی به این دست این تحلیل ها کمتر پرداخته می شود. اینکه «چگونه مسائل اقتصادی می تواند دست آویزی برای بی ثباتی های اجتماعی باشد؟»، اینکه «چگونه مسائل اقتصادی بر ادراکات تاثیر می گذارند؟»، اینکه «چگونه عده ای از جوانان جذب شبکه های تروریستی شده و در برهم زدن امنیت کشور، با آنان همراهی می کنند؟»، اینکه «خشونت صحنه ی اغتشاشات از کجا نشات می گیرد؟»، همگی سوالاتی هستند که با نگاه به ویژگی های روان شناختی انسان، ما را به تصویر روشن تری از وضعیت موجود می رسانند.

برای پاسخ به این سوالات می بایست چند قدم عقب تر رفت. اگر کشوری با هدف شکل دهی به باورها و رفتارهای گروهی از افراد، شروع به طراحی عملیات در کشور هدف کند و از طریق دست کاری جریان اطلاعات، جهت دهی به افکار عمومی، ایجاد فاصله میان واقعیت و ادراک آن و تضعیف اعتماد عمومی، انسجام اجتماعی و تصمیم گیری صحیح آن جامعه را هدف قرار دهد، اصطلاحا «عملیات تاثیر» انجام داده که بعضا معادل جنگ شناختی قرار می گیرد. واضح است که کشور ما نیز در سال های پس از انقلاب، به صورت مستمر، هدف این عملیات ها از سوی کشورهای متخاصم بوده است. بازیگران متخاصم در هر عملیات تاثیر، به صورت کلی دو هدف «بی ثبات سازی» و «نفوذ» را دنبال می کنند و ذیل هر یک اقداماتی را صورت می دهند. بی ثبات سازی در راستای مختل کردن سازمان دهی و انسجام بین گروه های مختلف یک جامعه انجام می شود. اما در محور نفوذ، عاملان از طریق دستکاریِ برداشت و ادراک افراد از واقعیت های پیرامون، ذهن و رفتار آن ها را جهت دهی می کنند تا رفتار مطلوب آن ها را از خود نشان دهند. برخلاف بی ثبات سازی که هدف آن ایجاد تفرقه و آشفتگی است، هدفِ نفوذ دستیابی به هم فکری و اجماع در میان گروه هدف است. یکی از تاکتیک های بی ثبات سازی، «نفوذ اقتصادی» است و یکی از موارد نفوذ نیز «جذب غیرنظامیان به تفکرات افراطی»؛ دو تاکتیکی که به همراه زیربناها و پیامدهای روان شناختی آن ها، در اغتشاشات اخیر دست مایه ی وقوع اقدامات خشونت آمیز و ناآرامی ها شد.

ابزارهای اقتصادی و تحریم ها همواره به عنوان اهرم فشار در روابط بین الملل به کار رفته اند؛ اما امروزه به طور موثرتری از این پدیده با هدف تاثیرگذاری بر تصمیمات و رفتارهای گروه های مختلف جامعه هدف (مسئولین اقتصادی، بازاریان و کسب وکارها، عموم مردم و غیره) استفاده می شود. فرایند روان شناختی اثرگذاری ابزارهای اقتصادی، ایجاد یا تشدید این باور عمومی است که دولت قادر به تامین نیازهای اساسی مردم نیست؛ طبعا عدم انجام اقدامات مناسب توسط مسئولین داخلی و کمبود واقعی برخی اقلام، چنین ادراکی را در مردم تقویت کرده و اعتماد را کاهش می دهد. در چنین شرایطی مشروعیت دولت کاهش و هدف مدنظر که همان بیگانه سازی مردم با رهبران و دولت است، تحقق می یابد. هر چه مصرف گرایی در جامعه ای بیشتر باشد، احتمال متاثرشدن از ابزارهای اقتصادیِ عملیات تاثیر افزایش می یابد. برای مثال فشارهای اقتصادی ایالات متحده علیه شیلی نشان می دهد که تحریم های اقتصادی بر عملکرد نهادها و رفتارهای سیاسیِ شیلی موثر بوده است؛ زیرا طبقه متوسطِ آسیب پذیر واکنش سیاسی شدیدی در اثر تحریم ها نشان داد که به فروپاشی رژیم انجامید. جالب توجه است که در کوبا با وجود تحریم های مشابه، نتیجه متفاوتی رقم خورد. علت آن نیز عدم وجود طبقه متوسط مصرف گرا و تاثیر کمتر تحریم ها و در نتیجه عدم واکنش سیاسی آن ها بود.

 از دیگر تاکتیک های عملیات تاثیر که در روزهای اخیر توسط بازیگران متخاصم طراحی و اجرا شد، جذب غیرنظامیان به تفکرات افراطی به عنوان یکی از مصادیق نفوذ بود. در این رابطه، مدل موتور ایدئولوژیک (Ideological Engine Model) نشان می دهد که چگونه مجموعه ای از عوامل انتزاعی و انگیزشی در کنار یکدیگر می توانند ایدئولوژی های خشونت طلب را پدید آورند. در این مدل، نقش کلیدی بر عهده کارآفرینان هویتی (Identity Entrepreneurs) است؛ رهبران اجتماعی که لزوما قدرت رسمی ندارند، اما قادرند با مردم عادی ارتباط عاطفی و فکری برقرار کنند. این افراد با روایت هایی جذاب، مخاطبان را در قالب قهرمانانی معرفی می کنند که مامور نجات جامعه اند. آن ها معمولا به اقشار فقیر و محروم القا می کنند که مقصر وضعیت فلاکت بارشان خودشان نیستند، بلکه ظالمی بیرونی وجود دارد که باید با او مقابله کرد. این روایت ها زمانی موثرترند که کاملا بر روی زمینه های پیشینِ نارضایتی یا بدبینی نسبت به طرف مقابل سوار شوند. در مراحل بعدی، کارآفرینان هویتی بستر را برای اقدامات خشونت آمیز فراهم می کنند؛ تروریست ها و گروه های افراطی، هدف هایی را انتخاب می کنند که احتمال واکنش شدید نهادهای رسمی را بالا می برد (مانند حمله به مقرهای پلیس، به آتش کشیدن مساجد، خدمات عمومی و کشتن نیروهای امنیتی یا مردم به شکلی فجیع). واکنش تند طرف مقابل، به آنان امکان می دهد دشمن را بیش از قبل بی اعتبار، قطبی سازی را تشدید و حمایت هم فکران را جلب کنند. در این نقطه است که روایت مبارزه از سطح یک اقدام شخصی فراتر می رود و به «وظیفه ای گروهی و ملی»، با همراهی سطوح بسیار بالایی از هیجان، تبدیل می شود و با شست و شوی فکری افراد، اِعمال بالاترین خشونت ها نسبت به تمام افراد و دارایی های حکومت و طرفداران آن (و حتی مخالفان ایده خشونت) مشروعیت می یابد. در اتفاقات اخیر کشور اما، عدم همراهیِ رفتاری مردم با اغتشاشگرانِ تروریست سبب از بین رفتن این چرخه و عدم تداوم ناامنی ها شد. البته باید توجه داشت که در سالیان اخیر، با پیشرفت فناوری و گسترش اینترنت، این موتور ایدئولوژیک، بسیار قدرتمندتر از قبل شده و با برقراری اینترنت جهانی، فعال سازی دوباره آن دور از ذهن نیست. امروزه ارتباطات جهانی، خشونت فیزیکی را به ابزاری برای گسترش جنگ در قلمروی جدید یعنی ذهن ها و باورهای مردم تبدیل کرده است و جذب غیرنظامیان به این تفکرات افراطی و تبدیل آن ها به پیاده نظام های بازیگر متخاصم می تواند همچنان روشی موثر و کم هزینه برای شکست کشورهای هدف تلقی گردد.

آن چیزی که امروزه در سطح افکار عمومی و خیابان های کشور در حال رخ دادن است، عملیات تاثیری هوشمندانه و مبتنی بر تاکتیک های روان شناختی مختلف است که متاسفانه، حداقل در سطوحی، موفقیت هایی حاصل کرده است. مقابله با هر یک از راهبردها و تاکتیک های عملیات تاثیر و پیامدهای آن ها، مستلزم شناخت دقیق ذهن انسان، آگاهی از پایه های روانشناختیِ اقدامات دشمن و تحلیل و تبیین صحیح، علمی و عمیق آن هاست؛ چیزی که امروزه ضرورت، و البته فقدان آن، بیش از هر زمان دیگری احساس می شود.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

مرکز بینش های رفتاری ایران

مرکز بینش های رفتاری ایران با هدف کاربردی سازی علوم رفتاری و روان‌شناختی در حل مسائل روز جامعه ایران تشکیل شده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا