پیشنهاد تشکیل اتاق فرماندهی رسانهای در دوره جنگ
یادداشت اندیشکده اقتصاد دانش بنیان
اندیشکده اقتصاد دانشبنیان
برای صیانت از سرمایه اجتماعی و جلوگیری از رخنه روایتهای متعارض، حاکمیت ملزم به تدوین و ارائه پیشدستانه روایت معیار در تقابل با روایت جبهه صهیونیستی و امریکایی است. پس از گذشت نزدیک به ۴۰ روز از جنگ تحمیلی سوم و حمله جبهه امریکایی–صهیونیستی به خاک جمهوری اسلامی ایران، ضعف روایتسازی داخلی از تقابل در میدان بسیار مشهود است.
استمرار روایتسازی غیرحرفهای در مدیریت جنگ به کاهش یا حتی ازدسترفتن مرجعیت رسانهای، غلبه روایت دشمن، تثبیت ذهنیت شکست در داخل و حاکمیت ذهنیت پیروزی در جبهه دشمن میشود. درنتیجه تثبیت ذهنیت شکست و مدیریت فضای روانی بواسطه روایت متعارض ازسوی دشمن، ممکن است تابآوری روانی جامعه کاهش پیدا کند و بهواسطه عقبنشینی تحمیلی، دستاوردهای متعالی و بالقوه جنگ از دست برود و منجر به تکرار واقعه جام زهر شود.
در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۴۰۴ (روز شنبه)، هدف قرار گرفتن دو هواپیمای عملیات ویژه (HC-130)، یک جنگنده A10، چهار هلیکوپتر بلک هاوک، دو هلیکوپتر لیتل و دو پهپاد MQ9 در خاک ایران به جهان مخابره شد. انتشار این خبر در کنار تسلط کشور بر تنگه هرمز کافی بود تا معادلات جنگ را به نفع کشور تغییر دهد و رسانههای جهان از این واقعه بهعنوان طبس دوم یاد کنند. اهمیت این واقعه از آن جهت اهمیت داشت که برتری هوایی جبهه امریکایی–صهیونیستی به چالش کشیده شده و هواپیماها امنیت خود را از دست میدادند.
در این شرایط، جبهه نبرد با هدف منحرفکردن افکار عمومی از پیروزی نسبی به دست آمده در میدان بهسمت روایتسازی متعارض و با جزئیات بیشتر تغییر یافت تا فضای روانی جامعه را با بازتعریف از پیروزی متوجه موفقیت خود کند و دستگاه محاسباتی عمومی جامعه را از واژه موفقیت به هم بریزد. با استعانت از این حقه رسانهای، روایت از سقوط جنگندههای دشمن به نجات خلبانان و خدمه آنها تغییر یافته و رئیسجمهور امریکا سعی کرد با ارائه جزئیات بالا از قصه نجات خلبانان و خدمه، آن را برای عموم باورپذیر سازد؛ درصورتیکه اسناد و تصاویر قابل اتکایی ازسوی امریکاییها تا به امروز ارائه نشده است.
علیرغم اینکه موفقیت در میدان جنگ توسط کشور تثبیت شده بود رسانه داخلی، اولا چند روایت از سقوط جنگندهها بیان کرد (اول هواپیمای ساقط شده F35 بود که بعدا مشخص شد F15 است)، ثانیا این روایت از سقوط جنگندهها مبسوط نبود و به ارائه یک تصویر از لاشه یک ماشین با یک جمجمه بسنده شده بود و پاسخی به عملیات نجات ادعا شده ازسوی امریکا داده نشده بود.
ثالثا جزئیات متقن و مستند منسجم در آن روایت که بهواسطه بیانیه سپاه و قرارگاه خاتمالانبیاء (ص) بیان شد ارائه نشده بود و خبرگزاریها بهدلیل عدم اطلاع از واقعیت میدان، به یک یا دو جمله بسنده کرده بودند؛ مجموعه این عوامل، باورپذیری روایت بیان شده داخلی را سختتر و این حس را به مخاطب القا میکند که روایت بیان شده ازسوی دشمن درستتر است.
پیشنهاد میشود اتاق فرماندهی واحد رسانهای با هدف ارایه روایت منطقی از موفقیتهای میدانی و پاسخ متقن و متقارن به ادعاهای انجام شده ازسوی دشمنان تشکیل شود.
در وهله اول ضروری است که پیوست رسانهای و ارایه تصویری دقیق از صحنه جنگ و تخصص لازم در این موضوع توسط فرماندهان نظامی به رسمیت شناخته شود. همچنین لازم است افراد متخصص و با سابقه رسانهای آشنا با جریانهای افکار عمومی (مانند سردبیران خبرگزاریهای داخلی) بههمراه تیمهای امنیتی و نظامی در داخل این اتاق تلاش داشته باشند در حداقل زمان ممکن، روایت رسمی از جریان جاری جتگ را تهیه و با مخاطب داخلی و خارجی با اشتراک بگذازند.
اهمیت این موضوع از آنجایی است که بدون اطلاع از جریان جاری در جنگ، تهیه روایت اول و متقن امری سخت است که در حال حاضر بر عهده رسانههای داخلی قرار گرفته است. تشکیل چنین اتاقی کمک خواهد کرد که با رعایت موارد امنیتی و نظامی، تهیه روایت حرفهای و سریع فراهم شود.



