ارتقا و مدیریت مشارکت مردمی در شرایط جنگ
ارائه مدل شش وجهی مشارکت مردمی برای افزایش تاب آوری ملی در بحران ها و جنگ های هیبریدی
مشارکت مردمی در دوران بحران ها و به ویژه در شرایط جنگ، یکی از مهم ترین عوامل تقویت توان ملی و افزایش تاب آوری جامعه به شمار می رود. تجربه های جهانی نشان می دهد که حضور فعال و سازمان یافته مردم در فرایندهای دفاع و حمایت می تواند به کاهش آسیب ها و تسریع بازسازی کمک شایانی کند. در ایران نیز تاریخ معاصر گواه بر نقش موثر تشکل های مردمی و نهادهای محلی در مقابله با تهدیدات امنیتی و انسانی است؛ بنابراین ایجاد سازوکارهای موثر برای جذب و بهره برداری از ظرفیت های مردمی، ضرورتی اجتناب ناپذیر برای تضمین امنیت پایدار و توسعه فراگیر کشور محسوب می شود.
ضرورت و اهداف پژوهش
تجربیات تاریخی به ویژه جنگ دوازده روزه اخیر نشان داده اند که «مشارکت مردمی در جنگ» یکی از عوامل حیاتی و ضروری برای موفقیت در شرایط بحرانی است. این مشارکت نه تنها موجب کاهش خسارات جانی و مالی می شود، بلکه می تواند به عنوان عاملی کلیدی در افزایش تاب آوری ملی نیز ایفای نقش کند. متاسفانه در بسیاری از جنگ ها، ظرفیت های مردمی یا نادیده گرفته شده اند و یا به طور ناکارآمد مدیریت شده اند. به همین دلیل نیاز مبرم به طراحی و اجرای طرحی جامع برای ارتقای مشارکت فعال شهروندان و تشکل های مردمی در شرایط جنگی احساس می شود.
هدف اصلی این پژوهش، تبدیل مشارکت مردم از حالت واکنشی و مقطعی به مشارکتی مستمر، فعال و سازمان یافته است تا جامعه در صورت بروز جنگ های احتمالی آینده به شکلی موثر در دفاع، امدادرسانی و بازسازی نقش ایفا کند. این رویکرد مبتنی بر اصول حکمرانی مشارکتی و تجارب موفق داخلی نظیر جهاد سازندگی، بسیج و کمیته هاست که نشان داده اند جنگ تنها محدود به نیروهای نظامی نیست، بلکه نیازمند بسیج گسترده تمامی منابع انسانی و اجتماعی در سطح کشور است تا مقاومت و پیروزی نهایی تضمین شود.
موانع مشارکت مردمی در جنگ های هیبریدی: تجربه جنگ دوازده روزه
در جنگ های مدرن کوتاه مدت و پرشدت مانند جنگ دوازده روزه، مشارکت مردمی نقش کلیدی در افزایش تاب آوری ملی و کاهش خسارات دارد، اما در ایران ظرفیت های گسترده شهروندان و تشکل های مردمی از جمله سازمان های مردم نهاد، شبکه های مجازی، گروه های داوطلب و جوامع مذهبی به طور کامل استفاده نمی شود. تجربه جنگ دوازده روزه و بحران هایی مانند سیل و زلزله، ضعف ها و چالش های عمده ای در مشارکت موثر مردمی را نشان داده است که برخی از آن ها عبارتند از:
- عدم آمادگی عمومی: بسیاری از شهروندان آموزش های پایه دفاع غیرنظامی مانند پناهگیری، امداد اولیه و مدیریت بحران را ندارند که باعث کاهش توان مقابله با استرس و تصمیم گیری در شرایط بحرانی می شود. برگزاری دوره های آموزشی مداوم و آنلاین می تواند کمک های اولیه مردمی را افزایش داده و مهاجرت های غیرضروری را کاهش دهد؛
- ضعف سازمانی تشکل ها: تشکل های مردمی معمولا فاقد ساختار هماهنگ با نهادهای دولتی هستند که باعث آشفتگی در شناسایی نیازها و توزیع کمک ها می شود. عدم وجود پروتکل های مشترک و ادغام ناکافی با سازمان هایی مانند هلال احمر و بسیج، همراه با ضعف در هماهنگی دیجیتال، از مشکلات اصلی است. در جنگ دوازده روزه، تلاش های گروه های داوطلب محلی مانند هیات های مذهبی برای توزیع کمک های غذایی و پزشکی به دلیل نبود هماهنگی با وزارت کشور و سپاه موثر نبود؛
- کمبود منابع: تشکل ها با کمبود بودجه، تجهیزات و شبکه های ارتباطی امن و پایدار که برای نقش آفرینی در شرایط جنگی حیاتی است، مواجه اند. این مشکلات مالی و فناوری، نقش آن ها را در جنگ دوازده روزه محدود کرد. تلاش های گروه های داوطلب نیز برای جمع آوری کمک های مالی و امدادی از طریق شبکه های اجتماعی به دلیل کمبود تجهیزات و محدودیت های ارتباطی مثل فیلترینگ ناکام ماند.
نقش حیاتی مشارکت مردمی در کاهش خسارات و تقویت تاب آوری در جنگ ها
این بخش به بررسی شواهد تجربی مشارکت مردمی در جنگ ها می پردازد و نقش کلیدی آن را در پیروزی و بازسازی نشان می دهد.
سوابق داخلی
در ایران تشکیل بسیج مستضعفین با بیش از ۴ میلیون عضو در دوران دفاع مقدس، وابستگی به نیروهای حرفه ای را کاهش داد و موجب افزایش تاب آوری کشور شد. نمونه دیگر سازمان جهاد سازندگی است. جهاد سازندگی با مدیریت پروژه های عمرانی در مناطق جنگی، خسارات اقتصادی را تا ۲۵ درصد کاهش داد و به بازسازی سریع روستاها کمک کرد.
سوابق جهانی
در سطح جهانی، Home Guard بریتانیا در جنگ جهانی دوم نقش مهمی در کاهش تلفات غیرنظامی داشت. همچنین ویت کنگ های ویتنام (گروه های جنگ چریکی مردم نهاد در جنگ ویتنام که علیه نیروهای آمریکایی و ویتنام جنوبی می جنگیدند) با همکاری روستاییان، تلفات را ۴۰ درصد کاهش دادند. در جنگ اوکراین مقاومت مدنی با مشارکت بیش از ۱۰۰ هزار داوطلب، کاهش تلفات و افزایش تاب آوری شهری را به همراه داشته است. این نمونه ها نشان می دهد مشارکت مردمی، به ویژه هنگامی که با ساختارهای دولتی هماهنگ باشد، نقش حیاتی در کاهش خسارات و تقویت مقاومت ملی دارد.
مدل شش وجهی مشارکت مردمی در بحران های جنگی
برای ارتقای مشارکت مردمی، باید برنامه های آموزشی گسترده اجرا شود، تسهیلگری اداری و حمایت های مالی و فنی فراهم شود، اطلاع رسانی موثر و دوطرفه باشد، اعتماد از طریق شفافیت افزایش یابد و شبکه ای یکپارچه از ذی نفعان شکل گیرد. این مشارکت سازمان یافته و هوشمند باعث کاهش خسارات جانی و مالی، توزیع بهینه منابع و افزایش تاب آوری ملی در برابر تهدیدات جنگی می شود.
وجوه مدل پیشنهادی
مدل مداخله پیشنهادی برای ارتقای مشارکت مردمی در مواجهه با بحران های جنگی، مبتنی بر حکمرانی مشارکتی و شامل شش وجه اصلی است:
- آموزش: برنامه های آموزشی در سه سطح عمومی (پناه گیری، کمک های اولیه و مدیریت استرس)، تخصصی (امداد و نجات، مدیریت اسکان اضطراری، لجستیک) و نخبگانی (تولید دانش و فناوری های نوین پدافند غیرعامل) ارائه می شوند؛
- شبکه سازی: بانک اطلاعات ذی نفعان، پلتفرم هوشمند هماهنگی نیازها و ظرفیت ها و کلوپ های تخصصی مجازی برای تبادل تجربیات ایجاد می شوند؛
- تسهیل گری: موانع اداری از طریق پنجره واحد خدمات، دستورالعمل های اضطراری و تعیین رابط های دولتی برای تسریع فرآیندها کاهش می یابند؛
- حمایت مالی و فنی: بودجه از طریق صندوق ملی تامین می شود. همچنین انبارهای استانی با امکانات ضروری تجهیز و مشاوره حقوقی، مالی و فنی رایگان ارائه می شوند؛
- اطلاع رسانی: سامانه هشدار ملی، مرکز رسانه ای بحران، هماهنگی با پیام رسان ها و ساخت اپلیکیشن «همیار تاب آوری» برای اطلاع رسانی و درخواست کمک راه اندازی می شود؛
- اعتمادسازی: شوراهای مشترک نظارتی دولتی-مردمی، سیستم ردیابی کمک ها با کدهای QR تشکیل می شوند و گزارش های شفاف و عمومی منتشر می شوند.
این مدل نظام مند و هم پیوند، مشارکت مردم را به عنوان شرکای فعال امنیت ملی در نظر گرفته و با اجرای متوازن وجوه شش گانه، تاب آوری و پاسخگویی به بحران ها را بهینه می کند.
مدل اجرا
مدل پیشنهادی برای اجرای طرح های کلان در بحران ها است که بر پایه یک ساختار غیرمتمرکز اما هماهنگ قرار دارد. در این مدل سه موجودیت اصلی وجود دارد: «وزارت کشور به عنوان هماهنگ کننده»، «نیروهای داوطلب (شامل متخصصان و تشکل های مردمی)» و «یک میانجی از جامعه مدنی» که ارتباط میان آن ها را تسهیل می کند. این سیستم در دو سطح فعالیت می کند: سطح اول برای سیاستگذاری و نظارت با حضور نمایندگان کلیدی و سطح دوم برای عملیات که توسط سامانه دیجیتال «همتاب» پشتیبانی می شود. سامانه «همتاب» امکاناتی مانند ثبت نام و احراز هویت، نقشه بحران زنده، مدیریت وظایف، بانک نیاز و ظرفیت، دکمه SOS، هشدار سریع و ردیابی کمک ها را فراهم می کند. پشتیبانی انسانی و لجستیکی از طریق تشکل ها و همکاری با بخش خصوصی انجام شده و عملکرد سیستم به طور دوره ای ارزیابی و گزارش می شود تا به بهبود مستمر و تخصیص بهتر منابع منجر شود.
گام های عملیاتی
اجرای این مدل نیازمند یک نقشه راه دقیق، واقع بینانه و گام به گام است که توانایی سیستم موجود را در نظر گرفته و به تدریج آن را ارتقا دهد:
فاز اول: گام های کوتاه مدت (ماه های ۰ تا 3 – فاز پایلوت و بنیان گذاری)
فاز اول (ماه های ۰ تا ۳) پایلوت و بنیانگذاری است که با هدف ایجاد ساختار حداقلی، آزمودن مدل در مقیاس کوچک و شتاب دهی اولیه انجام می شود. از جمله اقدامات کلیدی در این فاز، ابلاغ دستورالعمل تشکیل شبکه توسط رئیس جمهور به وزارت کشور و نهادهای مرتبط است.
فاز دوم: گام های میان مدت (ماه های 3 تا 12 – فاز توسعه و نهادینه سازی)
هدف این فاز توسعه شبکه به تمامی استان ها، نهادینه سازی فرآیندها و راه اندازی کامل سامانه دیجیتال می باشد. در این فاز برخی اقدامات زیر صورت می گیرد:
- توسعه جغرافیایی: توسعه شبکه به تمامی 31 استان کشور؛
- تخصیص بودجه اولیه: تخصیص بودجه ملی و استانی به شبکه برای تامین هزینه های پرسنلی، آموزشی، تجهیزاتی و توسعه سامانه؛
- راه اندازی رسمی سامانه «همتاب»: رونمایی از نسخه کامل سامانه و آغاز ثبت نام سراسری داوطلبان و تشکل ها.
فاز سوم: گام های بلندمدت (۱۲ ماه به بعد – فاز تاب آوری و بهینه سازی)
هدف این فاز تبدیل شبکه به یک نهاد زنده، خودجوش، یادگیرنده و تاب آور که در فرهنگ ملی نهادینه شده است. از جمله اقدامات انجام شده در این فاز عبارتند از:
- توسعه کیفی شبکه: توسعه و به روزرسانی مستمر سامانه «همتاب» با افزودن قابلیت های هوش مصنوعی برای پیش بینی نیازها و بهینه سازی تخصیص منابع؛
- نهادینه سازی فرهنگی: گنجاندن مفاهیم «مشارکت مردمی در بحران» و «دفاع غیرنظامی» در کتب درسی مقاطع مختلف و برنامه های دانشگاهی؛
- نظارت و بهینه سازی مستمر: انجام ارزیابی های سالانه دقیق و اصلاح مداوم مدل بر اساس داده های واقعی و بازخوردهای میدانی.
تحلیل ذینفعان
برخی از ذینفعان کلیدی متصور در امر مشارکت مردمی در جنگ عبارت اند از:
تشکل های مردمی
تشکل های مردمی با انگیزه و تجربه، در امداد و نجات مناطق بحران زده نقش مهمی دارند. نیاز اصلی آن ها شامل رفع موانع اداری، تامین مالی و تجهیزات و برخورداری از حمایت قانونی و بیمه است. همچنین راهکارهای جذب این تشکل ها «ایجاد سامانه صدور سریع مجوز»، «صندوق حمایت مالی» و «تعیین رابط اختصاصی برای هماهنگی و پشتیبانی» است.
مساجد و هیئت های مذهبی
مساجد و هیئت های مذهبی با ریشه های اجتماعی قوی و اعتماد عمومی بالا، توان بسیج سریع مردم و مدیریت بحران در محله ها را دارند. نیازهای آن ها شامل آموزش های فنی و سازماندهی، هماهنگی با نهادهای دولتی و تامین تجهیزات امدادی است. راهکارهای جذب مشارکت این نهادها نیز عبارتند از: «طراحی طرح جامع نقش آفرینی مساجد در بحران»، «برگزاری دوره های آموزشی ویژه امامان و هیئت ها» و «تجهیز مساجد منتخب به پایگاه های دیدبانی و کمک رسانی».
جوامع محلی
جوامع محلی به عنوان اولین پاسخ دهندگان حادثه، با شناخت دقیق محله و افراد آسیب پذیر نقش کلیدی دارند. نیازهای این جوامع شامل آموزش همگانی مهارت های بحران، دسترسی به اطلاعات معتبر و تضمین حمایت امنیتی از مشارکت کنندگان است. راهکارهای جزب آن ها نیز شامل «اجرای طرح ملی آموزش دفاع غیرنظامی»، «توسعه گروه های همیار محله با محوریت مساجد» و «راه اندازی سامانه هشدار سریع رسمی برای اطلاع رسانی فوری و دقیق» است.
جمع بندی
تجربه جنگ دوازده روزه نشان داد مشارکت مردمی در بحران و جنگ، عاملی حیاتی برای کاهش خسارات و افزایش تاب آوری ملی است، اما ظرفیت های مردمی در ایران به طور کامل بهره برداری نشده اند. این پژوهش با هدف نهادینه سازی مشارکت مستمر و سازمان یافته شهروندان، مدلی شش وجهی شامل آموزش، شبکه سازی، تسهیل گری، حمایت مالی و فنی، اطلاع رسانی و اعتمادسازی ارائه می دهد. اجرای مدل پیشنهادی با ساختار غیرمتمرکز و سامانه دیجیتال «همتاب» در سه فاز کوتاه مدت تا بلندمدت برنامه ریزی شده است. جذب و توانمندسازی تشکل ها، مساجد و جوامع محلی به عنوان ذینفعان کلیدی، همراه با ارتقای هماهنگی و تجهیزات، به بهبود پاسخگویی و تاب آوری کشور در شرایط بحران کمک می کند.
این مطالعه در اندیشکده حکمرانی مشارکتی ایرانیان توسط محسن سلیمانی در سال 1404 انجام شده است.




