سیاستمدار یا بلاگر سیاسی؟
بازشناسی سیاست ورزی اصیل؛ کمرنگ شدن مرز سیاستمدار اصیل و بلاگر سیاسی در عصر امروز و تفاوت آن ها با یکدیگر

محمد فدائی و پدرام کاویان
در عصر گسستهای نو به نو، هر دم گسستی جدید در مسیر حرکت سربرمیآورد. تا ساربان روندگان را منسجم میکند، هیاهوی مریضی یک انشعاب خلق میکند. چه میشود وسط این همه مسئله و جای خالی مردانی که باید زیر مسئله را بگیرند، یکی هوس میکند قیلوقالی علم کرده و معرکهای خلق کند و خلایق را از زیر کار به پیش بار دعوت کند؟مرز میان سیاستمدار اصیل و بلاگر سیاسی کمرنگ شده. حل مسائل و قویشدن، کار سیاستمدار اصیل است. ما اما گرفتار بلاگرهای سیاسی میشویم. تفاوت این دو چیست؟
سیاستمدار اصیل، سیاست را عرصهی خدمت میبیند؛ مسیری پرپیچ و خم و طولانی که هدف آن، بهبود شرایط است. بلاگر، سیاست را سکوی پرتاب خود میبیند. بلاگر، برای دیده شدن خود و رشد آسانسوری، از ابزارهای سیاسی استفاده و در این مسیر، به ساحت سیاست خیانت میورزد. سیاست برای او یک کالای مصرفی است که باید با جنجال و هیجان، بیشترین بازدهی را در کوتاهترین زمان ممکن برای برند شخصیاش داشته باشد.
سیاستمدار اصیل میداند که مدیریت جامعه، مستلزم درک پیچیدگیها و گاهی سکوتهای استراتژیک است.
سینهاش مخزنالاسراری است که بازکردنش دل مردم را خالی میکند. او میداند که باید میان «وعدهی اصلاحات ایدهآل» و «وعدهی اصلاحات ممکن» تمایز قائل شود. او مردم را آگاه میکند، حتی اگر این آگاهی تلخ باشد، چون پیششرط بلوغ سیاسی جامعه است. سیاستمدار در خلوت میسازد و رنجِ گمنامی را میپذیرد؛ بلاگر در انظار ویران میکند تا دیده شود.
بلاگر از ناآگاهی مردم سوء استفاده می کند. او به جای تبیین پیچیدگیها، به دنبال سادهسازیهای هیجانانگیز است. دهانش پر است از شعارهایی که مردم را ناامید می سازد، زیرا این شعارها نه برای کمک به درک واقعیت، بلکه بر اساس نیاز به تولید محتوای پربازدید طراحی شدهاند. این رفتار حیثیت سیاست را بردن است و خیانتی مستقیم به رابطه دولت و ملت محسوب میشود.
سیاستمدار اصیل، آینهی تمامنمای واقعیت است، حتی اگر غبارآلود باشد؛ بلاگر، فیلترِ رنگینِ توهم است که حقیقت را به نفعِ لایکها مصادره میکند.
سیاست یک بازی بلندمدت است که نیازمند «ثبات در اصول» و «آرامش در اجرا» است. اولویت های سیاستمدار ثابت است و بر اساس اصول کلان تعریف میشود و گاهی برای سالها تغییر نمیکند. او به دنبال ایجاد آرامش و تجمیع منابع در کانون هدف است. اما اولویت بلاگر سیاسی را نرخ روز تعیین می کند. او ناآرام است و وظیفهاش بر هم زدن آرامش، محتوای آرام، دیده نمیشود. او به جای ثبات، به دنبال ترندها و جنجالهای لحظهای است.
سیاستمدار برای مردم تولید میکند. او با تولید گفتمان، جامعه را به سمت اهداف بزرگتر سوق میدهد. او به دنبال افزودن افراد به دایرهی خودی است و با رویکردی پدرانه و فراگیر، تلاش میکند تا شکافها را پر کند: «آن دختر بی حجاب دختر خود من است یا او عیب ظاهر دارد من عیب باطن». او یار اضافه میکند. بلاگر مصرفکنندهی همین سرمایهها است. او به جای افزودن، یار موجود را محو میسازد تا مخاطبانِ رادیکال و وفادار خود را منسجم کند.
سیاستمدار طبیب جامعه است که درد و درمان را با هم تجویز میکند و به آیندهی سلامت میاندیشد؛ بلاگر، دلالِ مسکّنهای زودگذر است که فقط درد را به تأخیر میاندازد و عفونت را کهنه میکند.
کنشگری بلاگر سیاسی، در بلندمدت، همان کارکرد مخدر را در جامعه سیاسی ایفا میکند. انبساط خاطر کوتاه و بلافاصله پس از آن، خلق خماری تا نابودی در بلندمدت. این خماری، همان بیاعتمادی، سرخوردگی و احساس درماندگی در برابر مسائل واقعی است.سیاستمدار اصیل به دنبال بلوغ جامعه است؛ عادت بد را ترک می دهد، عادت خوب را تشویق می کند و به جای تزریق هیجان لحظهای، به دنبال ایجاد سازوکارهای پایدار برای مشارکت و مسئولیتپذیری است.
برای همین، سیاستِ اصیل، سخت، کند و اغلب خستهکننده است، اما تنها راهی است که به هدف میرسد. بلاگر سیاسی، آسان، سریع و جذاب است، اما در نهایت، چیزی جز خاکستر و ویرانی از خود به جای نمیگذارد.



