به گزارش گروه رصد جامعه اندیشکده ها، مهدی خراتیان، مدیر اندیشکده احیای سیاست در گفتوگو با برنامه تصویری تمامرخ به روایت از جنگ و سناریوهای پایان آن پرداخته است.
پس از جنگ ۱۲روزه، معادلات منطقه وارد مرحلهای تازه شد؛ بهطوریکه نه میتوان از «پایان» سخن گفت و نه میتوان برای «ثبات» برنامهای داشت. مهدی خراتیان در گفتوگویی تازه، با واکاوی ریشههای شکلگیری جنگ جاری، از آنچه رخ داده و آنچه درحال شکلگیری است، تصویری دقیقتر ارائه میدهد. وی با مرور روندهای اصلی در ۶۰ روز جنگ و آتشبس نشان میدهد که بازیگران، بیش از آنکه بهدنبال پیروزی سریع باشند، درحال بازتعریف قواعد بازی هستند. تغییر موازنهها، نقشآفرینی بازیگران جدید و پیچیدهترشدن معادلات، همگی نشانههایی از جنگی هستند که حتی در سایه آتشبس همچنان ادامه دارد. و ازآنجاکه عبور از این بحران نیازمند نگاهی فراتر از تحلیلهای مقطعی است؛ چهارچوبی برای مدیریت وضعیت پیشنهاد میدهد؛ پیشنهادی که نهفقط بقا، بلکه «پیروز بیرونآمدن» از دل بحران است.
برآورد من این است که ما در تحلیل مدت زمان احتمالی جنگ دچار خطای محاسباتی بودیم و با نرخ آفند کم (به منظورم امکان جنگ بلندمدت) اسرائیل را به سوءمحاسبه درباره اراده و قدرت خودمان سوق دادیم.
بعد از جنگ زیرساختی و دومین حمله به فولاد مبارکه باید نرخ آفند را بسیار افزایش میدادیم و مثلا اینتل را میزدیم و از کار میانداختیم. باید به خود اسرائیل دردی معادل کاهشی که در جیدیپی ما داد میدادیم. چرا ایران این کار را نکرد؟ به نظر من دلیل این بود که تصور جنگ بلندمدت داشتند و نرخ آفند را متناسب با آن تنظیم کرده بودند، فلذا با وقوع آتشبس سوءمحاسبه هنوز در رژیم باقی مانده است که میتواند در جنگ زیرساختی ادامه دهد و ایران نمیتواند پاسخی بدهد.
برای من بسیار جالب و پرمعناست که اسرائیل و امارات دارند برای آغاز مجدد جنگ زیرساختی علیه ایران به ترامپ فشار میآوردند. الان ترامپ در ذهنش دارد بین سناریوی حفظ فشار اقتصادی یا برگشت به جنگ زیرساختی رفت و برگشت میکند و در این حین این دو او را تحریک میکنند. شاخص بورس و اوراق قرضه و نارضایتی از آتشبس در اسرائیل نشان میدهد ما در ایجاد ضربه متقابل به بخش مدنی و اقتصادی آنها موفق نبودهایم.
عجیب است که حتی برای امارات هم سوءبرآورد ایجاد کردهایم! اگر جنگ مجددی با تحریک اسرائیل و امارات علیه ما شکل بگیرد باید امارات را به عهد شترسواری برگردانیم و این کار را میتوانیم انجام دهیم. لازم باشد باید ابوظبی را اشغال کنیم. امارات در موضعی نیست که بخواهد با ما دربیافتد
مسئله این است که خاندان آل نهیان با شبکه جهانی صهیونیست، که این جنگ را فرصتی برای پایان دادن به پرونده ایران میدانند، پیوند عمیقی خوردهاند. برای این خاندان حتی امارات هم مهم نیست و فقط خودشان و ابوظبی مهم است و برای در قدرت ماندن هر کاری میکنند. امارات به مرکز تامین مالی جنگسالاری در منطقه تبدیل شده است. ما باید این خانواده آل نهیان را سرنگون کنیم. در نظم آینده مطلوب ما دبی باید بالا بیاید و ابوظبی پایین برود و امارات باید به یک کشور تجاری-کاسبی صرف تبدیل شود.



