آیا ایران میتواند به امکان زیستن در سرزمینهای اشغالی پایان دهد؟
یادداشت محمد بهمنآبادی، مدیر اندیشکده سبا
محمد بهمنآبادی، مدیر اندیشکده سبا
با مطالعه مبارزات امت اسلامی با رژیم صهیونیستی قبل و پس از طوفانالأقصی میتوان به یک درک تاریخی نائل شد: نزاع پس از ۱۵ مهر(۷ اکتبر) به نبردی وجودی تبدیل شده است. این نبرد وجودی در ۴ مرحله و تا سالهای آینده(نه صرفا نبرد رمضان و…) به نقطه پایانی خواهد رسید:
۱) درگیری در سطوح نظامی؛
۲) کاهش توان رزم یکی از دو طرف(کاهش تابآوری نظامی_اقتصادی جبهه مقاومت یا رژیم صهیونیستی و آمریکا در منطقه)؛
۳) نابودی زیرساختهای حیاتی و آغاز روند سقوط برای یکی از دو طرف؛
۴) خلع سلاح یکی از دو طرف نبرد؛
۵) تغییر سیاسی و جغرافیایی مدنظر طرف مقابل(توانمندشدن مردم فلسطین و لبنان برای بازپسگیری اراضی اشغالی در سایه شروع دوران اضمحلال نظام سیاسی اسرائیل یا تغییر نظام سیاسی ایران).
بدیهی است دولت بهعنوان نماینده آرای مردم، دستکم جزئی از علت اصلی جهت تحقق هدف متوسط (کاهش توان رزم امریکا در منطقه و آغاز فرآیند سلب امکان زندگی در سرزمینهای اشغالی با نابودی تمام زیرساختهای حیاتی) و هدف نهایی(اخراج امریکا از منطقه و فروپاشی سیاسی رژیم صهیونیستی) است.
از آنجاییکه یکی از ارکان مهم در جنگ، ابعاد اقتصادی و اجتماعی و فراهمکردن شرایط کشور برای این نزاع تاریخی است، راهبردهای رئیس جمهور و دولت نقش بسزایی در آن دارد. انگاره مسعود پزشکیان در امتداد نگاه حسن روحانی به رژیم صهیونیستی است: «اسرائیل میخواهد امریکا را به جنگ با ایران بکشاند»، «خواهان صلح در منطقه هستیم»، «اگر آمریکا از زیادهخواهی دست بردارد میتوان به توافق برد_برد با آن نائل شد»، «اسرائیل میخواهد مذاکرات با امریکا را به هم بزند».
راهبرد مسعود پزشکیان در مواجهه با امریکا، همچنان بر مدار دفاع و کنترل تنش است. گرچه مسعود پزشکیان پس از اعتراضات مردمی به سیاست عذرخواهی از کشورهای منطقه بهمرور نشان داد در جنگ با امریکا و اسرائیل نیز میتواند به جنگیدن میانمدت رضایت دهد و تا حدودی عملکرد سابق خود را جبران کند اما دولت چهاردهم طبق اظهارات رسمی، ازجمله اظهارات دکتر محسن زنگنه نماینده مجلس در مورد گزارش برخی وزرای دولت مبنیبر عدم توانایی اقتصادی ایران برای جنگیدن و عددسازیهای یکطرفه، توئیت یوسف پزشکیان در مورد نگرانی برخی اعضای دولت در مورد استفاده آمریکا از بمب اتم و…، گواه این مطلب خواهد بود که دولت و شخص رئیسجمهور مصمم به جنگ وجودی با امریکا در حوزه جغرافیایی رژیم صهیونیستی نیست. همچنین برخی عقبههای دولت نیز خواسته یا ناخواسته درصدد تکمیل نقشه امریکا قدم برمیدارند و با ارسال پالسهای توئیتری(توئیت بسیار جنجالی فرزند رئیسجمهور) و مقالهای (نگاشته دکتر ظریف در فارن افرز) تماما درحال تلاش هستند تا به خیال خود به امریکا بگویند:
«اگر با ما تعامل کنی بهتر است تا به ما خسارت بزنی و خسارت ببینی چون میتوانی با ما نفع ببری و در زمین اسرائیل بازی نکنی!»
این خطای شناختی با روی کار آمدن حسن روحانی بهعنوان انگاره سیاست خارجی ایران تثبیت شد بهنحوی که تصمیمات زیر با توجه به آن اتخاذ شد:
۱) عدم پاسخگویی به شهادت فخریزاده؛
۲) ادامه مذاکره با امریکا پس از شهادت حاج قاسم سلیمانی؛
۳) عدم پاسخ بهنگام به ترور اسماعیل هنیه در تهران و تصریح مسعود پزشکیان به فریبخوردن از امریکا در مورد وعده کنترل اسرائیل؛
۴) شهادت سیدحسن نصرالله؛
۵) ادامه مذاکره با امریکا و درگیری کشور در جنگ ۱۲ روزه؛
۶) پاسخ حداقلی به حملات امریکا در جنگ ۱۲ روزه (شلیک ۶ موشک به پایگاه العدید قطر)؛
۷) ادامه مذاکره با امریکا و شهادت رهبر معظم انقلاب و فرماندهان و آغاز جنگ رمضان؛
۸) تبدیل کارت تنگه هرمز به ابزار ادامه مذاکره با امریکا در اسلامآباد در مورد مسائل هستهای ایران.
دکتر پزشکیان نشان داده است در جنگ مقابل دشمن امریکایی جنگ را تا جایی ادامه خواهد داد که دو محور زیر را تامین کند:
۱) زیرساختهای کشور خسارت عمده نبینند؛
۲)جنگ تا جایی ادامه یابد که امریکا راه خود را از اسرائیل جدا کند و به توافق و معامله با ایران رضایت دهد.
به نظر میرسد زمانی که ایران مصمم به نابودی تمام زیرساختهای حیاتی رژیم صهیونیستی بگیرد، طرف مقابل به علت وسعت جغرافیایی ایران نخواهد توانست بیش از ۳۰ تا ۴۰ درصد زیرساختهای کشور را در خوشبینانهترین حالت منهدم کند اما این به چه معنایی است:
تهدید وجودی علیه اسرائیل عملیاتی شده و با سختترشدن زندگی در سرزمینهای اشغالی، نزاعهای سیاسی و اجتماعی در رژیم افزایش مییابد و اسرائیل وارد دوران فروپاشی و نزاعهای بیپایان سیاسی خواهد شد و از اینجا به بعد نقش مردم و گروههای مقاومت فلسطینی و لبنانی و طرح سیاسی و نظامی آنان مهم خواهد بود.



