اخباریادداشت سیاستی

آیا پکن برنده جنگ رمضان است؟

بازخوانی اندیشکده تین شیا از مقاله پیتر فرانکوبان، استاد تاریخ جهان در دانشگاه آکسفورد

✍️بازخوانی اندیشکده تین شیا از مقاله پیتر فرانکوبان، استاد تاریخ جهان در دانشگاه آکسفورد

حمله ایالات متحده به ایران قرار بود توازن‌های منطقه‌ای را با تضعیف ایران دوباره تنظیم کند؛ زیرا ایران از نگاه واشنگتن طی دهه‌ها به‌عنوان عامل بی‌ثباتی تلقی شده است؛ به‌ویژه به‌خاطر حمایت از شبکه‌های متحدان مسلح، توسعه برنامه‌های موشکی و همچنین برنامه‌ هسته‌ای.

این دخالت که قرار بود «محسوس و حساب‌شده» باشد به‌سرعت از کنترل خارج شد و طی چند هفته، آثارش از محدوده منطقه فراتر رفت و به عمق اقتصاد جهانی رسید. اختلال در حرکت کشتیرانی در تنگه هرمز،‌ که یکی از مهم‌ترین شاهراه‌های انرژی در جهان است.

این وضعیت، به بحران‌های شدید در کشورهای آسیایی انجامید که به‌شدت به واردات انرژی از خلیج فارس وابسته‌اند: در این کشورها کارخانه‌ها تعطیل شد، هزینه‌ها به‌شکل بی‌سابقه بالا رفت و نشانه‌هایی از کمبود جدی عرضه بروز کرد؛ نمونه آن فیلیپین است که اعلام کرد در حالت اضطراری قرار گرفته است.

در بحبوحه این آشفتگی، پیچیدگی‌های صحنه پس از آن که ترامپ اعلام کرد که اعمال محاصره دریایی بر تنگه هرمز برقرار شده است، نیز افزایش یافت؛ اقدامی که به‌عنوان یک تشدیدِ بی‌محاسبه تلقی شد و حتی یکی از «خطاهای خودساخته» در تاریخ معاصر است؛ زیرا علاوه‌بر آسیب‌های اقتصادی مستقیم، به‌معنای فرسایشِ اعتبار ایالات متحده در صحنه بین‌المللی است.

این سقوط جایگاه و اعتبار واشنگتن نه‌فقط نتیجه بحرانِ کنونی، بلکه حاصلِ مجموعه‌ای از سیاست‌های جنجالی طی سال گذشته بوده است؛ ازجمله وضع تعرفه‌های گمرکی پیش از عقب‌نشینی از آن‌ها، تهدید به برچیدن ناتو، حملات لفظی به رهبران متحد مانند «کی یر استارمر» نخست‌وزیر بریتانیا و «امانوئل ماکرون» رئیس‌جمهور فرانسه، همچنین اظهارات تند ترامپ که دربردارنده تهدیدهای فاجعه‌بار بود و در تعمیق احساس بی‌اعتمادی نقش داشت.

طبق گفته فرانکوپان در این راستا، رئیس‌جمهور چین، شی جین‌پینگ، به‌عنوان یک کنشگر بین‌المللی مطرح شده است که رویکردی متفاوت را دنبال می‌کند؛ رویکردی مبتنیبر آرام‌سازی و دعوت به راه‌حل‌های دیپلماتیک، با بهره‌گیری از اشتباهات واشنگتن، اما بدون درگیری مستقیم در روند تشدید تنش‌ها. هم‌زمان، با کاهش جذابیت الگوی امریکایی، که بسیاری از کشورها به دنبال گزینه‌های جایگزین رفته‌اند؛ و این امر فرصتی برای چین فراهم می‌کند تا نفوذ خود را با ارائهٔ شراکت‌ها و سرمایه‌گذاری‌هایی تقویت کند که ظاهراً دارای ثبات و قابلیت پیش‌بینی هستند.

هرچند باید از ساده‌سازیِ این صحنه برحذر بود؛ چراکه خودِ چین نیز با چالش‌هایی مواجه است؛ ازجمله اختلالات در مبادلات تجاری و نگرانی‌ها درباره حاکمیت و امنیت در میان شرکایش. همچنین پکن از پیامدهای این بحران به دور نیست؛ زیرا قدرت اقتصادی چین به بازارهای جهانی وابسته است. بنابراین، بدترشدن وضعیت کشورهایی که کالاهای چینی را وارد می‌کنند می‌تواند به‌طور منفی بر اقتصاد چین اثر بگذارد، به‌ویژه در شرایطی که چین در تلاش است از یک اقتصاد صنعتی به اقتصادی مبتنی بر خدمات گذار کند.

با وجود اینکه چین ابزارهای قدرتمندی برای افزایش تاب‌آوری خوددار مثل سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر و ذخیره‌سازی منابع اما قصد ندارد از بحران به‌طور مستقیم بهره‌برداری کند. درعوض، ترجیح می‌دهد ثبات دوباره برقرار شود؛ چنان‌که از نقش آن در سوق دادن طرف‌هایی مانند پاکستان و ایران به‌سمت مذاکره نیز پیداست.

جهان در لحظه‌ای از دگرگونی قرار دارد که در آن دیگر ایالات متحده الگوی قابل پیروی نیست؛ بلکه قدرتی است که نگرانی و عدم‌قطعیت ایجاد می‌کند. درمقابل، چین به‌عنوان یک جایگزین بالقوه مطرح می‌شود هرچند این جایگزین نیز پیچیدگی‌هایی دارد که کم‌اهمیت نیستند. بنابراین، تعیین اینکه نهایتا چه کسی بیشترین سود را می‌برد از این تحولات همچنان سوالی بازمی‌ماند.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا