واکنش چین به جنگ علیه ایران
یادداشت علیمحمد سابقی، رایزن فرهنگی اسبق ایران در چین و عضو شورای علمی اندیشکده تین شیا
علیمحمد سابقی، رایزن فرهنگی اسبق ایران در چین و عضو شورای علمی اندیشکده تین شیا
در تحلیل برخورد چین با مسائل و بحرانهای بینالمللی، بایستی عملکرد حزب کمونیست و دولتمردان این کشور از سال ۱۹۴۹ به بعد که حزب کمونیست در این کشور به قدرت رسید را به سه مرحله اولویت ایدئولوژیک و اولویت توسعه اقتصادی و پیشرفت و سپس داعیه داری قدرت صلح جویانه جهانی تقسیم بندی کرد.
۱) در مرحله سیاست مبتنیبر اولویت ایدئولوژیک که در زمان حیات و رهبری مائو اعمال میشد، باید علاوهبر حمایتهای سیاسی و نظامی چین از گروههای شبه نظامی مائوئیستی که در کشورهای مختلف صورت میگرفت، مداخله نظامی چین در کشورهای جنوب شرق آسیا و هند و چین، بهویژه در جنگ کره اشاره کرد که بیش از نیممیلیون سرباز چینی علنا در جنگ کره علیه نیروهای نظامی امریکا مشارکت مستقیم داشتند و حتی یکی از فرزندان خود مائو در جنگ کره کشته شد و هنوز هم بهخاطر کشتهشدن پسر مائو در این جنگ، گفته میشود روابط چین و کره شمالی یک رابطه خونی هست.
۲) در مرحله دوم، که درواقع اولویت توسعه اقتصادی و کنار گذاشتهشدن ایدئولوژیک دوران مائو است، سیاست بینالمللی چین پس از روی کار آمدن دنگ شیائو پینگ و آغاز دوران اصلاحات و درهای باز کاملا تفاوت کرد و چین از حمایت شبه نظامیان مائوئیستی در سراسر جهان دست کشید و تمام توان خود را به توسعه اقتصادی کشور با استفاده از اقتصاد جهانی معطوف کرد و اختصاص داد. در این مرحله چین بنا به توصیه دنگ شیائو پینگ تا چندی که چین از نظر اقتصادی روی پای خود نایستاده، حق دخالت در امور بینالمللی ندارد، مگر اینکه موضوع به امنیت ملی و سرزمینی خود چین مرتبط باشد هرگز در درگیری های کشورهای دیگر دخالت نمیکرد. پس از اینکه ازلحاظ اقتصادی به مرحله خوداتکایی رسید و تبدیل به دومین اقتصاد جهان شد، ما شاهد ورود این کشور به مرحله جدید در سیاست بینالملل هستیم که با روی کار آمدن رئیس جمهور کنونی چین شی جین پینگ آغاز شد. در این مرحله، چین بهدنبال مطرحشدن بهعنوان یک قدرت برتر جهانی است. نه ازطریق استفاده از قدرت نظامی و مداخله مستقیم در درگیریهای بینالمللی بلکه بهعنوان یک قدرت بیطرف و حاکم میانجی.
۳) چین امروز خود را براساس فرهنگ سنتی و طبق استراتژی اتخاذشده بهعنوان یک قدرت جهانی، در نظر دارد که خود را بهعنوان قدرت صلحطلب و میانجی بیطرف مطرح سازد. برایناساس، کشور چین هرگز در درگیریهای دیگران دخالت و جانبداری مستقیم نخواهد کرد. چون معتقد است که جهتگیری و حمایت از یکطرف، به جایگاه بیطرفیاش لطمه میزند. حتی در مورد تایوان که جزو کشور چین هست و بهعنوان استان یاغی ادعای استقلال از چین دارد نیز، با بردباری و دندان روی جگر گذاشتن برخورد میکند و بهدنبال برخورد نظامی نیست، مگر اینکه حاکمان تایوان بخواهند ایده استقلال این استان را عملی کنند.



