اخبارپیشنهاد سردبیریادداشت سیاستی

رهبر شهید و صورت‌بندی اقتصاد در عصر رقابت‌های ژئوپلتیکی

یادداشت حمیدرضا فرتوک زاده درباره هشدار رهبر شهید درباره تکیه صرف بر تجارت با امارات

✍️ حمیدرضا فرتوک‌زاده


اقتصاد بدون کلان‌راهبرد فهم نمی‌شود

اقتصاد را نمی‌توان صرفاً با شاخص‌هایی مانند تورم، اشتغال، تولید یا رشد اقتصادی تحلیل کرد. این‌ها اگرچه مهم‌اند، اما نتیجه یک نگاه عمیق‌تر به جایگاه کشور در نظم بین‌الملل هستند. از همین رو، برای فهم دستگاه فکری آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در حوزه اقتصاد، نباید تنها به توصیه‌های ایشان درباره تولید، اشتغال یا حمایت از محرومان بسنده کرد؛ بلکه باید کلان‌راهبردی را شناخت که این سیاست‌ها از دل آن برآمده‌اند.

به باور من، مسئله اصلی در اندیشه ایشان، نسبت ایران با نظم مسلط جهانی بود؛ نظمی که پس از جنگ جهانی دوم و به‌ویژه با تثبیت نظام برتون وودز و هژمونی دلار، مرکز ثقل آن از لندن به واشنگتن منتقل شد و نسخه جدیدی از امپراتوری آتلانتیک شمالی را شکل داد. در این چارچوب، آمریکا، بریتانیا و متحدان غربی، اگرچه بازیگران مستقلی به نظر می‌رسند، اما در عمل اجزای یک منظومه قدرت هستند که قواعد ژئوپلتیکی و اقتصادی جهان را طراحی و اجرا می‌کنند.

ایران در میانه یک کدگذاری ژئوپلتیکی

برداشت من این است که رهبر انقلاب، موقعیت ایران را در متن یک «کدگذاری ژئوپلتیکی» تحلیل می‌کردند؛ فرآیندی تاریخی که طی آن، قدرت‌های غربی با بازطراحی جغرافیای سیاسی منطقه، محیط امنیتی و اقتصادی ایران را مهندسی کرده‌اند.

تولد دولت‌های جنوب خلیج فارس، جدایی بحرین، شکل‌گیری رژیم صهیونیستی، ایجاد مرزهای جدید در منطقه و حتی جدایی هرات از ایران، صرفاً رخدادهای پراکنده تاریخی نیستند، بلکه حلقه‌هایی از یک راهبرد مستمر برای بازآرایی ژئوپلتیک منطقه محسوب می‌شوند.

نمونه روشن آن، ماجرای هرات است. زمانی که ایران این شهر را بازپس گرفت، بریتانیا با اشغال خارگ و حمله به بوشهر، تهران را وادار به عقب‌نشینی کرد. دهه‌ها بعد نیز بحرین در فرآیندی مشابه از ایران جدا شد. از این منظر، تغییرات جغرافیایی منطقه را نمی‌توان بدون توجه به راهبرد بلندمدت قدرت‌های فرامنطقه‌ای فهمید.

استعمار؛ واقعیتی که از ادبیات توسعه حذف شد

یکی از ضعف‌های جدی فضای فکری پس از انقلاب، کم‌رنگ شدن تحلیل‌های مبتنی بر استعمار و سلطه جهانی بود. در حالی که بخش مهمی از جریان روشنفکری پیش از انقلاب، رویکردی ضداستعماری داشت، به‌تدریج این ادبیات جای خود را به قرائتی داد که گویی استعمار، هژمونی دلار، سلطه آمریکا یا نقش رژیم صهیونیستی در نظم منطقه‌ای، موضوعاتی متعلق به گذشته یا حتی توهم هستند.

در مقابل، آیت‌الله خامنه‌ای این روندهای تاریخی را واقعی، مستمر و بازتولیدشونده می‌دانستند. از نگاه ایشان، استعمار تنها شکل خود را تغییر داده و همچنان در قالب‌های جدید سیاسی، امنیتی، مالی و اقتصادی عمل می‌کند.

توسعه صنعتی؛ ستون استقلال ملی

اگر این کلان‌راهبرد را مبنا قرار دهیم، روشن می‌شود که چرا توسعه صنعتی در اندیشه رهبر انقلاب جایگاهی محوری داشت. مسئله صرفاً رشد اقتصادی نبود، بلکه ایجاد ظرفیتی بود که بتواند استقلال کشور را در برابر فشارهای ساختاری نظم جهانی حفظ کند.

توسعه صنعتی، فعال‌سازی زنجیره‌های تولید ملی، تقویت اقتصاد درون‌زا، گسترش فناوری‌های راهبردی و ارتقای توان بازدارندگی، اجزای یک پروژه واحد بودند؛ پروژه‌ای که هدف آن افزایش قدرت ملی و تثبیت جایگاه ایران به‌عنوان کشوری مستقل در نظام بین‌الملل بود.

از همین منظر، تأکید مستمر بر صنایع دفاعی، توان موشکی، فناوری پهپادی، قدرت دریایی و اقتصاد دریاپایه را نیز باید بخشی از همین کلان‌راهبرد دانست، نه سیاست‌هایی منفک از اقتصاد. در این نگاه، امنیت، صنعت و اقتصاد سه ضلع یک منظومه واحد هستند.

خطای راهبردی وابستگی به امارات

یکی از مصادیق روشن این نگاه، هشدارهای مکرر رهبر انقلاب درباره وابستگی اقتصادی ایران به امارات متحده عربی بود؛ هشدارهایی که سال‌ها پیش از تشدید تحریم‌ها مطرح شدند.

ایشان هیچ‌گاه مخالف همکاری اقتصادی با کشورها نبودند، اما نسبت به تبدیل شدن امارات به گلوگاه تجارت خارجی ایران هشدار می‌دادند. از منظر کلان‌راهبرد، امارات صرفاً یک شریک تجاری نیست، بلکه بخشی از آرایش ژئوپلتیکی قدرت‌های غربی در منطقه محسوب می‌شود؛ وضعیتی که موجب شده بخش مهمی از تجارت، لجستیک و تسویه مالی ایران به کشوری وابسته شود که تضاد منافع آشکاری با ایران دارد.

نتیجه چنین وابستگی‌ای آن است که هرگونه اختلال در بنادر، شبکه مالی یا زیرساخت‌های تجاری امارات، مستقیماً اقتصاد ایران را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این وابستگی، محصول صرف تحریم‌ها نیست، بلکه نتیجه انتخاب‌های راهبردی نادرست در سیاست تجاری کشور است.

سیاست تجاری باید از منطق دور زدن تحریم عبور کند

تجربه چند دهه گذشته نشان می‌دهد که اتکای صرف به الگوی دور زدن تحریم‌ها، خود به بازتولید وابستگی منجر شده است. راهبرد مطلوب، متنوع‌سازی مجاری تجارت خارجی و انتقال تدریجی آن به کشورهایی است که از استقلال نسبی در برابر نظم مسلط برخوردارند و می‌توانند شرکای باثبات‌تری برای اقتصاد ایران باشند.

این رویکرد تنها یک انتخاب اقتصادی نیست، بلکه بخشی از راهبرد کلان حکمرانی برای کاهش آسیب‌پذیری کشور در برابر فشارهای خارجی است.

اقتصاد، امتداد حکمرانی راهبردی است

در نهایت، مهم‌ترین ویژگی دستگاه فکری آیت‌الله خامنه‌ای آن بود که اقتصاد را نه یک حوزه مستقل، بلکه امتداد حکمرانی راهبردی می‌دانستند. از این منظر، توسعه صنعتی، امنیت ملی، سیاست خارجی، قدرت دریایی، فناوری‌های راهبردی و سیاست تجاری، اجزای یک منظومه واحد هستند که تنها در چارچوب یک کلان‌راهبرد منسجم معنا پیدا می‌کنند.

تا زمانی که اقتصاد ایران از این سطح تحلیل جدا شود و صرفاً با شاخص‌های کوتاه‌مدت یا تصمیمات مقطعی اداره شود، امکان دستیابی به توسعه پایدار و استقلال اقتصادی فراهم نخواهد شد. اقتصاد زمانی به موتور قدرت ملی تبدیل می‌شود که بر بنیان یک کلان‌راهبرد منسجم و متناسب با موقعیت ژئوپلتیکی ایران استوار باشد.

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا