مسکن بهدست مردم؛ ضرورت تمدنی مردمیسازی اقتصاد
محمد منان رئیسی، از نقش مردم در بازسازی مسکن پس از جنگ و الزامات تحقق آن میگوید.
محمد منان رئیسی
چرا مسکن یکی از ملموسترین و سهلالوصولترین حوزهها برای مردمیسازی اقتصاد است؟ چگونه میتوان با تفکیک دقیق نقش دولت (بسترسازی، تنظیم مقررات و نظارت) از نقش مردم (تصدیگری، مدیریت و اجرا)، الگویی موفق برای بازسازی و احیای مسکن آسیبدیده طراحی کرد که هم پاسخگوی نیاز فوری مردم باشد و هم در مسیر اهداف کلان برنامه هفتم پیشرفت (رشد ۲.۸ درصدی از ۸ درصد هدفگذاریشده از محل صنعت ساختمان) حرکت کند؟
دکتر سیدمنان رئیسی، نماینده محترم مردم قم در مجلس شورای اسلامی، به بررسی ضرورت تمدنی مردمیسازی اقتصاد با تاکید بر حوزه مسکن و بازسازی پرداخته است. ایشان با اشاره به ماهیت مردمپایه انقلاب اسلامی، بر این باور است که هر جا امور به مردم واگذار شده، توفیق حاصل گشته است و درمقابل، رویکردهای صرفا حاکمیتی و از بالا به پایین با شکست مواجه شدهاند. در شرایط کنونی، بهویژه پس از جنگ و خسارات گسترده، مردمیسازی به یک الزام قطعی تبدیل شده است. مسکن بهعنوان یکی از ملموسترین زمینهها برای تحقق این هدف، بهدلیل ارتباط مستقیم با نیاز روزمره مردم و مصرفکننده نهایی بودن خود مردم، ظرفیت بالایی برای مشارکت فعال آنها دارد. دکتر رئیسی با تاکید بر سه رکن اصلی «زمین، نیروی انسانی و تامین مالی»، نقش دولت را بسترسازی، تنظیم مقررات، نظارت و تسهیلگری میداند و تصدیگری و اجرای عملیات را وظیفه مردم و گروههای مردمی معرفی میکند. همچنین ضمن اشاره به الگوهای موفق مشارکت گروههای جهادی با مالکان محلی، بر اهمیت نقش دولت در بافتهای فرسوده و واگذاری زمین معوض برای ارتقای سرانههای خدماتی تاکید میکند.
ضرورت تمدنی مردمیسازی اقتصاد
آقای دکتر، با توجه به ماهیت مردمپایه انقلاب اسلامی، مردمیسازی اقتصاد چه جایگاهی در نگاه تمدنی دارد و چرا این موضوع در شرایط کنونی به یک الزام قطعی تبدیل شده است؟
مردمیسازی اقتصاد در نگاه تمدنی انقلاب اسلامی همواره یک ضرورت اجتنابناپذیر بوده است؛ چراکه انقلاب اسلامی اساسا ماهیتی مردمپایه دارد و پیشبرد اهداف آن باید بر رکن مردم استوار باشد. تجربه نشان داده است که هر جا امور به مردم واگذار شده، توفیق حاصل گشته و درمقابل، رویکردهای صرفا حاکمیتی و از بالا به پایین با شکست مواجه شدهاند. این ضرورت در شرایط کنونی و در دوره پس از جنگ، با توجه به حجم گسترده خسارات وارد شده به کشور، به یک الزام قطعی تبدیل شده است.
یکی از ملموسترین و سهلالوصولترین زمینهها برای تحقق مردمیسازی، حوزه بازسازی خسارات بهویژه در بخش مسکن است. دلیل این امر آن است که در مسکن، خود مردم مصرفکننده نهایی هستند و بهدلیل برقراری ارتباط مستقیم و حس نیاز، آمادگی بیشتری برای ورود به میدان و متقبلشدن مسئولیتها دارند. مردم وقتی بدانند خانه خودشان درحال بازسازی است، با انگیزه و مسئولیتپذیری بیشتری وارد عمل میشوند. برای تحقق این هدف، سه رکن اصلی باید مورد توجه قرار گیرد: زمین، نیروی انسانی و تامین مالی.
الگوهای موفق و نقش دولت در مردمیسازی
درحالحاضر چه الگوهای موفقی از مشارکت مردمی در حوزه مسکن وجود دارد و نقش دولت در این میان چگونه تعریف میشود؟
درحالحاضر الگوهایی از مشارکت گروههای جهادی با مالکان و ساکنان محلی برای بازسازی ساختمانهای آسیبدیده وجود دارد که در آن مردم خود وظیفه تامین مالی، تهیه مصالح و فراهمکردن نیروی انسانی (بنا و کارگر) را برعهده گرفتهاند. در این الگو، مردم خود متصدی بازسازی، تعمیرات و احیای مسکن میشوند و توفیق در این عرصه حاصل میشود.
در این میان، نقش دولت در مواردی مانند بافتهای فرسوده بسیار حیاتی است. در مناطقی که تخریب کامل صورت گرفته و سرانههای خدماتی (مانند فضای سبز، آموزشی و درمانی) بسیار پایین است، دولت میتواند با واگذاری زمین معوض در جایی دیگر، زمین قبلی را آزاد کند و آن را به «فضای تنفسی» شهر یا افزایش سرانهها اختصاص دهد. اما اگر مالک اصرار به بازسازی در همان مکان قبلی داشته باشد، تمرکز اصلی باید بر دو رکن دیگر یعنی تامین مالی و نیروی انسانی معطوف شود. برای تحقق واقعی مردمیسازی اقتصاد و مسکن، تفکیک دقیقی بین وظایف دولت و مردم باید وجود داشته باشد:
- نقش دولت:دولت نباید بهطور مستقیم وارد فاز اجرایی و تصدیگری و تولیگری بازسازی شود. وظیفه دولت صرفا بسترسازی، تنظیم مقررات، نظارت و تسهیلگری است تا شرایط برای نقشآفرینی مردم فراهم شود؛
- نقش مردم: مدیریت صحنه، کنشگری و عملیات اجرایی بازسازی باید کاملا در اختیار مردم و گروههای مردمی باشد.
اگر دولت بخواهد مداخلهای از جنس تصدیگری داشته باشد، این الگو با مفاهیم مردمیسازی اقتصاد و مسکن نسبتی نخواهد داشت و محکوم به شکست است. تجربه ثابت کرده هرجا مردم به میدان آمدهاند و دولت فقط پشتیبان و تسهیلگر بوده، کارها به نتیجه رسیده است.
اهمیت اقتصادی مسکن در برنامه هفتم پیشرفت
جایگاه صنعت ساختمان و مسکن در اهداف کلان اقتصاد کشور و برنامه هفتم پیشرفت چگونه است و این موضوع چه ارتباطی با مردمیسازی دارد؟
مسکن یکی از موتورهای اصلی محرکه اقتصاد کشور محسوب میشود. طبق برآوردهای انجامشده و اهداف مصوب در برنامه هفتم پیشرفت، از ۸ درصد رشد اقتصادی هدفگذاری شده، حدود ۲.۸ درصد آن مربوط به صنعت ساختمان و مسکن است. این رقم نشان میدهد که توسعه صنعت ساختمان نهتنها یک نیاز اجتماعی و معیشتی، بلکه یک ضرورت اقتصادی برای تحقق رشد پایدار ملی است.
تحقق این اهداف بدون مشارکت فعال مردم ممکن نیست. اگر بتوانیم با مردمیسازی، زمینه ورود سرمایههای خرد، نیروی کار محلی و مصالح بومی را فراهم کنیم، هم رشد اقتصادی محقق میشود و هم عدالت در توزیع فرصتها و منافع رعایت میشود. درنهایت، باید متولیان امر، بهویژه وزارت مسکن و شهرداریها، درک درستی از این موضوع داشته باشند و با حمایتهای خود، زمینه را برای مردمیسازی این بخش به بهترین شکل ممکن فراهم کنند.
جمعبندی؛ مردم در میدان، دولت در پشتیبانی
آنچه از تجارب موفق بازسازی و احیای مسکن در کشور بهدست میآید، این است که رمز موفقیت در جایی است که مردم خود را صاحب میدان بدانند و دولت نقش پشتیبان و تسهیلگر را ایفا کند. مسکن بهدلیل ارتباط مستقیم با زندگی روزمره مردم، بهترین بستر برای آزمودن این مدل است. وقتی مردم با انگیزه تامین سرپناه خود وارد عمل شوند، هم سرعت بازسازی افزایش مییابد، هم هزینهها کاهش پیدا میکند و هم پایداری نتایج تضمین میشود. ازسویدیگر، تحقق اهداف برنامه هفتم در حوزه رشد اقتصادی، بدون حرکت بهسمت مردمیسازی صنعت ساختمان امکانپذیر نیست. بنابراین، هم بهلحاظ اجتماعی و هم بهلحاظ اقتصادی، مردمیسازی مسکن یک ضرورت غیرقابلانکار است.



