اخبارپیشنهاد سردبیر

بررسی پارادایم صنعتی ایرانِ پساجنگ

طرح «بررسی پارادایم صنعتی ایرانِ پساجنگ» به همت خانه اندیشه‌ورزان کلید خورد.

به گزارش گروه خبری جامعه اندیشکده ها؛ به همت خانه اندیشه‌ورزان طرح «پارادایم صنعتی ایران پساجنگ» با هدف بازاندیشی در مسیر توسعه صنعتی کشور و صورت‌بندی چارچوبی تازه برای فهم امکان‌های صنعتی ایران طراحی شد.

پروژه «پارادایم صنعتی ایرانِ پساجنگ با هدف بازاندیشی در سیاست صنعتی و آینده توسعه صنعتی ایران شکل گرفته است. پرسش اصلی پروژه این است که ایران در شرایط پساجنگ، سیاست صنعتی خود را بر چه مبانی نظری، راهبردی و اجرایی باید استوار سازد و چه تغییراتی در اولویت‌ها، شیوه‌های تصمیم‌گیری و ساختار حکمرانی صنعتی کشور ضرورت دارد.

جنگ‌ها و بحران‌های بزرگ، همواره با خسارت‌های انسانی، اقتصادی، اجتماعی و زیرساختی گسترده همراه‌اند، اما تجربه تاریخی نشان می‌دهد که پایان جنگ لزوماً به معنای بازگشت یک کشور به وضعیت پیشین نیست. دوره پساجنگ می‌تواند به فرصتی برای بازاندیشی در مسیرهای گذشته، اصلاح ساختارهای ناکارآمد و شکل‌دادن به ظرفیت‌های جدید اقتصادی و صنعتی تبدیل شود. مساله اصلی این است که یک کشور چگونه با پیامدهای جنگ مواجه می‌شود: آیا تمام توان خود را صرف بازسازی همان ساختارها و الگوهای پیشین می‌کند یا از شرایط جدید برای بازنگری در اولویت‌ها و طراحی مسیری متفاوت برای آینده بهره می‌گیرد؟ جنگ به‌خودی‌خود توسعه‌آفرین نیست، اما تصمیم‌هایی که در دوره پساجنگ اتخاذ می‌شوند، می‌توانند زمینه تداوم بحران یا آغاز یک بازآرایی جدی در سیاست صنعتی و ساختار اقتصادی کشور را فراهم کنند.

تجربه کشورهای مختلف نمونه‌هایی از این بازآرایی را نشان می‌دهد. ژاپن پس از جنگ جهانی دوم، به‌تدریج مسیر توسعه صنعتی خود را به سوی صنایع خودروسازی، الکترونیک و فناوری‌های پیشرفته سوق داد. کره جنوبی نیز پس از جنگ دهه ۱۹۵۰، با تمرکز بر صنایع راهبردی، فولاد، کشتی‌سازی، صنایع سنگین و تولید صادرات‌محور، ساختار صنعتی خود را دگرگون کرد. ویتنام نیز پس از سال‌ها جنگ و تجربه دشوار اقتصاد متمرکز، از سال ۱۹۸۶ با اجرای اصلاحات «دوی موی» به بازنگری در الگوی اقتصادی خود پرداخت. گسترش تدریجی سازوکارهای بازار، تقویت تولید، جذب سرمایه‌گذاری خارجی و توسعه صادرات، زمینه حضور این کشور در زنجیره‌های تولید منطقه‌ای و جهانی را فراهم کرد. در ایران نیز سال‌های پس از جنگ تحمیلی با گسترش بخشی از زیرساخت‌های مهندسی، صنایع دفاعی، ظرفیت‌های فنی و پروژه‌های عمرانی همراه بود.

البته تجربه ژاپن، کره جنوبی و ویتنام را نباید به‌عنوان نسخه‌هایی آماده برای تقلید در نظر گرفت. هرکدام از این کشورها در شرایط تاریخی، سیاسی و اقتصادی متفاوتی مسیر توسعه صنعتی خود را پیموده‌اند. اهمیت این تجربه‌ها در آن است که نشان می‌دهند دوره پساجنگ می‌تواند به نقطه‌ای برای بازتعریف جهت‌گیری‌های توسعه، اصلاح سیاست صنعتی و بازآرایی ساختارهای تولیدی تبدیل شود، مشروط بر آنکه تصمیم‌گیری‌ها از انسجام، آینده‌نگری و شناخت واقع‌بینانه از ظرفیت‌ها و محدودیت‌های کشور برخوردار باشند.

مساله اصلی پروژه پارادایم صنعتی ایران پساجنگ

پروژه «پارادایم صنعتی ایرانِ پساجنگ با هدف بازاندیشی در مبانی و جهت‌گیری‌های سیاست صنعتی ایران شکل گرفته است. پرسش اصلی پروژه این است که ایران در شرایط پساجنگ، سیاست صنعتی خود را بر چه مبانی نظری، راهبردی و اجرایی باید استوار سازد و چه تغییراتی در اولویت‌ها، شیوه‌های تصمیم‌گیری و ساختار حکمرانی صنعتی کشور ضرورت دارد. این پروژه صرفاً به دنبال برآورد خسارت‌ها یا ارائه چند راه‌حل فوری برای بازگرداندن تولید به وضعیت پیش از بحران نیست. مساله مهم‌تر آن است که آیا می‌توان شرایط ایران پساجنگ را به فرصتی برای بازبینی سیاست‌های گذشته، اصلاح مسیرهای ناکارآمد و بازتعریف نقش صنعت در آینده کشور تبدیل کرد.

بررسی کارنامه سیاست صنعتی ایران در دهه‌های گذشته نشان می‌دهد که این حوزه در بسیاری از موارد تحت تأثیر نگاه‌های بخشی، کوتاه‌مدت و صرفاً فنی قرار داشته است. در چنین رویکردی، صنعت به مجموعه‌ای از کارخانه‌ها، تجهیزات، فناوری‌ها و فرمول‌های مدیریتی تقلیل می‌یابد و تصور می‌شود که می‌توان الگوهای صنعتی سایر کشورها را با تغییراتی محدود در ایران اجرا کرد. از سوی دیگر، بسیاری از صنایع ایران به‌صورت منفرد و جزیره‌ای رشد کرده‌اند. ممکن است در هریک از این صنایع، دستاوردهای فنی، تولیدی و مدیریتی قابل‌توجهی حاصل شده باشد، اما این ظرفیت‌ها همواره در قالب ساختاری هماهنگ و هم‌افزا در کنار یکدیگر قرار نگرفته‌اند. میان صنایع بالادستی و پایین‌دستی، سیاست انرژی، تجارت خارجی، فناوری، نظام مالی، زیرساخت‌ها و نیازهای راهبردی کشور، پیوندی منسجم و پایدار شکل نگرفته است.

در نتیجه، مجموع دستاوردهای صنعتی کشور نتوانسته است تصویری روشن و یکپارچه از توسعه صنعتی ایران پدید آورد. به بیان دیگر، ایران از صنایع متعدد و ظرفیت‌های پراکنده برخوردار است، اما هنوز از یک منظومه صنعتی منسجم که اجزای آن یکدیگر را تکمیل و تقویت کنند، فاصله دارد. رشد جداگانه صنایع، بدون ارتباط مؤثر با سایر بخش‌ها، موجب شده است که بخشی از توانمندی‌های موجود به هم‌افزایی ملی و افزایش قدرت صنعتی کشور منجر نشوند. شرایط جنگی و پساجنگی، با آشکارکردن آسیب‌پذیری‌ها، اختلال‌های زنجیره تأمین و ضعف هماهنگی میان بخش‌ها، فرصتی برای تأمل دوباره درباره این مسائل فراهم می‌کند. یکی از پرسش‌های اساسی پروژه این است که چرا صنایع ایران نتوانسته‌اند در قالب مجموعه‌ای هماهنگ رشد کنند، کدام سیاست‌ها به ایجاد این پراکندگی انجامیده‌اند و چگونه می‌توان میان ظرفیت‌های صنعتی، نیازهای راهبردی و اهداف بلندمدت توسعه صنعتی ایران ارتباط برقرار کرد. سیاست صنعتی موفق صرفاً از طریق انتقال فناوری یا ساخت واحدهای تولیدی جدید شکل نمی‌گیرد. توسعه صنعتی نیازمند تعیین اولویت‌های روشن، ایجاد هماهنگی میان دستگاه‌ها، شناخت صنایع راهبردی، مدیریت منابع، تکمیل زنجیره‌های ارزش و برقراری ارتباط میان صنعت، امنیت، فناوری، تجارت خارجی و آینده اقتصادی کشور است.

بر همین اساس، پروژه پارادایم صنعتی ایران پساجنگ می‌کوشد صنعت را نه صرفاً به‌عنوان یک فعالیت کارخانه‌ای، بلکه به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های اصلی قدرت ملی، امنیت اقتصادی، تاب‌آوری کشور و حضور ایران در مناسبات منطقه‌ای و جهانی بررسی کند.

دو مسیر مکمل برای بازاندیشی در سیاست صنعتی ایران

پروژه از دو مسیر اصلی و مکمل پیش می‌رود. مسیر نخست به مباحث اندیشگی و راهبردی اختصاص دارد. در این بخش، نشست‌های حضوری، گفت‌وگوهای تخصصی و مصاحبه‌های عمیق با استادان دانشگاه، صاحب‌نظران، اندیشه‌ورزان حوزه حکمرانی، مدیران ارشد صنعتی و فعالان اقتصادی برگزار می‌شود.

در این گفت‌وگوها، مسائل و اقتضائات ایران پساجنگ، نسبت صنعت با امنیت ملی و تاب‌آوری اقتصادی، معیارهای انتخاب صنایع راهبردی، حدود خودکفایی در حوزه‌های حساس و ظرفیت ایران برای حضور در بازارهای منطقه‌ای و جهانی بررسی می‌شوند. هدف این بخش، دستیابی به چارچوبی منسجم برای فهم مسائل و اولویت‌های توسعه صنعتی ایران است، چارچوبی که بتواند تصمیم‌های پراکنده و بخشی را درون یک جهت‌گیری کلان قرار دهد.

مسیر دوم، به ترجمه این مباحث به توصیه‌های سیاستی و راهکارهای عملیاتی اختصاص دارد. در این بخش، مجموعه‌ای از اندیشکده‌های تخصصی و مراکز پژوهشی برای صنایع منتخب، گزارش‌های سیاستی، سناریوهای اجرایی و نقشه‌های راه تدوین می‌کنند.

تمرکز اولیه مطالعات بر چهار حوزه فولاد، پتروشیمی، صنایع دارویی و امنیت غذایی است. در صنعت فولاد، موضوعاتی مانند تکمیل زنجیره ارزش، مدیریت مصرف آب و انرژی، جانمایی واحدها، کاهش آسیب‌پذیری و تقویت حضور در بازارهای منطقه‌ای بررسی می‌شود. در صنایع پتروشیمی، توسعه صنایع پایین‌دستی، کاهش خام‌فروشی و افزایش ارزش افزوده مورد توجه قرار می‌گیرد.

خروجی طرح

پروژه پارادایم صنعتی ایران پساجنگ در دو فاز مکمل اجرا می‌شود. در فاز نخست، گزارش‌ها و یادداشت‌های سیاستی کوتاه درباره مسائل فوری صنعت، آسیب‌های ایجادشده، اختلال‌های زنجیره تأمین و اقدامات ضروری برای جلوگیری از تعمیق بحران تهیه خواهند شد. در فاز دوم، مطالعات بنیادی‌تر و بلندمدت درباره سیاست صنعتی ایران، صنایع راهبردی، ساختار حکمرانی صنعتی، مزیت‌های رقابتی و آینده صنعت ایران انجام می‌شود. گروه راهبری پروژه نیز میان اقدامات فوری و جهت‌گیری‌های بلندمدت هماهنگی ایجاد می‌کند تا تصمیم‌های کوتاه‌مدت به تثبیت مسیرهای نادرست و پرهزینه منجر نشوند.

خروجی اصلی این فرایند، تدوین «منظومه پارادایم صنعتی ایرانِ پساجنگ» خواهد بود که چارچوبی منسجم برای تبیین جایگاه صنعت در آینده ایران است و متشکل از مبانی نظری، اولویت‌های راهبردی، معیارهای انتخاب صنایع استراتژیک، نسبت میان بخش‌های مختلف و مسیرهای عملیاتی سیاست صنعتی را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد.

اخبار

اخبار و رویدادهای اندیشکده‌های ایران را در این صفحه دنبال کنید. مشاهده سایر اخبار

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا