اخباریادداشت سیاستی

وضعیت سرویس‌های مجازی در جنگ رمضان

بررسی و تحلیل ملی شدن اینترنت در جنگ ایران و آمریکا در جهت جلوگیری از حملات سایبری و مدیریت افکار عمومی

✍️ سیدطه‌رضا نیرهدی؛ مدیر اندیشکده فردا

بیان مسئله

جنگ با حمله رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا به ایران در صبح ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد. دستگاه‌های مسئول فضای مجازی، از فراز تجربه جنگ ۱۲ روزه و حوادث دی ماه ۱۴۰۴، از نخستین ساعات، به جهت مدیریت افکار عمومی و جلوگیری از حمله‌های سایبری، محدودیت‌های شدیدی را بر اینترنت بین‌الملل اعمال کردند و در اصطلاح عامیانه و با مسامحه «اینترنت ملی» شد. در این یادداشت قصد داریم گزارش اجمالی از وضعیت سرویس‌های اینترنتی در این دوره ارائه دهیم و مهم‌ترین نقاط ضعف وضعیت فعلی را بررسی نماییم. این یادداشت به‌طور مشخص قصد ندارد به درست یا غلط ‌بودن اصل این تصمیم بپردازد.

گزارش وضعیت

سرویس‌ها و خدمات اینترنتی که توسط دولت یا بخش خصوصی به مردم ارائه می‌شوند در ادامه فهرست شده و وضعیت کیفیت ارائه هر کدام به اجمال طرح می‌گردند.

خدمات دولتی:

وب‌گاه‌ها و سرویس‌هایی که توسط حاکمیت و دستگاه‌های دولتی به مردم ارائه می‌شود، با کیفیت نسبتاً پایین به مردم ارائه شد. دلیل این موضوع به‌طور عمده نه مشکلات در زیرساخت یا کیفیت خدمات اینترنتی بلکه عدم پاسخگویی دستگاه در دنیای واقعی بوده است. به بیان دیگر مثلاً چون مراکز تعویض پلاک فعالیت قابل توجه نداشته‌اند، خدمات اینترنتی مرتبط با آن‌ها نیز به‌خوبی ارائه نشده است. این مسئله درباره دستگاه‌های دیگر نیز چنین است.

خدمات بانکی:

این خدمات در مجموع با کیفیت قابل قبول در شرایط جنگی تاکنون ارائه شده و مشکل قابل توجه در سمت تجربه کاربری اتفاق نیفتاده است. این در حالی است که تا امروز وضعیت ارائه خدمات حضوری بانک‌ها به واسطه جنگ به شدت تحت تأثیر قرار گرفته است. در این حوزه می‌توان گفت که خدمات الکترونیک بانک‌ها موجب بهبود ارائه خدمات بانکی به مردم شده است.

فروش اینترنتی:

فروشگاه‌های اینترنتی که در بستر شبکه‌های اجتماعی فعالیت نمی‌کنند و خود سرویس مستقل دارند (مانند دیجی‌کالا، اسنپ‌مارکت، اکالا و غیره) با وجود بروز محدودیت‌ها و اختلالات روی GPS و کمبود نیروی انسانی در پیک به واسطه شرایط جنگی در مجموع به ارائه خدمات پرداخته‌اند. همان‌طور که گفته شد مهم‌ترین مشکل این سرویس‌ها اختلال در GPS و کمبود نیروی انسانی در پیک است که اولی به حوزه دیجیتال مرتبط و دومی مستقل از آن است.

پیام‌رسان‌ها:

با شروع جنگ و اعمال محدودیت روی پیام‌رسان‌های خارجی از یک سو و بالا رفتن طبیعی مصرف مردم ازسوی‌دیگر، فشار زیادی به پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی داخلی وارد شد. هرچند این پیام‌رسان‌ها در مجموع فعال باقی مانده‌اند و ارائه سرویس می‌کنند، ولی با قطعی‌های مکرر، سرعت پایین و اعمال محدودیت روی آپلود و دانلود محتواها مواجه‌اند. به نظر می‌رسد این وضعیت بیش از آن‌که معلول ضعف مهندسی پیام‌رسان‌ها باشد، به معماری کلان شبکه باز می‌گردد. این اپراتورها و تصمیم‌گیران زیرساخت هستند که می‌بایست برای این شرایط پلن B داشته باشند و در اسرع وقت شبکه را روی معماری جدید سوئیچ کنند.

موتور جستجو:

اما شاید مهم‌ترین مشکل در وضعیت قطعی و اعمال محدودیت شدید روی اینترنت بین‌الملل، نبود موتور جستجوی کارآمد، فعال و قابل‌اتکا باشد. عدم دسترسی به سرویس Google در این شرایط، مهم‌ترین ضعف در شبکه درهم‌تنیده خدمات اینترنتی است. بدون موتور جستجوی کارآمد عملاً راه دستیابی مخاطبان به وب‌سایت‌ها و سرویس‌ها و خدماتی که کاربر به صورت روزانه از آن‌ها استفاده نمی‌کند، عملاً مسدود می‌شود. کاربران تنها می‌توانند به صفحات وب‌سایت‌های خبری مراجعه کنند که نام آن‌ها را دقیق و درست حفظ هستند که این موارد هم بسیار محدود است. آن‌چه بیش از هر عامل دیگری در شرایط جنگی در فضای مجازی کشور آزاردهنده به نظر می‌رسد و اصطلاحاً «مردم را از کار انداخته»، نبود موتور جستجو برای این شرایط است. لازم به ذکر است که موتورهای جستجوی فعلی مثل گردو و ذره‌بین به‌هیچ‌عنوان قابل‌اتکا نبوده و کارآمد نیستند.

سرویس‌های محتوایی:

در حال حاضر رژیم مصرف محتوا، به‌خصوص در میان نوجوانان و جوانان وابستگی شدیدی به اینستاگرام دارد و بخش قابل توجهی از وقت این گروه اجتماعی به صورت روزانه در این بستر می‌گذرد. در شرایط جنگی به واسطه فراغت از وظایف روزانه از یک سو و استرس ناشی از شرایط ازسوی‌دیگر، تمایل به استفاده محتوا بیشتر نیز می‌شود. به بیان دیگر ما با بخش قابل توجهی از مردم مواجهیم که به‌صورت روزانه بخش زیادی از وقتشان را نمی‌دانند چگونه باید پر بکنند و این امر باعث ایجاد کلافگی می‌شود. این نگرانی وجود دارد که این کلافگی روان‌شناختی با طولانی شدن جنگ به نارضایتی‌های اجتماعی و سیاسی منجر شود، به‌نحوی که در حوادث دی ماه نیز تا حدی شاهد آن بودیم. ازسوی‌دیگر سرویس‌های محتوای داخلی مانند UGCها و VODها، به مدد رانتی که معماری شبکه و اختصاص زیرساخت قبل از جنگ به ایشان عطا کرده بود، وضعیت مطلوبی در ارائه سرویس دارند. مشکل این سرویس‌ها بیشتر در محتوای ارائه شده و عدم نسبت گرفتن مؤثر با شرایط جنگی است که خود موضوع دیگری است.

به بیان دیگر ما با بخش قابل توجهی از مردم مواجهیم که به‌صورت روزانه بخش زیادی از وقتشان را نمی‌دانند چگونه باید پر بکنند و این امر باعث ایجاد کلافگی می‌شود. این نگرانی وجود دارد که این کلافگی روان‌شناختی با طولانی شدن جنگ به نارضایتی‌های اجتماعی و سیاسی منجر شود، به‌نحوی که در حوادث دی ماه نیز تا حدی شاهد آن بودیم. ازسوی‌دیگر سرویس‌های محتوای داخلی مانند UGCها و VODها، به مدد رانتی که معماری شبکه و اختصاص زیرساخت قبل از جنگ به ایشان عطا کرده بود، وضعیت مطلوبی در ارائه سرویس دارند. مشکل این سرویس‌ها بیشتر در محتوای ارائه شده و عدم نسبت گرفتن مؤثر با شرایط جنگی است که خود موضوع دیگری است.

خدمات هوش مصنوعی:

امروزه ابزارهای هوش مصنوعی، دستیاران جدی برای انجام کار جدی شده‌اند، به‌نحوی که دسته‌ای از پژوهشگران، برنامه‌نویسان و غیره بدون استفاده از هوش مصنوعی قادر به فعالیت‌های شغلی خود نیستند. تجربه این مدت نشان می‌دهد که سرویس‌های داخلی از عهده ارائه کیفیت مطلوب بر نمی‌آیند.

پیشنهادات

هرچند پیشنهاداتی که در ادامه طرح می‌گردد لزوماً در شرایط جنگی امکان تحقق ندارند، ولی باتوجه‌به آن‌چه گفته شد ضروری به نظر می‌رسند و مسئولین می‌بایست برای بعد از شرایط جنگی، پیشبرد آن‌ها را مدنظر قرار دهند:

شراکت راهبردی با طرف چینی برای دستیابی به موتور جست‌وجوی قابل‌اتکا برای مردم و امن برای شرایط جنگی که دوگانه امنیت و کارایی را فراهم آورد. این ایده اگر پیگیری شود، لوازم آن مانند مقوله ایندکس کردن محتوا و غیره نیز بالتبع لازم می‌آید.

برنامه‌ریزی برای تغییر از GPS به بیدو؛ نگارنده متوجه پیچیدگی این انتخاب هست ولی باتوجه‌به استمرار شرایط شبه جنگی در کشور که متأسفانه چند ماهی یک‌بار تکرار می‌شود، بررسی این ایده را پیشنهاد می‌کند.

وجود پلن B و امکان سوئیچ سریع معماری شبکه؛ در وضعیت عادی، اقتصاد شبکه تحمیل می‌کند که معماری آن به‌نحوی باشد و این موضوع نه تنها قابل درک که ضروری است. اما برای کشوری مانند ما که ایجاد محدودیت روی اینترنت آن به سالی سه بار رسیده است، وجود پلن B برای شبکه ضروری است. اپراتورها و شبکه باید در طرح‌های مکتوب پیشینی برای شرایط آماده باشند و به سرعت مثلاً سهم پیام‌رسان‌ها از پهنای باند و سرورها را بالا برده و سهم سرویس‌های غیرضروری را کاهش دهند و این موضوع را، باتوجه‌به تجربه‌های قبلی به‌صورت منطقه‌ای و اپراتور به اپراتور اعمال نمایند.

دست آخر پیشنهاد می‌شود در کوتاه‌مدت شراکت راهبردی با طرف چینی برای توسعه و «تیون» کردن هوش مصنوعی و پیاده‌سازی روی سرورهای داخل ایران (مثلاً با Deep Seek)، در دستور کار قرار گیرد و در میان‌مدت با سرمایه‌گذاری روی تیونینگ مدل‌های زبانی Open Source و پیاده‌سازی روی سرورهای داخلی اقدام نماییم که این راهبرد خود نیازمند سرمایه‌گذاری روی زیرساخت و مشارکت و جذب سرمایه بین‌المللی همسو است.

سخن پایانی

در انتها از صرف زمانی که برای مطالعه این یادداشت داشتید سپاسگزاریم. اگر نقدی به محتوای این نوشته وارد است، سپاسگزار خواهیم بود که آن را با ما در میان بگذارید و اگر با محتوای این یادداشت همراه هستید، خوشحال می‌شویم در انتشار یا رساندن آن به دست مسئولین تصمیم‌گیر ما را یاری فرمایید.

ان‌شاءالله این جنگ به‌زودی با پیروزی قاطع ایرانِ عزیزمان به پایان برسد.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا