خلا امنیتی و فرسایش تابآوری؛ راهبرد دوگانه دشمن برای دستیابی به هدف
یادداشت پژوهشکده مطالعات راهبردی
پژوهشکده مطالعات راهبردی
در جنگ ۱۲روزه نشانههایی از علاقه دشمن برای تبدیل صحنه جنگ به صحنه آشوب و ناآرامی داخلی وجود داشت. دعوت مردم به خیابانها در اولین سخنرانی نتانیاهو پس از آغاز جنگ مهمترین و بارزترین این نشانههاست. اما این علاقه که گویا در آن مقطع دشمن آن را صرفاً همچون یک سناریوی خوشبینانه در نظر گرفته بود، در جنگ کنونی (جنگ رمضان) به یکی از اهداف اصلی جنگ تبدیل شده است.
گذار سریع از جنگ فرماندهی و کنترل در روز نخست جنگ به تخریب سازوکارهای امنیتی-انتظامی بهویژه در تهران، و تصریح مکرر ترامپ و نتانیاهو بر نقش «مردم ایران» در این جنگ، گواه آن است که دشمن ایجاد آشوب و ناآرامی داخلی را به مثابه راهبردی مهم برای دستیابی به هدفش (براندازی نظام جمهوری اسلامی) در نظر گرفته است.
با توجه به ساختار مستحکم قدرت در جمهوری اسلامی ایران، دشمن دریافته است که دستیابی به این هدف جز از مسیر ایجاد آشوب داخلی و چالش علیه قدرت مستقر از درون میسر نیست. از سوی دیگر، ایجاد آشوب داخلی مستلزم دستیابی به دو هدف میانی مهم است:
۱. ایجاد خلا اقتدار و امنیت بر اثر ضربات کاری به سامانه امنیتی-انتظامی کشور؛
۲. فرسایش سریع تابآوری فردی و اجتماعی و دشوار کردن حضور خیابانی و کنشگری میدانی اقشار وفادار به انقلاب اسلامی از سوی دیگر.
اولی از روز دوم جنگ بهوضوح در دستور کار قرار گرفته است که حمله به مقرهای فراجا، پایگاههای بسیج و سایر مراکز امنیتی از مهمترین جلوههای آن است؛ و دومی در روزهای آینده احتمالا در دستور کار قرار خواهد گرفت که بر اثر آن ممکن است حضور و کنشگری خیابانی و میدانی جمعیت وفادار به انقلاب اسلامی به اشکال مختلف دشوار شود.
بنابراین، به نظر میرسد مقابله با این راهبرد دوگانه مستلزم در پیش گرفتن تدابیر زیر است:
۱. شبکه تامین امنیت و حفظ اقتدار باید به سرعت از وابستگی به گرههای (nodes) سابق بهسمت طراحی گرههای جدید سیال حرکت کند. مساجد، هیئتها و هر مکانی که چنین قابلیتی را حتی در کوتاهمدت داشته باشد میتوانند چنین کارکردی داشته باشند. درصورت وقوع سناریوهای بسیار بدبینانه، شبکه تأمین امنیت و اقتدار باید بتواند از اتکای به گرههای مکانی به سمت ساخت مداوم فضاهای متکثر به مثابه گرههای جدیدش حرکت کند. بخشی از این شبکهسازی اکنون انجام شده اما باید با سرعت عمومیت یابد؛
۲. راهبرد حضور خیابانی برای مقابله با تسخیر فضا توسط طرف مقابل، راهبرد بسیار خوب و موثری است اما چنانچه بدون برنامه و سازماندهی تداوم یابد، ممکن است به زودی به خستگی و فرسودگی بخش بزرگی از جمعیت حاضر در خیابان منجر شود. بنابراین، تداوم این حضور مستلزم آن است که از رفتار خودجوش و بدون برنامه، به کنش جمعی داری طراحی و سازماندهی دقیق تبدیل شود که در آن مکانهای حضور، راهبردها و تاکتیکهای حضور، میزان جمیت مورد نیاز (با هدف توزیع انرژی جمعیت در زمان و جغرافیا)، نحوه تأمین تدارکات و تسهیلات و اصول پدافند غیرعامل مشخص است؛
۳. دشمن میکوشد تا تحرکات مسلحانه را در شهرها آغاز کند. این طرح تاکنون با حضور مردم، مسکوت مانده اما ممکن است طی روزهای آتی بخشی از آن اجرایی شود. بنابراین باید برای دفاع از جمعیت نامسلح حاضر در خیابان درمقابل این تحرکات، تدابیر لازم اندیشیده شود. حضور افراد مسلحِ تامینکننده امنیت در این شبها، اگرچه کاملا در خیابانها محسوس است اما باتوجه به افزایش جمعیت، باید بر تعداد این افراد نیز افزوده شود و برای فعالیت مستمر و به اندازه کافی توزیعشده پستهای ایست و بازرسی، اشراف اطلاعاتی بر فعالیتهای مسلحانه، و حضور و آمادگی نیروهای نظامی و انتظامی مسلح در سطح شهر برنامهریزی دقیق داشت.



