رستاخیز اسرائیل یا دروازههای جهنم صهیونیسم؟
بررسی شرایط کنونی جنگ ایران و اسرائیل، پیشرانه ها و سناریوهای پیش رو و راهبردهای موجود برای پیروزی در این جنگ برای ایران
از 23 خرداد 1404 رژیم نامشروع صهیونیستی تجاوز خود علیه کشورمان را آغاز و آسیبهای جدی به کشور و فرماندهان و دانشمندان و برخی مراکز کشور وارد کرده است. رژیم صهیونیستی در روزهای گذشته چندین بار تاکتیک و روش هجوم خود را تغییر داده و تمرکز خود را از حمله موشکی و هوایی به سلب امنیت از طریق نیروهای نفوذی با موشکهای دوش پرتاپ و ریز پرندهها منتقل کرده است. در همین راستا نیز ایران جنگ با اسرائیل را به سمت یک نبرد فرسایشی هدایت کرد و تلاش کرد تا بومرنگ عملیات روانی صهیونیستها و امریکاییها را به سمت ساکنان اراضی اشغالی هدایت کند. این مسئله موجب سلب آرامش روانی صهیونیست ها شده است.
ضرورت و اهداف پژوهش
هجوم غیرقانونی و نامشروعی رژیم صهیونیستی در 23 خرداد 1404 که منجر به شهادت چندین نفر از فرماندهان و دانشمندان و شهروندان عزیز جمهوری اسلامی شد، نقطه آغاز منازعه ایران با این رژیم جعلی بود. با توجه به وضعیت کنونی کشور، این نوشتار به بررسی شرایط کنونی جنگ ایران و اسرائیل، پیشرانه ها و سناریوهای پیش رو و راهبردهای موجود برای پیروزی در این جنگ برای ایران پرداخته است.
تحلیل راهبردهای تهاجمی صهیونیست ها به ایران
بسیاری از حملات در کشور توسط عوامل داخلی موساد با سلاحهای دوش پرتاب سبک و یا توسط پهبادهای برد بلند انجام شده است. این نکته از چند جهت اهمیت دارد:
- توان تهاجمی دشمن برای حمله به پایتخت و اعماق خاک کشورمان با استفاده از جنگندهها دارای محدودیت های جدی است.
- ضربات وارده بر فرماندهان و توان نظامی کشورمان عمدتا امنیتی محور است. این پروژه از ماهها قبل با قاچاق سلاح و آموزش و استقرار آنها در مناطق امن انجام شده است و دشمن از اصل غافلگیری به خوبی استفاده کرده است.
- اگر وضعیت جنگ به همین شکل ادامه پیدا کند، با این که مهمات قاچاق شده به کشور و دسترسی صهیونیستها به مزدوران اجارهای نابود میشود؛ از این رو احتمال وقوع یک غافلگیری دیگر نیز وجود دارد. شاید صهیونیستها به این فکر کردهاند که هر طور شده امریکا را به هر صورتی وارد نبرد خواهند کرد. لذا باید به دقت در این شرایط و اوضاع و احوال تفکر کرد و تمام سناریوها را مد نظر داشت.
- صهیونیستها و امریکاییها تمام توان سیاسی و امنیتی و حتی نظامی خود را بر جنگ روانی علیه کشورمان متمرکز کردهاند. اگرچه با تدابیر فرماندهی کل قوا، خلأهای نظامی در رده اول فرماندهی پر شده است؛ اما همچنان شکافهای امنیتی مشهود است.
ظرفیتهای جدی اسرائیل برای انجام عملیات و جنگ با ایران
در این قسمت به برخی از ظرفیت های رژیم برای حمله به ایران اشاره شده است:
نیروی هوایی قدرتمند
نیروی هوایی این کشور از بهترین جنگندههای جهان شمال جتهای F15، F16 و همچنین جنگندههای نسل پنجم رادار گریزF35 برخوردار است. اگرچه در روز سوم جنگ، اسکادرانهای جنگنده بیشتر در آسمان عراق و عمدتا برای رهگیری موشکها و پهبادهای ایرانی یا شلیک به لانچرها با هدایت پهبادها ظاهر شدند؛ ولی پس از آن با حمله به مراکز غیر نظامی مثل صداوسیما و سایت نظنز مجددا خودنمایی کرده اند.
هواپیماهای بدون سرنشین
این پرنده ها قابلیت عملیاتی محدودتری دارند ولی به دلیل ریسک پایین تقریبا تمام نیمه غربی کشور تحت حملات و نظارت این پرندهها قرار گرفت. آن ها ستون فقرات تامین اطلاعات و هدایت موشکی صهیونیستها در کشور هستند و تا تسلط کامل بر دفع آنها زمان بیشتری نیاز است.
ریزپرندهها و شبکه خرابکاری داخلی
به نظر این شبکه نهایت توان موثر عملیاتی یک هفتهای دارد زیرا هم ذخایر تسلیحاتی و هم قابلیت پنهان ماندن آنها کم کم از بین میرود و دستگاههای امنیتی و مردمی نیز برخورد قابل توجهی با آنان داشته اند.
تحلیل مدل استراتژی هجومی و دفاعی ایران در جنگ با اسرائیل
در این مرحله استراتژی تهاجمی جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر اجرای امواج تهاجمی در فواصل کوتاه به شکل برنامهریزی شده با هدف انهدام تاثیر محور زیرساختهای نظامی، صنعتی و هستهای رژیم صهیونیستی است. این امواج ویژگیهای خاص خود را دارد که در ادامه به نقاط قوت و ضعف کشور در این بخش اشاره می شود.
نقاط قوت
- در هر موج نیروها و تسلیحات جدیدی وارد معرکه میشود.
- در هر روز بر کیفیت و کمیت افزوده و از فاصله با امواج قبلی کاسته میشود.
- سعی میشود در هر موج حداقل یک غافلگیری، تفاوت و خلاقیت وجود داشته باشد.
- تلاش میشود تا با توزیع متوازن آتش میان شمال، مرکز و جنوب اراضی اشغالی، دامنه نبرد به مناطق بیشتری گسترده شود.
- تمرکز زیادی بر نابودی توان دفاع هوایی صهیونیستها موسوم به گنبد آهنین دارد.
- امکان حمله به تمام نقاط اسرائیل وجود دارد.
- ایران آماده ورود به جنگ فرسایشی است.
- ایران توانسته است ضمن محدود کردن شلیک ها، اثر دقیق و موثری بر رژیم داشته باشد.
نقاط ضعف
- در میدان نبرد اطلاعاتی و امنیتی هنوز ایران دست برتر را ندارد.
- در حوزه عملیات روانی، تا نقطه مطلوب فاصله محسوسی داریم.
- در حوزه دفاع هوایی، دشمن فشار زیادی بر پایگاههای شکاری و سامانههای دفاعی ما وارد آورده است.
- با آن که این نبرد فرصتهای بینظیری را برای نظام به وجود آورده است تا بتواند بخشی از سرمایه از دست رفته خود را جبران کند، اما نظام همچنان در استفاده از این فرصت نیز کوتاهی و غفلت کرده است؛ در حالی که این انسجام میتواند خود کلید مقابله موثر با دشمن باشد.
- در حوزه سایبری متاسفانه پدافند غیر عامل کشور قوام لازم را نداشته است.
- توازن بین قدرت نظامی ایران در هر دو حوزه تهاجمی و دفاعی به حد مطلوب نرسیده است.
چرا صهیونیستها جنگ را شروع کردند
در تحلیل چرایی شروع این حملات میتوان گمانهزنیهای زیر را مد نظر قرار داد:
نابودی صنعت هستهای ایران
گرچه نتانیاهو به ظاهر اعلام کرده است که هدف اصلی این حملات نابودی صنعت هستهای و موشکی ایران است اما این هدف از ابتدا هم مشخص بود که محقق نمیشود. با توجه به اقدامات پیشگیرانه سازمان انرژی اتمی، اساسا این هدف به هیچ وجه نمیتواند هدف واقعی صهیونیستها و در توان آنان باشد مگر آن که توافق برای ورود امریکا به نبرد صورت گرفته باشد و یا برآورد صهیونیستها این باشد که بالاخره امریکا دست از تردید بر میدارد و به جنگ ورود میکند. با این حال باز هم امکان نابودی همه این صنایع و خصوصا دانش فنی آن وجود نخواهد داشت.
اغتشاش و آشوب در ایران
شاید اسرائیلیها به این دلیل جرات کردند حمله نظامی به ایران را قطعی کنند که تصور کردند جمهوری اسلامی ایران از پشتوانه مردمی خالی شده و میتوانند با حملاتی که مدافعان کشور را نومید و بیانگیزه کند بخشی از ملت ایران را منفعل و بخشی دیگر را به نفع خود وارد میدان کنند. در این راستا با راه انداختن عملیات روانی و جنگ روایت ها تضعیف اعتماد مردم و شکستن ستونهای اعتقادی آن ها به کار گرفته اند.
کشاندن پای امریکا به جنگ اسرائیل با ایران
تجاوز نظامی اسرائیل به ایران، دقیقا یک روز بعد از مهلت دوماهه ترامپ به ایران در مورد مذاکرات هستهای آغاز شد. اسرائیل برنامه حمله به ایران را از قبل با سران ناتو و خصوصا ترامپ هماهنگ کرده بود و با چراغ سبز آمریکا و ناتو، جنگ علیه ایران را آغاز کرد و حتی ناتو رسما عملیات دفاع از اسرائیل در مقابل اقدامات متقابل نظامی ایران را برعهده گرفت. آن ها برای نابودی تاسیسات اتمی ایران نیاز به مداخله آمریکا دارند؛ اما هنوز امریکاییها برای ورود به جنگ دلایل و انگیزه کافی ندارند.
فرار از بنبست داخلی و محاکمه
نتانیاهو که در بنبست سیاسی مطلق در داخل قرار دارد و هر شب علیه او در خیابانهای تلاویو تظاهرات بود، با حمله به ایران تلاش کرد عمر تمام شده دولت خود را کمی بیشتر کند. او هر چند بنبست سیاسی داخلی را به عقب انداخته اما نتوانست از خود و رژیمش چهره قدرتمندی نشان دهد و با پاسخ قدرتمند ایران روبرو شد که بسیاری نظیر شهردار تل آویو را مجبور به اعتراف به این ضعف کرد.
فشار مذاکراتی بر ایران
شاید مهمترین و جدیترین هدف از حملات صهیونیستها در هماهنگی کامل با امریکا این باشد که نتانیاهو حمله نظامی کند و واشنگتن به دنبال امتیازگیری در مذاکرات باشد. امریکاییها و صهیونیستها احتمال میدادند که ایران در هر صورت میز مذاکره را رها نکند و یا حتی اگر یکی دو هفته مذاکره را رها نماید مجددا زیر آتش صهیونیستها مجبور به مذاکره خواهد شد و آن وقت ترامپ میتواند امتیازاتی را که نمیتوانست با مذاکره تنها به دست بیاورد زیر آتش صهیونیستها محقق سازد.
چرا پاسخ قدرتمند جمهوری اسلامی ایران بسیار مهم است؟
اسرائیل گمان میکرد که پس از حملات به ایران و با زدن فرماندهان ارشد سپاه پاسداران، 72 ساعت طلایی خواهد داشت تا بتواند تمامی سامانههای دفاعی ما را نابود و آسمان کشورمان را در اختیار خود بگیرد. به نظر میرسید که صهیونیستها در روز اول دچار غرور کاذب هم شدند ولی تعیین بلافاصله جانشین فرماندهان نظامی و فعالسازی سیستم پدافندی ایران در روز دوم نبرد، رژیم صهیونیستی را در شرایطی سخت قرار داد.
در طرف مقابل ایران به خوبی میداند که نتیجه این جنگ تاثیر مهمی بر سرنوشت معادلات آینده در خاورمیانه خواهد داشت. همچنین ایران با درک این که سرنوشت این جنگ، تاثیر مهمی بر معادلات و نقش قدرتهای بلوک شرق و غرب در خاورمیانه خواهد داشت باید اثبات کند که :
- آمریکا و ناتو با چراغ سبز به حمله اسرائیل، مرتکب خطای استراتژیک بزرگی شدند.
- ایران توانایی ساخت و تحمیل یک معادله جدید در روابط خود با بلوکبندی منطقه و جهان را دارد.
سناریوهای احتمالی پایان جنگ ایران و اسرائیل
در ادامه دو سناریوی احتمالی برای اتمام جنگ اسرائیل و ایران شرح داده شده است:
سناریوی اول
از نظر ایران سطح فعلی درگیری، مصداق کامل یک جنگ ترکیبی کامل و در نوع خود بینظیر است؛ حملات سایبری، پهپادی و موشکی، رسانهای و دیپلماتیک و جنگ اطلاعاتی و امنیتی به صورت مستمر ادامه دارند اما این جنگ با مدیریت زیرکانه ایران، فرسایشی شده و ساختارهای ثبات منطقه را بهطور پیوسته تهدید میکند. اما چنین سناریویی امکان تداوم درازمدت از سوی اسرائیل را ندارد چرا که رژیم صهیونیستی، از توانمندی نظامی ایران به خوبی مطلع است و میداند که ایران میتواند جنگ را در طولانی مدت به خوبی مدیریت کند و لذا همه تلاش رژیم صهیونیستی نیز در کنار عملیات نظامی و اطلاعاتی بر ایجاد فشار اجتماعی و روانی تمرکز دارد تا بتواند هر چه زودتر نبرد را تمام کند و ایران را سریعتر پای میز مذاکره بیاورد.
ایران قدرت تابآوری بیشتری در این سناریو دارد و با این سناریو بر اساس رهنمود رهبر انقلاب که “نه به جنگ تحمیلی و نه به صلح تحمیلی” قاطعانه مقابل رژیم صهیونیستی میایستد. با این که این فرض مبتنی بر عدم دخالت مستقیم امریکا در جنگ است اما حتی اگر در این سناریو امریکا هم مستقیما با ایران درگیر شود؛ ایران به خوبی میتواند میدان را مدیریت نماید و اهداف هستهای و نظامی خود را پیش ببرد و صهیونیستها را بیچاره و درمانده کند. در هر صورت احتمالا امریکاییها با قبول شکست حماقت اسرائیلی در همین سناریو مجبور به تمکین به خواست ایران یعنی قبول ایران دارای غنیسازی غیر نظامی بشوند و صهیونیستها منزوی تر از گذشته نقش مهره سوخته امریکا را داشته باشند.
سناریوی دوم
در این سناریو راهبرد قدرتمحور، آمادگی کامل برای اقدام و واکنش و تشدید منازعه، شناخت ژرف از توانمندیها و ظرفیتهای خود و اردوی مقابل، مهمترین ابزارهای تصمیمسازی جمهوری اسلامی ایران است. فشار بر خلیج فارس و بینالمللی کردن منازعه، فشار مضاعف بر رژیم صهیونیستی، استفاده از تمام اجزای باقیمانده جبهه مقاومت و فروپاشی بازار انرژی جهانی، مهرههایی هستند که نه در چهار مسیر جدا، بلکه در یک بازی چندسطحی و همزمان حرکت میکنند. سپس دو راهبرد دیگر یعنی خروج از NPT و نیز ادامه غنیسازی در سایتهای غیر قابل نفوذ و غیر قابل دسترسی و نظارت بیگانگان را ادامه بدهد.
هرگونه تحول یا تنش در خلیج فارس که منافع ایران را تهدید کند، بیدرنگ تجاوز صهیونیستها را از رخدادی منطقهای به بحرانی جهانی تبدیل میکند که تاثیرات آن محدود بر منطقه نیست و حتی امکان شعلهور شدن جنگ جهانی دیگری را دارد و لذا این سناریو مطلوب اتحادیه اروپا و انگلیس، کشورهای منطقه، قدرتهای اتمی نظیر روسیه و چین و حتی اندیشکدههای تصمیمساز در امریکا نیست. که احتمال این سناریو گرچه به دلیل محاسبات خسارات نظامی و حیثیتی امریکا و ریسک زیادش برای آنان کمتر هست اما نامحتمل نیست و باید بر روی عدم عقلانیت محور نتانیاهو- ترامپ در این سناریو حساب باز کرد.
جمع بندی
هدف اصلی اسرائیل از جنگ ترکیبی جدید علیه ایران، تغییر رژیم، ایجاد بی ثباتی و هرج ومرج و حتی تجزیه ایران است. ایران در مقابل باید به ایجاد توازن اکتفا نکند بلکه باید معادله ی امنیتی خودش در غرب آسیا را به طور کامل بر اسرائیل تحمیل کند. ایران باید دست به بازی با ریسک بالاتری بزند زیرا تنها راهبردی که میتواند ماشین جنگی اسرائیل را خاموش کند وارد کردن هزینه غیر قابل تحمل به آن است. انتخاب اهداف راهبردی و دقت در زدن آنها میتواند اسرائیل را به زانو در بیاورد. این تاکتیک می تواند ضامن پیروزی در یک نبرد فرسایشی نیز باشد که صهیونیستها از آن فراری اند.
این گزارش در اندیشکده نگاه توسط علیرضا دیانی نژاد در سال 1404 تدوین شده است.




