اخباریادداشت سیاستی

جنگ شناختی در بستر رسانه و نقش سواد رسانه ای در افزایش تاب آوری اجتماعی

بررسی نقش رسانه ها در جنگ شناختی، شناسایی راه های مقابله با تاثیرات رسانه ها بر جامعه و تبیین نقش سواد رسانه ای در افزایش تاب آوری اجتماعی

✍️ محمداحسان خرامید، مدیر اندیشکده دارمانی

در جهان امروز، نبردها دیگر در میدان های نبرد نظامی تعیین نمی شوند، بلکه در میدان ذهن انسان ها رقم می خورند. مرزهای قدرت از خاک به ادراک، از جغرافیا به ذهن و از توپ و تانک به داده و روایت انتقال یافته است. امروزه، قدرت، دیگر در اختیار کسی است که بتواند روایت مسلط را بسازد، احساسات عمومی را جهت دهد و واقعیت را از نو تعریف کند. به همین دلیل است که مفهوم «جنگ شناختی» به یکی از کلیدی ترین موضوعات قرن بیست ویکم تبدیل شده است؛ جنگی که در آن، ذهن انسان هم میدان نبرد است و هم هدف نهایی.

جنگ شناختی (Cognitive Warfare) به معنای استفاده آگاهانه و برنامه ریزی شده از رسانه، اطلاعات و فناوری های ارتباطی برای تأثیرگذاری بر ادراک، باور، تصمیم و رفتار افراد و جوامع است. در این جنگ، هیچ گلوله ای شلیک نمی شود، اما افکار، عواطف و اعتماد عمومی هدف قرار می گیرند. نمونه بارز این پدیده را در جریان همه گیری کرونا دیدیم؛ زمانی که موج عظیمی از اطلاعات نادرست درباره واکسن ها، ذهن میلیون ها نفر را دچار شک و تردید کرد و تصمیم های جمعی را مختل ساخت. در واقع، دشمن در جنگ شناختی به دنبال نابودی فیزیکی نیست، بلکه می خواهد «نحوه دیدن جهان» را تغییر دهد.

رسانه ها و شبکه های اجتماعی امروز، ستون فقرات این نبرد هستند. آن ها به ابزاری برای عملیات روانی تبدیل شده اند؛ ابزارهایی که هم می توانند اعتماد بسازند و هم آن را فرو بریزند. در جنگ شناختی، سه سازوکار اصلی بیش از بقیه نقش دارند. نخست، تحریف واقعیت (Disinformation) که در آن، داده های نادرست یا ناقص منتشر می شود تا برداشت عمومی از حقیقت دگرگون گردد. تصویری قدیمی از حادثه ای جدید یا نقل قولی خارج از زمینه می تواند احساس ناتوانی یا بی اعتمادی را در جامعه القا کند. دوم، بمباران اطلاعاتی (Information Overload) است که از طریق تولید انبوه پیام ها و خبرهای فوری، ذهن مردم را خسته و قدرت تفکر انتقادی را تضعیف می کند. وقتی هر روز ده ها روایت متناقض منتشر می شود، شهروند دیگر توان تشخیص درست و غلط را از دست می دهد. و سوم، مدیریت ادراک (Perception Management) است که در آن، با برجسته سازی گزینشی اخبار و پنهان کردن برخی واقعیت ها، احساسات عمومی هدایت می شود. تمرکز افراطی بر اخبار منفی، تکرار مداوم شکست ها و نادیده گرفتن موفقیت ها، احساس ناامیدی و ناتوانی را در ذهن جمعی تقویت می کند.

در برابر چنین سازوکاری، جامعه تنها با ابزار آگاهی می تواند دفاع کند و این آگاهی چیزی نیست جز سواد رسانه ای. سواد رسانه ای در ساده ترین تعریف یعنی توانایی فهم، تحلیل، ارزیابی و خلق پیام در بستر رسانه؛ اما در سطحی عمیق تر، به معنای توان «دیدن پشت پیام» است. سواد رسانه ای کمک می کند تا شهروندان بفهمند چرا پیامی منتشر شده، چه کسی از انتشار آن سود می برد، و چه تأثیری قرار است بر احساس و رفتار آنان بگذارد.

در عصر جنگ شناختی، سواد رسانه ای نقش «واکسیناسیون ذهنی» را دارد؛ همان طور که واکسن بدن را در برابر ویروس مقاوم می کند، سواد رسانه ای نیز ذهن را در برابر دست کاری و فریب محافظت می کند. شهروندان دارای سواد رسانه ای، پیام ها را پیش از باورکردن تحلیل می کنند، میان واقعیت و تفسیر تفاوت قائل می شوند، و می دانند هر خبری الزاماً بازتاب حقیقت نیست، بلکه ممکن است بازتاب نیت و منافع پنهان باشد.

یکی از مهم ترین مؤلفه های سواد رسانه ای در این زمینه، تفکر انتقادی (Critical Thinking) است؛ یعنی توانایی طرح پرسش، ارزیابی منبع، و بررسی شواهد قبل از قضاوت. شهروند منتقد به جای واکنش هیجانی به خبرها، می پرسد: «چه کسی این خبر را ساخته؟ چرا اکنون؟ با چه هدفی؟» این شیوه تفکر، نخستین گام برای مقاومت در برابر عملیات شناختی است. از سوی دیگر، مدیریت هیجانات رسانه ای نیز اهمیت زیادی دارد. بسیاری از پیام های رسانه ای نه برای آگاه سازی، بلکه برای تحریک احساسات طراحی می شوند. کنترل خشم، ترس یا هیجان لحظه ای هنگام مواجهه با اخبار، خود شکلی از سواد رسانه ای است.

اما تأثیر سواد رسانه ای فقط در سطح فردی نیست؛ در سطح جمعی، این مهارت ها به شکل گیری پدیده ای حیاتی تر منجر می شود: تاب آوری اجتماعی (Social Resilience). تاب آوری اجتماعی یعنی توان جامعه برای بازگشت به تعادل پس از شوک های روانی، اقتصادی یا اطلاعاتی. جامعه ای که اعضایش قدرت تحلیل دارند و هر شایعه ای را بی تأمل نمی پذیرند، در برابر موج های رسانه ای آسیب پذیر نیست. در مقابل، جوامعی که فاقد سواد رسانه ای اند، به سرعت دچار دوقطبی، بی اعتمادی و اضطراب جمعی می شوند.

در سال های اخیر، نمونه هایی از تاب آوری شناختی در جامعه ایرانی نیز مشاهده شده است. در برخی بحران ها، کاربران آگاه با تحلیل مستندات و راستی آزمایی اخبار، توانستند بخشی از شایعات را خنثی کنند. این رفتار جمعی، نشانه ای از بیداری رسانه ای است؛ گامی هرچند کوچک اما امیدبخش در جهت ساخت جامعه ای مقاوم تر در برابر تحریف واقعیت.

حال پرسش اساسی این است که چگونه می توان سواد رسانه ای را در سطح ملی تقویت کرد؟ پاسخ در چند راهبرد علمی و فرهنگی نهفته است. نخست، نهادینه سازی آموزش سواد رسانه ای در نظام آموزشی کشور از دبستان تا دانشگاه؛ اما نه به شکل نظری، بلکه از طریق بازی ها، تحلیل محتوای واقعی و تمرین های گروهی که مهارت را در عمل تقویت کند. دوم، تربیت مربیان سواد رسانه ای در نهادهای فرهنگی، مدارس، دانشگاه ها و رسانه ها که بتوانند مفاهیم پیچیده شناختی را با زبان ساده برای مردم بازگو کنند. سوم، تولید محتوای بومی و جذاب برای تقویت تفکر انتقادی؛ برنامه هایی مانند پویش «راستی آزمایی در خانه»، مسابقات تحلیل خبر، یا آموزش سواد احساسی دیجیتال برای نوجوانان. چهارم، ایجاد شبکه همکاری میان دانشگاه، رسانه و نهادهای مدنی برای رصد مداوم حملات شناختی و طراحی پاسخ های هوشمند. و در نهایت، توسعه سواد هیجانی در فضای مجازی تا کاربران یاد بگیرند در برابر پیام های تحریک آمیز، واکنش عجولانه نشان ندهند.

امروزه، کشورهای پیشرفته در حوزه امنیت رسانه ای مانند فنلاند، استونی و سنگاپور، برنامه های ملی برای آموزش سواد رسانه ای تدوین کرده اند و آن را جزئی از امنیت ملی می دانند. در ایران نیز، با توجه به حجم بالای اطلاعات در فضای مجازی و پیچیدگی جنگ روایت ها، چنین رویکردی ضروری است. تقویت سواد رسانه ای نه فقط ابزار فرهنگی، بلکه سلاح دفاعی در سطح ملی است؛ چراکه از فروپاشی اعتماد عمومی جلوگیری می کند.

در نهایت باید گفت، جنگ شناختی، پدیده ای گذرا نیست؛ بلکه زیست جهان جدید ماست. در جهانی که داده ها و روایت ها هر لحظه بازنویسی می شوند، حقیقت به سادگی گم می شود. در این شرایط، جامعه ای موفق تر است که بتواند از ذهن های آگاه خود همچون سپر دفاعی بهره گیرد. سواد رسانه ای، سرمایه نامرئی هر ملت است و تاب آوری اجتماعی، ثمره جمعی آن.

شهروندی که می فهمد چگونه اندیشه اش هدف گرفته شده، تسلیم نمی شود. و ملتی که آگاهانه روایت ها را می سنجد، حتی در سخت ترین جنگ ها نیز شکست ناپذیر است.   
در عصر جنگ روایت ها، گلوله ها دیگر از فولاد نیستند، از واژه اند و آگاهی، قوی ترین سنگر ماست.

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا