بررسی و تحلیلرسانه و فضای مجازیسند گزارش پژوهشیفرهنگ و رسانه

رویکرد و عملکرد رسانه ها و شبکه های اجتماعی در جنگ ایران و اسرائیل

بررسی رویکرد رسانه های رسمی شاخص جهان و تحلیل کمی و کیفی محتوای شبکه های اجتماعی فارسی زبان در جنگ ایران و اسرائیل

در عصر حاضر، رسانه ها و فناوری های دیجیتال نقش کلیدی در شکل دهی به ادراکات و فهم واقعیت ایفا می کنند. تحولات سریع ارتباطی باعث تغییر ساختارهای قدرت و روایت سازی شده و عرصه جدیدی برای رقابت ایدئولوژیک و اجتماعی پدید آورده است. شبکه های اجتماعی با فراهم کردن بستر تعامل و مشارکت گسترده، امکان چندصدایی و بازتعریف روایت ها را فراهم کرده اند و تحلیل رفتار کاربران اهمیت فراوانی در درک این روندها یافته است. این اتفاق در طول جنگ ایران و رژیم صهیونیستی نیز رخ داد و نقش رسانه ها و شبکه های اجتماعی پررنگ تر شد. بررسی تحولات رسانه ای و واکنش های عمومی به رویدادهای مهم، زمینه ساز تدوین سیاست های دقیق تر و موثرتر در مدیریت افکار عمومی و ارتقای آموزش رسانه ای است.

ضرورت و اهداف پژوهش

در دنیای امروز، فهم واقعیت فراتر از بازنمایی صرف آن رفته و نحوه روایت آن اهمیت فزاینده ای یافته است. در عصر پساجنگ سرد و با گسترش جهانی شدن دیجیتال، روایت ها به ابزارهای اصلی قدرت تبدیل شده اند، چرا که جنگ های مدرن بیشتر در عرصه ادراکات و ذهن ها جریان دارند. با رشد روزافزون شبکه های اجتماعی، انحصار روایت سازی از دست دولت ها و نخبگان خارج شده و افراد عادی نیز می توانند روایت گر باشند که این امر موجب چندصدایی و گسترش جنگ روایت ها شده است. الگوریتم های این شبکه ها نقش بسزایی در شکل دهی و تایید روایت ها ایفا می کنند و مخاطبان امروز فعالانه در تولید و انتشار روایت ها مشارکت دارند.

پژوهش حاضر با تحلیل نزدیک به ۴۰ میلیون محتوا و یک میلیون منتشرکننده در شبکه های پرکاربرد فارسی زبان، رفتار کاربران را در دوره آغاز جنگ ایران و رژیم صهیونیستی و پس از آتش بسی که اعلام شد، بررسی می کند. هدف اصلی این مطالعه میان رشته ای، شناسایی تاثیر محتوا و فضای رسانه ای ایجادشده بر روند درک عمومی درباره بحران است. نتایج این پژوهش اهمیت رفتارشناسی کاربران، آموزش رسانه ای و مقابله با اطلاعات نادرست را برجسته می کند و می تواند به تصمیم گیری های مؤثر در سطح فردی و نهادی کمک نماید. به همین منظور، ضمن بررسی رویکرد رسانه های رسمی شاخص جهان و تحلیل کمی و کیفی محتوای شبکه های اجتماعی فارسی زبان در جنگ ایران و اسرائیل، به ارائه راهکارهایی برای بازسازی اعتماد پرداخته است.

رویکرد رسانه های رسمی شاخص جهان در جنگ ایران و اسرائیل

پس از آغاز جنگ ایران و رژیم صهیونیستی، رسانه ها با توجه به وابستگی های سیاسی و مالی خود، روایت های متفاوتی ارائه دادند. رسانه های اصلی غربی مانند بی بی سی، CNN و رویترز ظاهراً متعادل رفتار کردند، اما معمولاً رژیم صهیونیستی را به عنوان مدافع مشروع و ایران را تهدید معرفی کردند. رسانه های محافظه کار آمریکایی مانند فاکس نیوز کاملاً جانب رژیم صهیونیستی را گرفتند و ایران را تهدید تروریستی تصویر کردند. رسانه های عربی نیز رویکردهای متنوعی داشتند؛ الجزیره از ایران حمایت کرد، العربیه جنگ را دفاع مشروع اسرائیل دانست و رسانه های نزدیک به حزب الله، مقاومت را مدافع اصلی خواندند. رسانه های مستقل و منطقه ای مانند TRT ترکیه، میدل ایست آی و فرانس ۲۴ با انتقاد از سیاست های غربی، جنگ را بحرانی انسانی و منطقه ای دانسته و آتش بس را موقتی و ناکافی تلقی کردند. این تفاوت ها نشان دهنده منافع استراتژیک و گفتمان های متنوع بازیگران جهانی و منطقه ای درباره بحران است.

تحلیل کمی و کیفی محتوای شبکه های اجتماعی فارسی زبان در جنگ ایران و اسرائیل

این بخش به بررسی کمی و کیفی تراکنش های محتوایی کاربران فارسی زبان در شبکه های اجتماعی پیرامون جنگ ایران و اسرائیل در خرداد و تابستان ۱۴۰۴ می پردازد. (جداول آماری در گزارش کامل قابل دسترسی است.)

یافته های کمی

پس از آغاز جنگ ایران و اسرائیل در خرداد ۱۴۰۴، تولید محتوا در شبکه های اجتماعی فارسی زبان به شدت افزایش یافت و تمرکز کاربران بر موضوع جنگ به وضوح دیده شد. در توییتر و اینستاگرام، کاربران فردی و منتقد جمهوری اسلامی بیشترین محتوا را تولید کردند، در حالی که تلگرام، ایتا و روبیکا بیشتر وابسته به کانال های خبری بودند. اینستاگرام بر تولید محتوای دست اول و توییتر بر بازنشر به دلیل فعالیت سیاسی تاکید داشتند. پس از آتش بس، تولید محتوا در اکثر شبکه ها افزایش یافت اما در توییتر کاهش پیدا کرد. نسبت بازدید به تولید محتوا بالاترین میزان را در اینستاگرام و توییتر داشت؛ در دوران آتش بس، ایتا تنها شبکه ای بود که این نسبت افزایش یافت. هشتگ ها و موضوعات در هر پلتفرم متفاوت بود؛ توییتر محل جنگ هشتگ های سیاسی، اینستاگرام تمرکز بر محرم و همراهی با مردم و ایتا متمرکز بر شعارهای ملی و ضدآمریکا بود. انتشار محتوا توسط معاندین در اینستاگرام و توییتر زیاد بود اما پس از آتش بس کاهش یافت. همچنین، محتوای انگلیسی و عربی در توییتر و اینستاگرام به ویژه پس از شروع جنگ بیشتر شده و حمایت قابل توجهی از ایران نشان دادند. پس از آتش بس، تولید محتوا کاهش یافت اما بازنشر ادامه پیدا کرد.

یافته های کیفی

تحلیل کیفی مطالب شبکه های اجتماعی درباره جنگ ایران و رژیم صهیونیستی به بررسی لایه های معنایی، نیات پنهان و سبک بیان کاربران می پردازد و ابعاد انسانی، روانی و اجتماعی جنگ را نشان می دهد. داده ها از پلتفرم هایی مانند توییتر، تلگرام، اینستاگرام و یوتیوب جمع آوری و با منابع معتبر اعتبارسنجی شده اند. محتوای منتشرشده درخصوص جنگ شامل پوشش حملات نظامی (۴۰ درصد)، جنگ روایت ها و اخبار جعلی (20 درصد)، قطع اینترنت (15 درصد)، نقد سیاست های داخلی (12 درصد)، بازتاب رسانه ای و دیدگاه های جهانی (8 درصد)، تحلیل های امنیتی (5 درصد) و عملیات سایبری (3 درصد) بود.

پس از آتش بس، محتوا بیشتر به بازتاب های روانی (30 درصد)، پیامدهای انسانی (25 درصد)، تحلیل های اقتصادی و ژئوپلیتیکی (15 درصد)، امنیت و دیپلماسی (15 درصد)، بازتاب های جهانی (10 درصد) و ادامه تهدیدات سایبری (5 درصد) پرداخت. تحلیل نظرات کاربران نشان داد کاربران خارجی عمدتا با مردم ایران همدلی داشتند و حمایت می کردند، در حالی که کاربران ایرانی بیشتر نارضایتی و انتقاد سیاسی از حکومت داشتند. الگوی احساسات طی جنگ «بحران-آرامش» بود؛ اوج درگیری ها با احساسات منفی همراه و پس از آتش بس با افزایش امید و همدلی مواجه شد. این شکاف میان گفتمان رسمی و واکنش عمومی، کلید فهم پروژه مشروعیت و واکنش های واقعی در بحران است.

ضعف راهبرد رسانه ای ایران و ضرورت بازسازی اعتماد پس از جنگ ایران و اسرائیل

تحولات رسانه ای جنگ ایران و رژیم صهیونیستی تابستان ۱۴۰۴، ضعف های راهبردی ایران در مدیریت افکار عمومی و روایت سازی را نشان داد. هرچند در میدان امنیتی موفق بود، در فضای رسانه ای بین المللی تصویر ایران غالباً منفی بود. روایت های مؤثر نه از سوی رسانه های رسمی، بلکه از طریق واکنش های خودجوش کاربران خارجی در شبکه های اجتماعی شکل گرفت که با پیام های همدلی و نقد خشونت، سپر نرمی برای ایران ایجاد کردند. این تجربه بر ضرورت بازنگری در سیاست رسانه ای رسمی و بهره گیری از ظرفیت های فرامرزی تاکید دارد.

بازطراحی راهبرد کلان رسانه ای با محور مردم محور شدن گفتمان

در بحران های امنیتی، رسانه ملی باید به جای تکیه بر اقتدار نظامی و شعارهای رسمی، روایت های مردم محور و همدلانه را برجسته کند که درد و مقاومت مردم عادی را نشان دهد. چنین روایتی همدلی داخلی و مشروعیت جهانی بیشتری ایجاد می کند. فقدان سند راهبرد رسانه ای بحران باعث پراکندگی و تضاد پیام های رسمی شده است؛ بنابراین، دولت، نهادهای نظامی، رسانه ها و سازمان های مردم نهاد باید در شرایط جنگ به روایت هماهنگ، انسانی و مؤثر پایبند باشند.

توسعه دیپلماسی رسانه ای در فضای بین الملل

جنگ در عصر شبکه های اجتماعی تنها با تسلیحات تعیین نمی شود؛ پلتفرم هایی مانند اینستاگرام، ایکس، TikTok و YouTube نقش اصلی در مشروعیت بخشی و تصویرسازی دارند. ایران در این فضا نفوذ کمی دارد چون روایت هایش محدود به رسانه های دولتی سانسورشده و بی اعتماد است. برای تغییر این وضعیت، باید حضور در رسانه های غیررسمی، استفاده از خبرنگاران مستقل، بهره گیری از ظرفیت دیاسپورا و ورود هوشمند به ائتلاف های رسانه ای جهانی افزایش یابد. دیپلماسی رسانه ای باید هم تراز دیپلماسی رسمی جدی گرفته شود.

اصلاح عملکرد رسانه های داخلی و شبکه های اجتماعی بومی

رسانه های داخلی ایران در بحران تیرماه ۱۴۰۴ به دلیل اطلاع رسانی دیرهنگام، بی صدایی در لحظات حساس و تاکید بر لحن امنیتی به جای ملی و مدنی، دچار تعلیق و گسست جدی با افکار عمومی شدند و حتی کاربران همدل نیز از رسانه داخلی ناامید شدند. بازسازی اعتماد عمومی مستلزم نوسازی ساختار صداوسیما، گشایش نسبی فضا برای روایت های متنوع و تقویت صدای مردم در بسترهای رسمی است.

جمع بندی

این مطالعه با تحلیل جامع محتوای شبکه های اجتماعی فارسی زبان در فضای جنگ ایران و رژیم صهیونیستی تابستان ۱۴۰۴، نشان داد که روایت سازی و مدیریت افکار عمومی در این بحران به شدت پیچیده و چندوجهی است. رشد تولید محتوا و تنوع دیدگاه ها بیانگر اهمیت نقش فعال کاربران در شکل دهی به گفتمان عمومی بود. رسانه های رسمی جهانی با رویکردهای گوناگون روایت ها را جهت دهی کردند، اما روایت های مؤثر تر از طریق واکنش های مردمی و کاربران خارجی شکل گرفت. ضعف راهبرد رسانه ای رسمی ایران، به ویژه در هماهنگی پیام ها و جذب مخاطب بین المللی، موجب کاهش اعتماد عمومی شد. این پژوهش بر ضرورت بازطراحی استراتژی رسانه ای با محوریت مردم، توسعه دیپلماسی رسانه ای فرامرزی و اصلاح عملکرد رسانه های داخلی تاکید داشت تا ضمن ارتقای مشروعیت داخلی و بین المللی، مقابله موثرتری با جنگ روایت ها و اطلاعات نادرست صورت گیرد. نوسازی ساختارهای رسانه ای و افزایش فضای گفت و گو با مردم، کلید بازسازی اعتماد در بحران های آینده است.

این مطالعه در اندیشکده رسانه و جامعه در سال 1404 انجام شده است.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا