درآمدی بر روانشناسیِ اجتماعیِ ریسک پذیری
نوید نظری بر پیامدهای مثبت ریسک پذیری حکمران بر بخش خصوصی تامل کرده است.
توسعه، از مسائلی است که نزدیک یک قرن اندیشه و نظریه و سیاست را در ایران مشغول کرده؛ و همچنان سوال پیش روی ما این است: با چه مسیر و رویکردی، توسعه ایران ممکن میشود؟ یا کدام خصوصیت است که توسعه در ایران را ممکن میکند؟
از نظرگاه اقتصاد تکاملی، ژوزف شومپیتر توسعه را نوآوری و پیششرط نوآوری را ریسک پذیری دانسته بود. در ادامه این نگاه به نسبت توسعه و ریسک پذیری، فرانک هاینمن نایت، اقتصاددان آمریکایی، دو مفهوم «ریسک» و «عدم قطعیت» را از هم متمایز کرد و:
- ریسک را موقعیتی دانست که طی آن محاسبه احتمال وقوع نتایج مختلف پیش روی فرد قرار دارد؛ که مثالهای او بیمه بودند؛
- و عدم قطعیت را موقعیتی تعریف کرد طی آن که نتایج مختلف وجود دارند، اما احتمال وقوع آنها ناشناخته و غیرقابل محاسبه است.
نایت، ریسک پذیری را موقعیت عدم قطعیت تعریف میکند. نزد وی، سود کارآفرینی بهخاطر تحمل عدم قطعیت است. به بیان دیگر محدودهای وجود دارد که هیچ تضمینی برای کسب سود وجود ندارد و همین تهور روحی، موتور توسعه کشورهاست. در تقریری اعلی، گرچه سود اقتصادی، پاداشی است که فرد جهت ریسک پذیری دریافت میکند؛ اما پاداش غایی که (از نظر مادی) به مرتبهای بالاتر از خود قابل ارجاع نیست، توسعهای است که محیط اقتصادی و اجتماعی یک جامعه را میسازد.
براساس آنچه آمد و بنا بر زعم و نظر نایت، تحمل عدم قطعیت، مقدمهای توسعهزا و از ملزومات بالندگی اقتصادی است. چارچوب مفهومی نایت، این استعداد را دارد که نظاره تطبیقی میان شاخصهای کارآفرینی در کشورهای متعدد، بهسمت تماشای عوالم روحی آنها سوق یابد؛ یعنی درآمدی بر روانشناسیِ اجتماعیِ اقتصاد ایجاد کند.
روانشناسی اجتماعی در اقتصاد توسعه
از میان 15 زیرشاخص GEDI (شاخص جهانی کارآفرینی)، کنارهمگذاری دو شاخص، به توضیح آستانه تحمل عدم قطعیت رهنمون است: مهارتهای استارتآپی و ریسکپذیری.
گزارش شاخص جهانی کارآفرینی (2019) نشان میدهد رتبه ایران در زیرشاخص مهارتهای استارتآپی، بسیار بالا (بیش از 85.1) اما در زیرشاخص ریسکپذیری بسیار پایین (4.9) است. و این یعنی علیرغم کیفیت بالای سرمایه انسانی در زیستبوم استارتآپی کشور، افراد و نهادها ریسکپذیری پایینی برای سرمایهگذاری روی این ظرفیت مغتنم را ابراز و اعمال کردهاند.
فهم این اعداد وقتی بغرنجتر میشود که این دو زیرشاخص را در تطبیق با اعداد ایالات متحده بنگریم: مهارتهای استارتآپی در آمریکا 100 و خطرپذیری آن نزدیک به 100 (93.1) ثبت شده است.

نمودار شماره یک – شاخص جهانی کارآفرینی (2019)
سوالی که در امتداد این مطابقت ظاهر میشود این است که: چرا مهارتهای استارتآپی، تهور و ریسکپذیری را متاثر نمیکنند؟ به بیان دیگر دو کشور ایران و آمریکا با اکتساب عدد یکسان در زیرشاخص مهارتهای استارتآپی، چرا بهشکل یکسان منجر به رشد زیرشاخص ریسک پذیری و میل به شکوفایی نمیشوند؟
یکی از راههای فهم تفاوت بسیار میان «کمتر از 2» و «بیشتر از 95»، از طریق نظم تئوری نایت بهدست میآید: تحمل عدم قطعیت در ایران بسیار پایین است! پسِ پشت این وضعیت روحی، تاریخی از ابهامها و ترسها نهفته است؛ که توضیح آن از هدف و حوصله این یادداشت دور است. اما توجه به آن، ملزوم و مقدمه بسیاری از سیاستهای ترویجی در این حوزه است. با این توضیح که در سالهای گذشته فعالیتهای بسیاری برای تبلیغ کارآفرینی و ارتقای مهارتهای کارآفرینی در کشور انجام شده است، اما بهنظر میرسد رشد پایدار و متناسبی در اجزای متعدد برای زیستبوم کارآفرینی نداشتهایم. در این نقطه شاید و احتمالا ترویج «ریسک پذیری» از غفلتهای ماست؛ شاخصی که کمبود در آن، قصور را متوجه همه اجزای جامعه شامل افراد، بنگاههای خصوصی و حاکمیت میکند. اما باید به این نکته توجه داشت که هر ترویجی در این زمینه، باید معطوف به ایجاد وضعیتی «روحی/درونی» شود و به مشوقهای حقوقی و اقتصادی محدود نماند.
امروز کارآفرین ایرانی نهتنها با تحریمها و تهدیدهای خارجی دست به گریبان است؛ بلکه در چنبره پیچیدگیهای بروکراتیک و رفتارهای محافظهکارانهای زندانی است که به بهانه مبارزه شعاری با فساد اعمال میشوند. رویکرد صندوق نوآوری و شکوفایی در این زمینه، بهعنوان یک نمونه از رفتار حاکمیتی در مواجهه با خطرکردن روی افراد و ایدههای جدید است؛ و درحالیکه فرصت داشت طی یک دهه درخشان اقتصاد دانشبنیان کشور را ارتقا دهد، اما با رویآوری به تسهیلات، کرانههای این مجال را محدود گذارد. و این مشت، نمونه خروار در ریسک پذیری نظام حکمرانی کشور است که پشت سودهای محدود تضمینشده سنگر گرفته و از سودهای بالای خطرپذیر در اعراض است.
در چنین موقعیتی انداختن بار ریسک پذیری بر دوش بنگاههای اقتصادی، موجب تشدید وضعیت روحی ترس از ابهام و کمتحملی نسبت به عدم قطعیت میشود. بنابراین لازم است حاکمیت با پذیرش بخشی از خطر، فرهنگ جسارت و ریسکپذیری را پیش چشم بنگاهها گذارد. اما آنچه امروز از رفتار حاکمیت مشاهده میشود ایجاد غیرمستقیم مانع برای رشد مناسب کسبوکارها ازطریق بروکراسی و ساختارهای پیچیده در کنار مجوزها و رویههای متعدد نظارت و ارزیابی است. اگر در این رفتارها دقیق شویم، نگرانیهای عمیق و محافظهکاریهای مانع را تشخیص میدهیم؛ نگرانیهایی که نمیتوانند تفاوت فساد با خطاهای قابل اغماض را درک کنند و آیندههای روشن را قربانی آسایش و رفع دغدغههای روزمره میکنند. درحالیکه اتفاقا شرایط سخت وقت خطرکردن و گرفتن تصمیمات شجاعانه است. توسعه همگرای کشور و درنهایت ساخت رویای ملی در جامعه از خروج از دایره امن و خطرکردن و پیوستن ارادههای متعدد و شراکت بنگاههای تامین مالی یا کارآفرینان و صاحبان صنایع پدید میآید. همارادگی وهمآرمانی، حوزههای متعدد اقتصاد اعم از بانک، صنعت وغیره را از گوشهنشستن وکسب سودهای اختصاصی برحذر میدارد.
آنچه آمد ارتباط مستقیم توسعه با توان تحمل عدم قطعیت را نشان میدهد. سقوط آزادی که از مرور تفاوت ریسک پذیری در ایران و آمریکا مشاهده میشود (علیرغم مهارتهای استارتآپی یکسان)، همان شکافی است که میان توسعه دو کشور مشاهده میشود. و این جسارت و تهور در وهله نخست باید در خود حاکمیت پرورش یابد و توسط و از مشاهده او به جامعه تسری یابد.



