جنگ احزاب و چند محور کلان راهبردی
یادداشتی راهبردی پیرامون تحلیل وضعیت کنونی جنگ و ارائه راهبردهایی برای ستادکل نیروهای مسلح
✍️ علی عبدی
این چند خط که می نویسم ترکیبی است از تحلیل و توصیه براساس آخرین وضعیت میدان و دیپلماسی که بیشتر البته در حکم یادداشتی راهبردی می توان تلقی کرد:
1. بعد از گذشت نه روز از جنگ علیه ایران، ضروری تر از هرچیز دیگری در این مقطع آنست که ستاد کل نیروهای مسلح دوامر را برای عموم جامعه و همچنین دولت و دستگاههای دولتی روشن کند:
نخست نامگذاری جنگی که در آن هستیم.
پرواضح است عنوان وعده صادق به مثابه یک عملیات به تأخیر افتاده از پی وعده صادق دو نمی تواند عنوان دقیق و کاملی برای جنگ اخیر باشد. جنگی که عملا ایران را در موقعیت جنگ احزاب قرار داده است. امروز در آنسوی خاکریز، نه دشمن صهیونیستی که تمامیت جبهه کفر و شرک و نفاق و صهیون قرار دارد. این را من نمی گویم، بمباران امروز صبح فردو توسط آمریکا می گوید. این را پشتیبانی همه جانبه آمریکا و ناتو و انگلستان و فرانسه و آلمان از دشمن صهیونیستی می گوید. این را دخالت کامل این دولتها در هماهنگی، هدایت، لجستیک، پشتیبانی، کنترل و فرماندهی، دفاع و تهاجم هوایی و از همه مهمتر جنگ شبکه های و اطلاعاتی همه جانبه آنان می گوید.
از این رو ستادکل نیروهای مسلح هرچه زودتر عنوانی درخور و شایسته با چنین جنگ احزابی را برگزیند و ابلاغ سراسری نماید تا همه ملت شریف و غیور ایران این جنگ را نه با نام یک عملیات به تاخیر افتاده، که با نام یک جنگ بشناسند. کمااینکه رهبر معظم انقلاب از همان روز اول با تعبیر جنگ از این اتفاق یاد کردند. از جمله لوازم آرایش جنگی یکی هم نامگذاری یک اسم با مسما برای این جنگ است.
2. ضروری است تا ستادکل نیروهای مسلح هرچه زودتر راهبرد کلان و اصلی کشور در این جنگ را اعلام نماید.
پیشبرد یک جنگ بدون دراختیار داشتن یک راهبرد کلان، شفاف و قطعی ناممکن است. وظیفه قطعی این راهبرد کلان در وضعیت جنگی، انسجام بخشی، تشکل سازی، هماهنگی و یکپارچگی و از همه مهمتر برقراری وحدت رویه میان تمام اجزای حکمرانی نظامی و جنگی کشور و البته اجتماعی سازی آن و تعیین تکلیف نیروهای اجتماعی در کنار نیروهای نظامی و امنیتی است.
کشور به واسطه این راهبرد آرایش جنگی یافته و این آرایش جنگی در دوسطح کلان میدان و دیپلماسی تولید هماهنگی و یکپارچگی می کند. نگرانی های به حق بخش هایی از جامعه در نسبت با دیپلماسی روزهای اخیر عطف به تجربه تلخ و ناکام دیپلماسی در یکدهه اخیر که آخرین آنها، مذاکره با آمریکا بود که با این جنگ روشن شد که صرفا عملیات فریبی بیش برای فریب ایران نبوده است، واجب می سازد برای آرایش جنگی دیپلماسی کشور ذیل راهبرد کلان جنگی، می بایست این راهبرد اعلام شود.
راهبرد پیشنهادی نگارنده براساس تجربه راهبری داهیانه حضرت امام خمینی ره در دفاع مقدس و گفتمان صریح رهبر معظم انقلاب، «دفع تجاوز و تنبیه متجاوز» است.
راهبرد قطعی دفع تجاوز و تنبیه متجاوز در حقیقت ترجمان سیاست صریح و روشن رهبر معظم انقلاب به زبان جنگ و راهبرد است، آنجا که فرمودند: “ملّت ایران در مقابل جنگ تحمیلی محکم میایستد ــ همچنان که تا حالا ایستاده ــ در مقابل صلح تحمیلی (هم) محکم میایستد. ملّت ایران در مقابل تحمیل، تسلیم هیچ کس نمی شود.”
حضرت امام (ره) هم در دفاع مقدس از ابتدا تا انتها، علیرغم تمام فشارها و تهدیدات و تحریمها هیچگاه از تعیین، دفع و تنبیه متجاوز به عنوان سیاست قطعی ج.ا.ا کوتاه نیامد. بنابراین سیاست راهبردی در وضعیت جنگی می طلبد تا ستادکل، به عنوان عالیترین نهاد تصمیم گیر در وضعیت جنگی در ذیل فرماندهی کل قوا و بازوی اجرایی منویات نظامی رهبر معظم انقلاب طی بیانیه ای با اعلام این سیاست قطعی باب هرگونه تشتت، افتراق، تک روی، خطاکاری و … دو عرصه اصلی میدان و دیپلماسی را بسته و از همه مهتر، باب هرگونه تسلیم طلبی و سازش را در زرورق های شیک تحلیلی و رسانه ای می بندد و میدان و دیپلماسی را با یک آرایش جنگی کامل در ذیل این سیاست قطعی سازماندهی کرده و دستور کار را روشن نماید.
البته در این میان شورای عالی امنیت ملی و شخص رئیس جمهور نیز می بایست در جهت تحقق این مهم نقش شایسته و بایسته خود را ایفا نمایند.
دومین نکته مهم آنکه؛
علیرغم بازیابی سریع نیروهای مسلح پس از شوک اولیه بخصوص با فرماندهی داهیانه و عالی فرماندهی کل قوا و ورود پرقدرت نیروهای مسلح کشور بخصوص نیروهای هوافضا و موشکی، و آماج پرقدرت سرزمین و اهداف دشمن به نحوی که اثر روشن و قطعی بر روی افکار عمومی و روح و روان اتباع دشمن صهیونیستی برجای نهاده و زندگی روزمره را در سرزمین های اشغالی با انقطاع و اختلال مواجه کرده ( که جا دارد در اینجا از شجاعت و شهامت و دلاوری و شهادت طلبی رادمردان رزمنده پدافندی و موشکی کشور تقدیر کرده و دست تک تکشان را ببوسم) که در جای خود بسیار مغتنم است ( تل آویو و دیگر شهرهای این رژیم در طول حیات منحوس 76 ساله آن هیچگاه چنین روزها و چنین آماجی را ندیده بود و آسمان این رژیم هیچگاه این همه بی پناه و دفاع نبوده است)
اما، با این همه مسئله کلیدی آن است که تکاپوی جنگی ایران هنوز در مرحله بازیگر معقول و پیش بینی ناپذیر متوقف مانده و از این مرحله خارج نشده است. در حالیکه امر نجات بخش در این وضعیت که جنگ احزاب است، نه تنها جنگ به روش بازیگر معقول نیست بلکه باید براساس بازیگر دیوانه، دیوانه وار ترین سناریوهای ممکن را طراحی و اجرا کرد.
هنوز هم مطالبه به حق فرماندهی کل قوا مبنی بر برهم زدن محاسبات غلط دشمن انجام نشده و برای نجات ایران و اسلام هیچ راهی جز بهم زدن محاسبات غلط دشمن نداریم و مسیر کنونی مسیر برهم زدن محاسبات غلط دشمن نیست، بلکه همان مسیر متعارف، پیش بینی پذیر و محاسبه پذیر است.
اکنون با توجه به بمباران مستقیم سه مرکز اصلی هسته ای توسط آمریکاو با دستور مستقیم ترامپ، در اولین گام ضروریست تا ایران از پیمان NPT خارج شود. پیمانی که عضویت ما در آن مصداق کامل خوردن پیاز، دادن پول و شلاق خوردن بوده بی آنکه از مواهب آن هیچ بهره ای ببرد.
در پایان آنکه حضرت امام فرمودند «جنگ جنگ است و عزت و شرف میهن و دین ما در گروی همین مبارزات است» (صحیفه نور، ج ۱۳: ۹۸)



