دستور کار
دستور کار شامل لیستی از موضوعات یا مشکلات است که دولتمردان و مردمان عادی را با یکدیگر مرتبط می کند و هر دو گروه شدیداً نسبت به آن موضوعات حساسیت خرج می دهند و به طور مستمر آن را پیگیری می کنند.
دولتمردان در میان حجمه موضوعاتی که می توانند به آن رسیدگی کنند، تنها به بررسی بعضی از آن ها می پردازند. بنابراین شایسته است که بگوییم فرایند دستور کار موضوعات متنوع نیازمند توجه را به تعداد محدودی از موضوعات که در واقعیت بررسی می شوند کاهش می دهد.
فرآیند دستور کار از نظر باربارا نلسون
تشخیص مسئله:
مسئله به صورت یک کمبود، نقص یا نیاز اساسی مطرح می شود و یا ضرورتی است که پیش نیاز مسائل آینده جامعه است. طرفداران طرح مسئله باید بتوانند مسئولان دولتی را قانع نمایند که مسئله مهم است و دولت نیز مسئول بررسی و حل آن می باشد.
قبول مسئله:
در این مرحله دولت با در نظر گرفتن شرایط و عوامل مختلف، مسئله را بررسی نموده و تصمیم می گیرد که مسئله در دستور کار سازمانی قرار گیرد و برای یافتن راه حل تلاش نماید یا اینکه با رد مسئله، از پذیرش آن سرباز زده و از ورود آن به دستور کار رسمی جلوگیری می نماید.
اولویت بندی مسئله:
تصمیم گیرندگان و مسئولان سازمان های مسئول، دامنه و وسعت تاثیر گذاری، افراد تحت تاثیر، معطوف به آینده بودن مسئله، منطقه ای یا جهانی بودن مسئله را مورد بررسی قرارداده و با مسائل قبلی که هنوز در دستور کار رسمی قرار دارند و راجع به آن تصمیم گیری نشده است مقایسه نموده و نهایتا اولویت مسئله را روشن می نماید.
تاکید و حفظ مسئله:
مسئله تا زمانی که برطرف نشده است و همواره سازمان در جست و جوی راه حل و تصمیم گیری است، در اولویت بررسی می باشد. چنانچه در حین بررسی، اولویت مسئله در نتیجه از بین رفتن آن یا تغییر اولویت های دولت از بین برود، از دستور کار رسمی خارج می شود.
فرایند دستور کار از نظر دیویس
مرحله مقدماتی:
وجود یک مسئله یا چالش عمومی که توجه و اقدامات قانونی دولت را برای برطرف ساختن و حل آن جلب می کند.
مرحله انتشار:
انعکاس مسائل و چالش های عمومی در مسائل دولتی و طرح خواسته ها و انتظار توده مردم و گروه های بانفوذ جامعه می داند.
مرحله پردازش:
زمانی که مسائل دو مرحله بالا را طی کرده باشند به مرحله دستور کار می رسند.