آثار تنشهای ژئوپلتیکی بر صنعت هلیوم و واکنش تولیدکنندگان بزرگ ریزتراشه
بازی قدرت در عرصه تراشهها؛ نقش ایران در معادلات امنیتی_دیپلماتیک تنگه هرمز
کمال کاویانی، پژوهشگر اندیشکده سیاست صنعتی و فناوری های نوظهور
در مارس ۲۰۲۶، درگیریهای نظامی در منطقه تنگه هرمز و حملات موشکی به تأسیسات راس لفان در قطر موجب توقف ۳۳ تا ۳۶ درصد از عرضه جهانی هلیوم شد. این واقعه یکی از شدیدترین بحرانهای تأمین در تاریخ صنعت نیمههادی بود و لزوم بازنگری در مدلهای تأمین را به غولهای تکنولوژی دیکته کرد.
با توقف صادرات هلیوم از قطر، کارخانههای سامسونگ و اسکی هاینیکس در کره جنوبی با خطر توقف خطوط تولید خود مواجه شدهاند. این شرکتها که معمولاً ۲ تا ۴ ماه ذخیره استراتژیک هلیوم دارند، بلافاصله پروتکلهای کاهش مصرف را فعال کردند. برای حل این بحران، این شرکتها قراردادهای جدید بلندمدت با دو شرکت آمریکایی «لیند» و «ایرپروداکت» امضا کردند تا تأمین هلیوم را از میادین داخلی ایالات متحده تضمین کنند. این قراردادها بهویژه با پذیرش قیمتهای بالاتر نسبت به قراردادهای قبلی همراه بود، بهگونهای که هزینههای بالاتر برای جایگزینی هلیوم قطعشده از قطر را پوشش دهد.
در پی بحران تأمین هلیوم، مسیرهای ترانزیتی موجود نیز با مشکلات جدیدی مواجه شدند. بهطور مشخص، دماغه امیدنیک بهعنوان مسیری جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز برای سایر کشورهای خارج از حاشیه خلیج فارس انتخاب شد که بهطور متوسط ۳۵۰۰ مایل به هر سفر اضافه میکند. این تغییر مسیر هزینه سوخت اضافی حدود ۱ میلیون دلار را تحمیل میکند و زمان حمل را بین ۱۰ تا ۱۴ روز افزایش میدهد. علاوهبر این، هلیوم باید در کانتینرهای «کرایوژنیک» نگهداری شود که در دمای منفی ۲۶۸.۹ درجه سانتیگراد عمل میکنند و تنها ۳۵ تا ۴۸ روز قادر به حفظ هلیوم در حالت مایع هستند. بنابراین، افزایش زمان حمل موجب کاهش مقدار قابل استفاده هلیوم در مقصد میشود و بهطور مستقیم تولید را با بحران مواجه میسازد.
راه حل دیگر برای جبران کمبود عرضه هلیوم، استفاده از فناوری بازیافت هلیوم در صنعت نیمههادی است. با وجود اینکه این فناوری هنوز در مراحل اولیه خود قرار دارد و بهویژه در کاربردهای خاص مانند تولید تراشههای پیشرفته، همچنان محدودیتهایی در کارایی و بازدهی آن وجود دارد. بنابراین تولیدکنندگان به اقدامات بهینهسازی مصرف پرداختهاند و در حال حاضر با حداقل مصرف ممکن هلیوم فعالیت میکنند.
اگر بحرانها و بسته ماندن تنگه هرمز ادامه پیدا کند، چندین اثر مخرب بر صنعت میکروالکترونیک و اقتصاد جهانی خواهد داشت: از جمله این آثار افزایش شدید قیمت تراشهها است؛ چرا که تولیدکنندگان برای تأمین مواد اولیه با یکدیگر رقابت خواهند کرد و برخی از تولیدات ممکن است متوقف شود. علاوه بر این در آمریکا، هزینه بالای انرژی موجب کاهش سوددهی دیتا سنترها میشود و سرمایهگذاریهای جدید را غیراقتصادی میکند. همچنین ارزشگذاریهای بالای سهام در صنایع هوش مصنوعی ممکن است دچار تغییرات اساسی شود و ریسک بدهیهای مبتنیبر این داراییها افزایش یابد. حتی با پایان بحران، بازگشت سریع به وضعیت عادی نیز غیرممکن است. طبق برآوردها، بازگشت تولید هلیوم در قطر پس از حملات به تأسیسات راس لفان ممکن است ۴ تا ۵ هفته زمان ببرد و تا ۲ الی ۳ ماه طول بکشد تا زنجیره تأمین هلیوم به وضعیت پیش از بحران بازگردد.
جمعبندی راهبردی
حملات به تأسیسات راس لفان در قطر نشان داد که هلیوم نهتنها بهعنوان یک کالای صنعتی، بلکه بهعنوان یک ابزار ژئوپلتیکی استراتژیک، میتواند به سرعت به بحران تبدیل شود. وابستگی شدید به مسیرهای ترانزیتی آسیبپذیر مانند تنگه هرمز، در کنار محدودیتهای فناوری بازیافت و چالشهای موجود در تأمین هلیوم، بهطور واضح بر صنعت نیمههادی و اقتصاد جهانی تأثیر خواهد گذاشت. این تأثیر به طور برجسته از ناحیه تنگه هرمز ایجاد شده است به نحوی که در صورت بسته ماندن تنگه هرمز، عملاً هیچ مسیر دریایی جایگزین برای قطر، به عنوان تأمین کننده حدود یک سوم هلیوم جهانی وجود نخواهد داشت.



