امارات؛ تهدید امنیت اقتصادی ایران
بررسی چالش ها و راهبردهای امنیتی و اقتصادی در روابط ایران و امارات متحده عربی
امارات متحده عربی به عنوان یکی از قطب های اقتصادی و مالی منطقه خلیج فارس، نقش مهمی در تحولات سیاسی و اقتصادی خاورمیانه ایفا می کند. این کشور با ساختار مالی قدرتمند و موقعیت استراتژیک خود نه تنها شریک تجاری ایران محسوب می شود بلکه نفوذ قابل توجهی در جریان های مالی و تجاری منطقه دارد. روابط ایران و امارات فراتر از همکاری های اقتصادی، شامل پیچیدگی های امنیتی و ژئوپلیتیکی است که می تواند بر ثبات و منافع ملی ایران تاثیر بگذارد. در این زمینه تحلیل دقیق ساختار اقتصادی، مبادلات مالی و تهدیدات سیاسی امارات برای ایران، ضرورت طراحی راهبردهای موثر و سیاست های بازدارنده را برجسته می کند.
ضرورت و اهداف پژوهش
امارات متحده عربی در سیاست خارجی ایران بیشتر به عنوان شریک اقتصادی و هاب مالی منطقه ای دیده می شود، ولی این دید صرفا اقتصادی، ابعاد امنیتی، ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیک روابط دو کشور را نادیده می گیرد. ساختار اقتصادی قوی امارات با رژیم ارزی پگ دلار (Dollar Peg)، مازاد حساب جاری و شبکه بانکی گسترده، این کشور را به گره مالی منطقه ای تبدیل کرده که می تواند جریان سرمایه و تجارت ایران را کنترل یا محدود کند. بخش زیادی از تجارت رسمی و غیررسمی ایران از طریق امارات انجام می شود که ایران را در برابر تصمیمات سیاسی امارات آسیب پذیر می کند. همچنین امارات در پرونده های منطقه ای مانند یمن، عراق و سوریه با منافع ایران در تعارض است و از ابزارهای مالی برای اهداف خود بهره می برد. بنابراین امارات تنها شریک اقتصادی نیست بلکه تهدیدی چندلایه برای امنیت و منافع ملی ایران است که از مسیر تضعیف تدریجی توان اقتصادی اعمال می شود. شناخت این تهدید پایه ای برای تدوین سیاست های بازدارنده و اصلاح الگوی تعامل اقتصادی با امارات است. لذا گزارش حاضر اقتصاد کلان، مدیریت ارزی، روابط اقتصادی و تهدیدات سیاسی-امنیتی امارات برای ایران را بررسی می کند.
تحلیل تراز پرداخت های ارزی امارات
در این بخش اجزای مختلف تراز پرداخت های ارزی امارات مورد بررسی قرار گرفته است:
روند حساب جاری امارات
امارات از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۴ بیش از ۸۰۰ میلیارد دلار مازاد درآمد ارزی داشته که ذخایر ارزی بانک مرکزی و صندوق های حاکمیتی را تقویت کرده است. برخلاف عربستان تنها ۱۷ درصد درآمد ارزی امارات از نفت است و بخش عمده درآمد به صادرات مجدد و خدمات مالی، لجستیک و گردشگری باز می گردد. گردش ارزی امارات بیش از عربستان است و حواله کارگران مهاجر سالانه حدود ۵۹ میلیارد دلار است. رشد صادرات خدمات باعث کاهش وابستگی به نفت شده و تراز خدمات مثبت شده است. حفظ پگ دلار از دهه ۱۹۸۰ ثبات ارزی و رشد اقتصادی را تضمین کرده است. این تحول نفوذ منطقه ای امارات را افزایش داده و جذب نخبگان، تهدیدی برای ایران به شمار می آید.
حساب مالی امارات (جریان های ارزی مقیم و غیرمقیم)
امارات از سال ۲۰۲۳ داده های تفکیکی جریان سرمایه را منتشر کرده و به هاب مالی منطقه تبدیل شده است. در سال های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ به ترتیب حدود ۹۲ و ۱۵۴ میلیارد دلار سرمایه خارجی غیرمقیم وارد امارات شده که بیشتر از عربستان است. سرمایه گذاران مقیم نیز در همین سال ها صدها میلیارد دلار را در خارج سرمایه گذاری کرده اند. این مدیریت هوشمند سرمایه، قدرت اقتصادی و نفوذ امارات را افزایش داده است. در مقابل ایران به مصرف کننده حاشیه ای سرمایه تبدیل شده و برای اتصال به بازارهای جهانی ناچار به استفاده از کانال های مالی امارات است که ریسک قفل شدن سرمایه های ایرانی را بالا می برد و بازده اقتصادی آن ها عمدتا خارج از ایران مصرف می شود.
تراز کلی و انباشت ذخایر ارزی امارات
بین ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۵ عمده مازاد حساب جاری امارات از طریق بنگاه ها و صندوق های دولتی در خارج سرمایه گذاری شده است که نوعی ذخایر ارزی سایه محسوب می شود و بانک مرکزی مستقیما وارد بازار نمی شود. بخش بزرگی از درآمدها در شرکت های واسط خارجی ثبت و به داخل منتقل نمی شود. در بحران مالی ۲۰۰۷-۲۰۰۹، بانک ها برای تامین نقدینگی به کاهش دارایی های خارجی خود پرداختند که منجر به بازگشت حدود ۴۹ میلیارد دلار سرمایه شد. در ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ بانک مرکزی بخش اعظم مازاد حساب جاری را جذب کرده که ذخایر رسمی را افزایش داده اما رشد کل ها و سیاست پولی را تحت تاثیر قرار داده است. این وضعیت باعث افزایش قدرت مداخلات ارزی آینده می شود.
روابط سیاسی–امنیتی ایران و امارات
امارات پس از تاسیس در ۱۹۷۱ با جمعیتی عمدتا مهاجر به بازیگر فعال و تاثیرگذار منطقه ای تبدیل شده است. سیاست خارجی این کشور پس از بهار عربی ۲۰۱۱ به رویکرد پیش دستانه و امنیتی گراییده که ایران را به عنوان تهدید اصلی در خلیج فارس می بیند. با این حال دبی مسیر مهم تعامل اقتصادی ایران با جهان باقی مانده و امارات همزمان رقابت امنیتی و همکاری اقتصادی با ایران را حفظ می کند.
متغیرهای درونی موثر بر سیاست امنیتی امارات در قبال ایران
روابط امارات و ایران علاوه بر تاثیرپذیری از تحولات منطقه ای، به طور قابل توجهی تحت تاثیر عوامل داخلی امارات نیز هستند که چارچوب و شدت تعاملات را مشخص می کنند.
- اثرگذاری ساختار تصمیم گیری امارات بر روابط با ایران: از میانه دهه ۲۰۱۰ محمد بن زاید با کنترل سیاست خارجی و امنیتی امارات، تصمیمات سریع و انعطاف پذیر اتخاذ کرد. پس از حوادث امنیتی ۲۰۱۹ امارات به سمت تنش زدایی مدیریت شده با ایران رفت و روابط دیپلماتیک و اقتصادی را بهتر کرد، اما همچنان ایران را تهدید راهبردی می داند و ملاحظات امنیتی در اولویت باقی مانده است؛
- اختلاف رویکرد امارت ها در قبال ایران: در امارات شکاف اساسی بین رویکرد امنیت محور ابوظبی و اقتصادمحور دبی در قبال ایران وجود دارد؛ ابوظبی ایران را تهدید اصلی می داند و دبی به تعامل اقتصادی با ایران اهمیت می دهد. این دوگانگی تاریخی است ولی با توجه به برتری قدرت ابوظبی، سیاست کلی امارات بر رویکرد امنیتی متمرکز است و اختلافات به صورت مدیریت شده و غیرعلنی کنترل می شوند؛
- نقش جامعه مهاجران ایرانی در رابطه امارات و ایران: جامعه ۵۰۰ تا ۸۰۰ هزار نفری ایرانیان مقیم امارات به ویژه در دبی و شارجه نقش مهمی در اقتصاد غیرنفتی امارات و منافع اقتصادی هر دو کشور دارد. این جامعه همچنین به متغیری سیاسی-امنیتی بدل شده و با رصد تحولات ایران از طریق دفتر Iran Regional Presence در دبی، شناخت عمیقی از ایران تولید می کند که در صورت تشدید تنش ها، می تواند ابزاری برای فشار یا کنترل رفتار تهران باشد.
متغیرهای بیرونی موثر بر روابط ایران و امارات
روابط ایران و امارات نه فقط نتیجه مناسبات دوجانبه، بلکه تحت تاثیر محیط منطقه ای و شبکه روابط و رقابت های بین المللی امارات با قدرت های فرامنطقه ای و عربی است که چارچوب کلی رفتار این کشور نسبت به ایران را تعیین می کند.
- تاثیر محیط منطقه ای غرب آسیا بر روابط امارات با ایران: روابط امارات با ایران متاثر از رقابت های منطقه ای و وابستگی به عربستان است. پس از ۲۰۱۱ امارات سیاست تهاجمی علیه اخوان المسلمین اتخاذ کرد که تنش ها را از ایران به سمت قطر و ترکیه منتقل کرد و گاهی همکاری تاکتیکی با ایران شکل گرفت. رابطه امارات با عربستان محور سیاست های این کشور در قبال ایران است، اما پس از حملات ۲۰۱۹، امارات رویکرد محتاطانه تر در یمن گرفت و اختلافات اقتصادی در اوپک پلاس فرصت مانور بیشتری برایش ایجاد کرده است؛
- روابط امارات با قدرت های فرامنطقه ای و نسبت آن با ایران: امارات با حفظ اتحاد امنیتی با آمریکا و گسترش روابط راهبردی با چین، روسیه و هند، سیاست موازنه سازی را در قبال ایران دنبال می کند. این رویکرد چندجانبه فضای مانور دیپلماتیک امارات را افزایش داده و تعامل محدود با ایران را ممکن کرده است. همکاری اقتصادی-سیاسی با روسیه و چین و رقابت با ایران در بازارهای تحریم شده، همراه با روابط نزدیک با هند و مبارزه مشترک با اسلام سیاسی، از اجزای این سیاست هستند.
بررسی روند تعاملات اقتصادی ایران و امارات
رابطه اقتصادی ایران و امارات بسیار عمیق اما پیچیده است. ایران به دلیل تحریم های بین المللی و محدودیت در معاملات مستقیم، به امارات به عنوان هاب صادرات مجدد متکی است که منجر به کسری تجاری بیش از ۱۴ میلیارد دلار شده است. ایران بیشتر کالاهای اساسی خود را از طریق امارات وارد می کند و صادرات عمدتا محدود به محصولات پتروشیمی و مواد خام با ارزش پایین تر است. این ساختار باعث وابستگی اقتصادی شدید و تمرکز واردات کالاهای اساسی در انحصار چند شرکت شده که ریسک امنیت غذایی را افزایش می دهد.
هزینه های بالا و ریسک های تحریمی باعث شده ایران از شبکه های پرداخت غیررسمی مثل تراستی ها و رمزارزها استفاده کند که علی رغم کاهش تحریم های مستقیم، پیچیدگی و ریسک های مالی را بیشتر کرده است. امارات با زیرساخت های پیشرفته، نظام ارزی دلار و حضور ایرانیان مرکز مهم تجاری است، اما همکاری امارات با غرب و رژیم صهیونیستی و فشارهای سیاسی، این وابستگی را به یک تهدید امنیت اقتصادی تبدیل کرده است. اصلاح نظام پرداخت و مدیریت واردات حیاتی است.
راهبردهای مقابله با تهدیدات راهبردی امارات و اصلاح سیاست های اقتصادی ایران در خلیج فارس
با توجه به مطالب بیان شده پیشنهادهای زیر ارائه می شود:
ضرورت ادراک امارات به عنوان تهدید راهبردی
امارات به عنوان تهدید راهبردی فعال علیه منافع ایران در خلیج فارس شناخته می شود و نقش امنیتی-سیاسی آن فراتر از دفاع ملی است. در حالی که ابوظبی ایران را تهدید اصلی می داند، دبی با ایران تعامل اقتصادی دارد که یک الگوی دوگانه ایجاد کرده است. سیاست امارات تحت تاثیر رقابت های عربی و نزدیکی با عربستان شکل گرفته و رقابت ساختاری با ایران در پرونده های منطقه ای و فرامنطقه ای ادامه دارد. اختلافات درباره جزایر سه گانه، رقابت در غرب آسیا و آفریقا، همکاری با اسرائیل و نقش در جنگ رمضان، امارات را به عامل تهدیدی برای امنیت ملی ایران تبدیل کرده است. تعامل محدود دیپلماتیک صرفا مدیریت هزینه تقابل است و سیاست ایران باید امارات را به عنوان تهدید چندلایه با ابعاد امنیتی، اقتصادی و اطلاعاتی در نظر بگیرد تا امنیت اقتصادی و ملی حفظ شود.
مدخل اصلاح سیاست های اقتصادی ایران در امارات
زیرساخت های تجاری و تسویه ارزی ایران در امارات با وجود تحریم ها، توسعه پرداخت غیررسمی و جذابیت های امارات شکل گرفته و به یک نقطه آسیب پذیری امنیت اقتصادی تبدیل شده است. واردات کالاهای اساسی و تسویه وجوه آن تا حد زیادی تحت کنترل امارات، کشوری هم پیمان با غرب است که برای ایران یک تهدید راهبردی چندلایه محسوب می شود. اصلاح سیاست ها باید بر حذف تسویه ارزی واردات کالای اساسی از کانال شرکت های مستقر در امارات و توسعه نظام پرداخت رسمی با کشورهای همسو تمرکز کند. مشکل تجارت تراستی محور امارات فقط فنی نیست و ذینفعان قدرتمند با نفوذ سیاسی در این نظام مانع تغییر می شوند که حل آن را پیچیده تر کرده است.
جمع بندی
امارات متحده عربی با ساختار اقتصادی قوی، به هاب مالی و تجاری منطقه تبدیل شده است که کنترل قابل توجهی بر جریان سرمایه و تجارت ایران دارد. این وابستگی اقتصادی، همراه با تحریم ها و محدودیت های ایران، امنیت اقتصادی و ملی ایران را تهدید می کند. سیاست خارجی امارات مبتنی بر رقابت منطقه ای و نزدیکی به عربستان، ایران را تهدید راهبردی می داند؛ در حالی که تعامل اقتصادی دبی با ایران چارچوبی دوگانه ایجاد کرده است. لذا اصلاح سیاست های اقتصادی ایران در امارات به ویژه حذف تسویه ارزی از کانال شرکت های مستقر در آن جا و توسعه نظام پرداخت رسمی با کشورهای همسو ضروری است. همزمان نگاه ایران باید امارات را به عنوان تهدید چندجانبه امنیتی، اقتصادی و اطلاعاتی در نظر بگیرد تا امنیت و منافع ملی حفظ شود.
این مطالعه در اندیشکده اقتصاد مقاومتی با همکاری حسین مهدی تبار، محمد ژولازاده و علی نجفی در سال 1405 انجام شده است.




