کنوانسیون هرمز؛ چرا یک سند حقوقی کافی نیست؟
بازخوانی یادداشت بابک نگاهداری، رئیس مرکز پژوهشهای مجلس، درباره حکمرانی ژئوپلیتیکی تنگه هرمز از منظر «تفکر طراحی»
یاسمن حاجیان، اندیشکده رستا
مسئله
تنگه هرمز سالهاست در وضعیت «ابزار واکنش» مانده است؛ هر بار که تنشهای منطقهای بالا میگیرد، این تنگه بهعنوان اهرم فشار یا نقطه آسیبپذیر در مرکز توجه قرار میگیرد، نه به عنوان یک دارایی راهبردی فعال. این وضعیت نه به نفع ایران است، نه به نفع منطقه، و نه به نفع اقتصاد جهانی که روزانه حدود ۲۰ درصد از نفت مصرفیاش از این آبراه عبور میکند.
مرکز پژوهشهای مجلس در یادداشت «حکمرانی ژئوپلیتیکی تنگه هرمز» این شکاف را بهدرستی شناسایی کرده است. پیشنهاد «کنوانسیون هرمز» که بابک نگاهداری مطرح کرده، پاسخی به یک «مسئله سرکش» (Wicked Problems) است: چگونه میتوان تنگه هرمز را از یک نقطه بحران به یک نقطه ثبات تبدیل کرد؟ از منظر تفکر طراحی، این پرسش نقطه آغاز یک فرآیند طراحی واقعی است.
معماری سهلایه
پیشنهاد نگاهداری بر یک طراحی سهلایه استوار است؛ الهامگرفته از کنوانسیون مونترو (۱۹۳۶):
1) لایه اول، حقوقی-امنیتی:
تعریف رسمی حقوق عبور و بهرسمیتشناختن حاکمیت ایران و عمان؛
2) لایه دوم، ژئواکونومیک:
کنسرسیوم مشترک برای مدیریت عوارض ناوبری و نقش عمان به عنوان بازیگر میانجی؛
3) لایه سوم، اجرایی:
«کریدور سبز مشروط» که عبور ایمن را در ازای تعهدات مشخص تضمین کند.
این پیشنهاد از جهت تفکر سیستمی، یک گام جدی در ادبیات سیاستگذاری ایران است.
شکاف: طرح بدون فرآیند طراحی
اما یک طرح خوب بهتنهایی کافی نیست. آنچه کمتر دیده میشود، پرداختن به فرآیند طراحی این طرح است. مسائلی مثل کنوانسیون هرمز «مسائل سرکش» هستند؛ مسائلی که تعریفشان خود بخشی از مسئله است و هر اقدامی پیامدهای غیرقابل پیشبینی دارد. سه نکته قابل تکمیل است:
1) روششناسی: چه فرآیندی سه لایه را به هم وصل میکند و چه نهادی هماهنگی بین آنها را برعهده دارد؟
2) نقاط اهرم: در نظریه سیستمهای پیچیده، تغییر در برخی نقاط خاص (نقاط اهرم) میتواند کل سیستم را متحول کند. کدام نقطه در معماری سهلایه، بیشترین اهرم تغییر را دارد؟ آیا لایه ژئواکونومیک است که اگر درست طراحی شود، دو لایه دیگر را هم به حرکت درمیآورد؟
3) مکانیزم یادگیری: کنوانسیون مونترو در طول دههها بارها تفسیر و بازتفسیر شده. یک کنوانسیونِ هرمزِ پایدار نیاز به مکانیزمهایی دارد که بتواند از تجربه یاد بگیرد و خودش را بهروز کند.
پیشنهاد: سه مرحله فرآیند طراحی
1) مرحله اول، کشف مسئله:
ذینفعان واقعی این سیستم فقط دولتها نیستند؛ شرکتهای کشتیرانی، بیمه دریایی، کشورهای واردکننده انرژی، و جوامع ساحلی همه بخشی از این سیستم هستند. یک فرآیند «طراحی مشارکتی» (Participatory Design) که صدای این ذینفعان را لحاظ کند، پایهای محکمتر از یک سند یکطرفه خواهد داشت.
2) مرحله دوم، «پروتوتایپ» (Prototyping):
بهجای طراحی یک کنوانسیون کامل، میتوان با پایلوتهای کوچک شروع کرد؛ مثلا یک توافق آزمایشی برای کریدور سبز در یک بازه زمانی محدود.
3) مرحله سوم، «طراحی برای گذار»(Transition Design):
این مفهوم به ما میگوید که تغییرات سیستمی بزرگ نیاز به یک نقشه راه گذار دارند؛ نهفقط یک تصویر از وضعیت مطلوب نهایی. کنوانسیون هرمز باید مشخص کند که از وضعیت فعلی (ابزار واکنش) به وضعیت مطلوب (تغییردهنده بازی) از چه مسیری عبور میکند و در هر مرحله چه شاخصهای ارزیابی و چه نشانههای موفقیتی وجود دارد.
جمعبندی
طرح سهلایه پیشنهادی رئیس مرکز پژوهشهای مجلس، نشان میدهد که تفکر سیستمی دارد در ادبیات سیاستگذاری ایران جایگاه پیدا میکند؛ و این کم نیست. بهدرستی تبیین شده که مسئله هرمز نه صرفا حقوقی است، نه صرفا امنیتی، بلکه یک سیستم پیچیده با لایههای بههمتنیده است. اما فاصلهای میان یک طرح خوب و یک سیستم پایدار وجود دارد، و این فاصله را فرآیند طراحی پر میکند. کنوانسیون هرمز اگر بخواهد مثل کنوانسیون مونترو دههها دوام بیاورد، باید از همان ابتدا با یک روششناسی طراحی همراه باشد؛ روششناسیای که ذینفعان را شناسایی کند، مسیر گذار را ترسیم کند، و مکانیزم یادگیری داشته باشد. بنابراین این کنوانسیون میتواند از یک پیشنهاد تحلیلی به یک پروژه طراحی واقعی تبدیل شود؛ اگر فرآیند طراحیاش با همان جدیتی که طرحش تدوین شده، پیگیری شود.




با سلام. ضمن خدا قوت لطفا در انتشار مطالب دقت بیشتری فرمایید. در نقشه این گزارش نام جعلی برای خلیج فارس نوشته شده است.