رهبر جدید سیاسی و تعالی تصویر ملی ایران در افق آینده
انتخاب رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران در حساس ترین مقطع زمانی برای باز آفرینی تصویر ملی ایران در افق آینده
اندیشکده مطالعات راهبردی برندسازی ملی ایران
نظام جمهوری اسلامی ایران در یکی از حساسترین و تاریخیترین مقاطع حیات سیاسی خود، در آستانه تجلی اراده ملی و نخبگانی برای معرفی رهبر جدید قرار دارد. این رویداد خطیر، فراتر از یک انتقال قدرت در ساختار حقوقی کشور، نقطه عطفی در بازتولید سرمایه اجتماعی و بازآفرینی «تصویر ملی ایران در افق آینده» در افکار عمومی جهانیان است.
در جهان معاصر که ادراک کشورها از یکدیگر، اغلب برپایه اطلاعات ناقص، روایتهای رسانهای و میانبُرهای شناختی شکل میگیرد، نقش رهبری سیاسی در صورتبندی این ادراک، بسیار تعیینکننده و گاه بیبدیل است. ازاینمنظر، رهبر سیاسی نه صرفا یک کنشگر درونسیستمی، بلکه یکی از اصلیترین حاملان معنا، هویت و روایت ملی در سطح بینالمللی تلقی میشود؛ نقشی که در ادبیات ارتباطات راهبردی، از آن با استعاره «فانوس دریایی» یاد میشود. در قالب این استعاره، افکار عمومی بینالمللی را میتوان به سرنشینان یک کشتی تشبیه کرد که از دور در حال نزدیکشدن به یک بندر (یک کشور) هستند. در چنین شرایطی و از فاصله بسیار دور، آنها فقط فانوس دریایی (رهبر سیاسی آن کشور) را میبینند و تا زمانی که به ساحل نزدیکتر نشدهاند، جز فانوس دریایی، همهچیز برای آنها تاریک و مبهم است.
برایناساس، هرچه فاصله شناختی بین یک کشور با جامعه جهانی بیشتر باشد، پوشش خبری رسانهها و توجه افکار عمومی، بیشتر بر روی رهبر یا رهبران سیاسی آن کشور (بهمثابه فانوس دریایی) متمرکز خواهد شد. این اثرگذاری بهحدی است که در دهههای اخیر، رسانههای بینالمللی و افکار عمومی جهانی، تصویر ملی کشورها را بهطور فزایندهای با تصویر رهبران سیاسی آنها همارز تلقی کردهاند. این همپوشانی ادراکی، بهویژه برای کشورهایی که در معرض مناقشات سیاسی، تحریمها یا روایتهای یکسویه رسانههای بینالمللی قرار دارند، تشدید میشود.
با کاربست این منطق راهبردی در مختصات کنونی جمهوری اسلامی ایران ــکه تحت تاثیر کارزارهای نامتقارنِ رسانهای، با شکافِ شناختیِ عمیقی میان واقعیتهای داخلی و ادراک جهانی مواجه استــ جایگاه رهبر آینده اهمیت مضاعفی مییابد. در این شرایط، رهبریِ جدید بهمثابه همان فانوس دریایی عمل خواهد کرد که رسالتِ خطیرِ عبور از این غبارِ شناختی و ارائه روایتی نوین از «تداوم تاریخی»، اقتدار، و عقلانیتِ مستقر در نظام حکمرانی ایران را بر عهده دارد.
با این وجود، درخشش و بردِ نور این فانوس دریایی در عرصه جهانی، وابستگی مطلقی به منبع تغذیه داخلی آن دارد. هیچ رهبری نمیتواند بدون برخورداری از پشتوانه مستحکمِ هویتی و ملی در داخل، تصویر کاریزماتیک و مقتدری از خود در سطح بینالمللی ارائه دهد. ازاینرو، انتخاب قانونی و شرعی رهبر جدید توسط مجلس خبرگان، نیازمند یک «لبیک ملی» و همگرایی فراگیر است. حمایت یکپارچه داخلی از تمامی طیفهای سیاسی (فارغ از رقابتهای جناحی)، تنوعات قومی، گرایشهای مذهبی، و تکثرات زبانی از پهنه گسترده جغرافیای ایران، همان زیرساخت فولادینی است که این فانوس دریایی را در برابر طوفانهای بینالمللی مصون میدارد.
این حمایت ملی، ابزار اصلی رهبر آینده برای خنثیسازی عملیات روانی دشمنان و ارتقای تصویر ایران بهعنوان کشوری منسجم، پویا و شکستناپذیر خواهد بود. برهمیناساس، نخبگان، جریانهای سیاسی، رسانهها و نهادهای مرجعِ داخلی و ایرانیان خارج از کشور، رسالتی تاریخی برعهده دارند تا با دفاع روانشناختی از آینده هویتی کشور و ملت خود، افکار عمومی دنیا را بهسمت درک این ضرورت راهبردی سوق دهند. با این حال، پیشنیازِ چنین اثربخشیِ گستردهای در افکار عمومی جهان، شکلگیریِ یک درکِ مشترک ملی است؛ ایرانیان باید به این یقین برسند که همگرایی و حمایت از رهبری جدید، صرفا یک وظیفه اعتقادی یا سیاسی نیست، بلکه کلانروندی الزامی و حیاتی برای تضمینِ امنیت ملی، بسطِ قدرت چانهزنیِ ایران در معادلات جهانی و ساختنِ آیندهای روشن برای کشور به شمار میرود.



