ظرفیت های ایده زنجیره های ارزش منطقه ای برای توسعه صادرات کشور
بررسی نقش زنجیره های ارزش منطقه ای و بهره گیری گسترده از پیمان های تجاری و اقتصادی در توسعه صادرات کشور
اندیشکده توسعه صادرات ایران
بیان مسئله
در دهه های اخیر، پراکندگی جغرافیایی مراحل تولید و تفکیک وظایف در سطح بین المللی، که در قالب زنجیره های ارزش جهانی (GVC) شناخته می شود، به یکی از مهمترین پیشران های رشد تجارت، بهره وری و صنعتی شدن کشورها تبدیل شده است. با این حال، شواهد گویای حرکت تدریجی به سمت منطقه ای شدن زنجیره های ارزش است.
کاهش حضور و بهره برداری ایران از زنجیره های ارزش جهانی و حضور کمرنگ در بالادست و صرفا در نقش تامین کننده مواد اولیه (نفت، پتروشیمی و فولاد) فرصت های رشد بزرگی را از کشور صلب کرده است. چه اینکه همین حضور کمرنگ نیز در نتیجه تحریم دچار تزلزل جدی شده است و با تضعیف تراز تجاری کشور، تامین نیازمندی های خارجی کشور با دشواری مواجه شده و اثرات تورمی آن گریبان گیر اقتصاد کشور شده است.
سوال مهم این است که همزمان با سرعت گرفتن روند منطقه ای شدن زنجیره های ارزش جهانی در یکی دو دهه اخیر، این روند چگونه می تواند برای ایران فرصت ساز باشد تا ایران بتواند حضور کمرنگ خود در تولیدات و بازارهای برون مرزی را تقویت نماید و از این مسیر رشد اقتصادی خود را سرعت دهد؟
تاریخچه
توسعه یافتن زنجیره های ارزش جهانی از دهه 1950 سبب شد کشورهایی که نتوانند در تولید جهانی نقشی بر عهده بگیرند، سهمشان به طور تصاعدی کاهش یابد. نقش ایران که تا قبل از دهه 1390 عمدتا تامین مواد اولیه و انرژی برای اقتصاد جهانی بود، همزمان با تحریم ها و کاهش نیاز غرب به نفت ایران، بیش از پیش تنزل پیدا کرد و ایران در خطر حذف شدن از زنجیره های ارزش منطقه ای و جهانی قرار گرفته است. در شرایطی که جهانی شدن امکان افزایش فشار بر کشورهای تحریمی را بیشتر می کرد، در دو دهه گذشته ورق علیه یک جانبه گرایی برگشت و تحولات جهانی به سمت چندجانبه گرایی رفت و بسیار پیچیده تر شد. از 2008 با بروز بحران مالی جهانی و سپس 2017 با روی کار آمدن ترامپ با سیاست ملی گرایی افراطی و تقابل با چین، و همچنین آسیب خوردن زنجیره های جهانی از پیامدهای کووید-19 در سال 2019 و در نهایت جنگ گسترده میان روسیه و اکراین در 2022، همگی منجر به متوقف شدن روند جهانی شدن و جایگزین شدن آن با روند منطقه ای شدن گردید. در سال های اخیر، کمتر گزارشی از نهادهای اقتصاد جهانی در مورد روند تحولات جهانی منتشر می شود که در آن به ابعاد و پیامدهای نزاع ژئوپلتیک گسترده در عرصه اقتصاد بین الملل و آثار آن بر تغییر در نقشه های تجارت خارجی کشورها پرداخته نشده باشد.
ارزیابی ابعاد مسئله
کمرنگ شدن حضور ایران در تولید جهانی، با تحریم های دهه 90 و ضربه خوردن تجارت خارجی کشور، شدت بیشتری پیدا کرد. مشغول شدن دولت ها به گذران امور و حرکات واکنشی به فشارهای تحریمی (در کنار ضعف تاریخی دولت در ایران در ایجاد ائتلاف با بخش خصوصی و همچنین آسیب جدی ناشی از تحولات سیاسی و جناحی دولت ها) مانع از شکل گیری ابتکار موثری برای غلبه بر انزوای تجاری ناشی از تحریم ها شده است. همکاری ضعیف سه نهاد: 1) سیاست خارجی و دیپلماسی اقتصادی؛ 2) اقتصاد کلان؛ و 3) صنعت و تجارت، سبب شده است ظرفیت های تجارت خارجی کشور به شدت تضعیف شود. به نحوی که در شاخه هایی همچون تنوع شرکای تجاری، تنوع محصولات صادراتی نسبت به روند جهانی و ماندگاری کالاهای صادراتی، شاهد افول و کاهش جدی هستیم.
تجربیات بین المللی
یکی از مهمترین سازوکارهای موثر بر شکل گیری زنجیره های ارزش منطقه ای ، پیمان های چندجانبه تجاری و اقتصادی است. در تحقیقات پیشین، نقش این پیمان ها در قالب چهار اثر: 1) خلق تجارت میان کشورهای عضو؛ 2) کاهش هزینه های تولید؛ 3) تخصیص بهتر عوامل تولید و شکل گیری بازارهای منطقه ای ؛ و 4) مشوق های رقابت و نوآوری مورد تاکید قرار گرفته است. مرور تجربیات آ. سه. آن در این جهت می تواند الهام بخش باشد.
با تمرکز بر اینکه برخی کشورهای منتخب عضو چگونه سیاست های اقتصادی و تجاری خود را با تعهدات منطقه ای همسو کردند و از فرصت های بوجود آمده در نتیجه تولید منطقه ای برای ارتقای اقتصاد داخلی و نقش بین المللی خود استفاده کردند .به طور خاص نحوه استفاده از ابزارهای تجاری مهم همچون تجارت آزاد و تعرفه در افزایش مراودات تجاری درون منطقه ای اهمیت زیادی دارد.
راهکارها و پیشنهادها
فرصت های ناشی از تحولات جهانی به نفع تقویت تولید منطقه ای، پنجره فرصت بسیار مهمی برای کشور برای خروج از انزوای تجاری است. در این شرایط ایران می تواند به تقویت مناسبات تجاری خود با روسیه تحریمی بپردازد، از کاهش اتکای کشورهای عربی به آمریکا و توازنی که با چین ایجاد نموده اند، به نفع کاهش تنش ها و افزایش تجارت حرکت کند، با همکاری پاکستان در ابتکار یک کمربند یک جاده چین نقش جدی به عهده بگیرد و برای تبدیل شدن به یک بازیگر موثرتر در منطقه غرب آسیا، الزامات تبدیل شدن به یک هاب منطقه ای هدایت و همگرایی اقتصادهایی همچون افغانستان، ارمنستان، عراق و لبنان به خود را پیگیری نماید. ابتکار تولید منطقه ای می تواند به عنوان یک کلان ایده، فرصت های توسعه زنجیره های ارزش ملی (که در شرایط خود کفایی ناشی از تحریم تا حد خوبی درون کشور شکل گرفته است) را به مقیاس منطقه ای فراهم کند.
بهره گیری گسترده از پیمان های تجاری و اقتصادی همچون اوراسیا (و احیانا اکو و D8) در به هم گره خوردن ظرفیت های داخلی با کشورهای همجوار و لذا منطقه ای شدن تولید، اهمیت کلیدی دارد. البته با توجه به اینکه اغلب پیمان های تجاری که کشور در آن ها عضو است، پیمان های همه جانبه و کاملا پویا و بالغی نیستند، رویکرد تجارت دوجانبه با همسایگان نیز به عنوان یک رویکرد عمومی مهم است؛ چه اینکه بس یاری از این مناسبات تجاری دو جانبه می تواند در مراحل رشد خود تبدیل به مناسبات چندجانبه و قدرت گرفته از پیمان های تجارت منطقه ای شود. ایجاد روابط ارزی رسمی دو و چندجانبه یکی از لوازم مقیاس پیدا کردن و کارایی مراوادات تجاری است. همچنین کریدورهای مواصلاتی علاوه بر اینکه به تسهیل جریان کالا میان شرکای زنجیره تامین می کنند، ظرفیت کشورها برای ایفای نقش در ابتکارات فرامنطقه ای همچون یک کمربند – یک راه چین را افزایش می دهد.



