سوریه پسا اسد
بررسی علل سقوط دولت بشار اسد در سوریه و سناریوهای پیش رو این کشور پس از دولت اسد
سوریه در طول تاریخ خود تحولات بسیاری را از دوره استعمار تا استقلال و دوران حکومت خاندان اسد تجربه کرده است. این کشور، از تقسیمات استعماری سایکس-پیکو تا شکل گیری جمهوری اولیه و سپس تسلط حزب بعث، همواره تحت تاثیر عوامل داخلی و خارجی قرار داشته است. در دوره بشار اسد، جنگ داخلی و ظهور گروه های افراطی مانند داعش و هیئت تحریرالشام، همراه با دخالت قدرت های جهانی و منطقه ای، کشور را به بحرانی عمیق سوق داد. پس از سقوط دولت بشار اسد نیز سناریوهای متعددی پیش روی سوریه و قدرت های خارجی از جمله ایران قرار گرفته است که بررسی آن ها از اهمیت بالایی برخوردار است.
ضرورت و اهداف پژوهش
در 8 دسامبر 2024، حزب بعث سوریه تحت فرمان و رهبری بشار اسد پس از 53 سال حکومت بر کشور، سقوط کرد. این سقوط حاصل سیاست های اقتصادی و اجتماعی بود که حزب بعث سوریه در خصوص مدیریت کشور اتخاذ کرده بود. با سقوط دولت اسد، فضای سیاسی سوریه به شدت تحت تاثیر تحولات جدید قرار خواهد گرفت. بازسازی این کشور و گذار از وضعیت جنگی به صلح و ثبات ممکن است با چالش های بسیاری از جمله درگیری های داخلی میان گروه های مختلف قومی، مذهبی و سیاسی رو به رو شود.
پیش بینی آینده سوریه و سناریوهای مختلفی که ممکن است پس از سقوط اسد به وقوع بپیوندد، برای درک بهتر آینده منطقه و مدیریت بحران های احتمالی ضروری است؛ زیرا جنگ داخلی سوریه تاثیرات عمیق و گسترده ای نه تنها بر خود این کشور بلکه بر کل منطقه غرب آسیا و حتی بر روابط بین المللی خواهد داشت. برای پیش بینی دقیق تر آینده سوریه و بررسی راهکارهای ممکن در جهت برقراری صلح و ثبات، ضروری است که تمام ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این تحولات مورد تحلیل قرار گیرد و نقش کشورهای خارجی در این فرایند به طور ویژه بررسی شود که پژوهش حاضر به این مهم پرداخته است.
علل سقوط دولت بشار اسد
در بخش حاضر به علل سقوط بشار اسد پرداخته می شود. این واقعه به طور غیرمنتظره ای جهانیان را شگفت زده کرده است. در مدت 11 روز، شورشیان سوری تحت رهبری گروه هیئت تحریرالشام و رهبر آن، ابو محمد جولانی، توانستند آنچه 13 سال جنگ داخلی نتوانسته بود به دست آورد، عملی کنند. در ساعات اولیه روز 7 دسامبر، این گروه دمشق را با کمترین مقاومت تصرف کرد و سلطنت خاندان اسد را به پایان رسانده و رئیس جمهور سوریه را به تبعید در روسیه فرستاد. سه عامل اصلی در این سقوط سریع و غیرمنتظره نقش داشتند که عبارتند از:
ضعف دولت سوریه
یکی از بزرگ ترین مشکلات حکومت اسد، استبدادی بودن آن و تمرکز قدرت در دست اقلیت علوی بود. این گروه که تنها 10 تا 13 درصد از جمعیت سوریه را تشکیل می دهند، در ارکان کلیدی نظام سیاسی، نظامی و اقتصادی قرار داشتند. در دهه 1980، در پی قیام هایی که به ویژه از سوی اخوان المسلمین شکل گرفت، حکومت اسد به شدت دست به سرکوب زد و یکی از فاجعه بارترین کشتارها یعنی قتل عام حماه در 1982 را رقم زد که منجر به کشته شدن بین 10 تا 25 هزار نفر شد. علیرغم سرکوب های شدید، حکومت اسد نتواست از بروز موج های جدید نارضایتی جلوگیری کند و بحران هایی همچون قیام های عربی در 2011، باعث آغاز جنگ داخلی سوریه و ورود گروه های مخالف به عرصه نبرد شد.
مشکلات اقتصادی و تحریم های بین المللی نیز به بدتر شدن وضعیت اقتصادی سوریه دامن زد. ارز ملی سوریه به شدت کاهش یافت و نرخ تورم در سال های اخیر به حدی رسید که بخش بزرگی از جمعیت کشور در فقر به سر می بردند. این فشارهای اقتصادی، علاوه بر بی اعتمادی عمومی، موجب شد که حکومت اسد توانایی لازم برای حمایت از هواداران خود را نداشته باشد و فشارهای اجتماعی همچنان ادامه یافت.
این مشکلات ساختاری و ناتوانی حکومت اسد در بازسازی نهادهای دولتی و اقتصادی، به افت شدید جایگاه او در میان مردم منجر شد. اگرچه حکومت با کمک های خارجی توانست برخی از مناطق را حفظ کند، اما به طور کلی وضعیت داخلی سوریه همچنان شکننده و بحران زده باقی ماند.
افول قدرت اسد
از آغاز جنگ داخلی در سال 2011، سوریه به مناطق تحت کنترل جنگ سالاران شورشی و ژنرال های ضد حکومت تقسیم شده بود. قبل از سقوط حکومت اسد در 7 دسامبر، سه گروه ارتش ملی سوریه (ائتلافی که از ارتش آزادی بخش سوریه ایجاد شده بود و توسط ترکیه حمایت می شد)، نیروی سوریه دموکراتیک (گروهی متشکل از شبه نظامیان کُرد مورد حمایت ایالات متحده) و تحریرالشام (یک گروه اسلام گرای سلفی که از درون القاعده برخاست) جزو با نفوذترین گروه های شورشی بودند.
با وجود متفرق بودن گروه های مذکور و درگیری های متعدد آنان، اما آن ها نماینده منابع جایگزین قدرت بودند که با حکومت اسد بر سوریه رقابت می کردند. گروه های مذکور نیمی از سرزمین های شمالی و شمال شرقی سوریه را اشغال کرده بودند. این در حالی است که حکومت اسد، جنوب شرق سوریه را در اختیار داشت، لیکن منابع کم، موجب تضعیف قوای دفاعی رسمی سوریه شده بود.
حمایت قدرت های خارجی از مخالفان اسد
در این بخش حمایت ترکیه از کردها و ائتلاف 7 دسامبر و همچنین نقش ایالات متحده آمریکا در این براندازی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
- اردوغان، ترکیه، عثمانی نوین: نزدیکی ترکیه به رژیم صهیونیستی و در پی آن راه حل کسب منفعتی که اردوغان از طریق رژیم صهیونیستی یافته است و از سویی دیگر مانع انگاری محور مقاومت در مراودات تجاری میان ترکیه و رژیم صهیونیستی، موجب شد تا اردوغان دست به حمایت از مخالفان بشار اسد بزند. از سویی دیگر، رجب طیب اردوغان، یکی از چهره های مهم در زیست سیاسی ترکیه نوین تبدیل شده است که در نگاه طرفداران خود چهره ای مقتدر و عملگرا است و در نگاه جریان های عثمانی گرا، اردوغان، قهرمان بازگشت به عصر شکوه عثمانی است. از این رو می توان حمایت ترکیه از مخالفان بشار اسد را سودای عثمانی نوین در افکار رجب طیب اردوغان دانست.
- ایالات متحده آمریکا و رقابت با ایران: آمریکا در سال 2014 و به دلیل «جنگ علیه تروریسم» به همراه ائتلافی از هم پیمانانش (ترکیه، فرانسه، کانادا، استرالیا و اردن)، وارد قلمرو سرزمینی سوریه شد. در اواسط ژانویه 2018، دولت ترامپ قصد خود را برای حفظ حضور نظامی طولانی در سوریه برای دستیابی به اهداف سیاسی ایالات متحده، از جمله مقابله با نفوذ ایران و برکناری رئیس جمهور سوریه بشار اسد، نشان داد. این اقدام آمریکا را می توان چنین تعبیر نمود که با ظهور ایران به عنوان قدرتی نوظهور در جهان و در پی تثبیت خود به عنوان قدرت نخست منطقه، به رقابت با ایران پرداخته و مسیر تحولات جهانی از سوی ایران را به تعویق بیاندازد یا منحرف نماید.
سناریوهای پیش روی سوریه و قدرت های خارجی
با سقوط بشار اسد سوریه و جامعه بین المللی دچار تحولاتی خواهند شد. برخی از سناریوهای داخلی و خارجی پیش روی سوریه عبارتند از:
سناریوهای داخلی
به رغم چالش های عظیمی که سوریه در دوران پس از اسد با آن مواجه است، سقوط حکومت او می تواند به عنوان یک نقطه آغاز برای تغییرات بزرگ تر در سیاست داخلی کشور باشد. برخی سناریوهای داخلی که پیش روی سوریه می باشند عبارتند از:
- انتقال به یک دولت موقت و وحدت ملی: یکی از سناریوهای محتمل، تشکیل یک دولت موقت و وحدت ملی است که شامل نمایندگانی از گروه های مختلف سوری، از جمله مخالفان، گروه های قومی و مذهبی مختلف و حتی برخی از اعضای دولت سابق باشد. چنین دولتی ممکن است با حمایت سازمان ملل متحد و کشورهای منطقه ای مانند ترکیه و عربستان سعودی تشکیل شود. البته این سناریو مستلزم همکاری و مصالحه میان گروه های مختلف است که با توجه به تاریخ پرتنش سوریه، می تواند با مشکلات زیادی مواجه شود؛
- تقسیم کشور به مناطق تحت کنترل گروه های مختلف، رژیم صهیونیستی و ترکیه: یکی دیگر از سناریوها که ممکن است به وقوع بپیوندد، تقسیم سوریه به مناطق تحت کنترل گروه های مختلف است. گروه هایی مانند هیئت تحریرالشام در مرکز، نیروهای دموکراتیک سوریه به کمک و حمایت های پسینی ترکیه در نواحی شمالی و رژیم صهیونیستی در مناطقی از جنوب و غرب ممکن است کنترل بخش های مختلف کشور را در دست بگیرند. این سناریو می تواند منجر به یک سوریه غیرمتمرکز و شاید فدرالی شود، اما خطر جنگ های داخلی جدید و بی ثباتی طولانی مدت را به همراه خواهد داشت؛
- استقرار حکومتی تحت سلطه یکی از گروه های اسلام گرا: در این سناریو، ممکن است گروه های اسلام گرا مانند هیئت تحریرالشام یا دیگر گروه های سنی افراطی، با استفاده از ضعف دولت مرکزی و فروپاشی حکومت اسد، به قدرت برسند و کشور را تحت حکومتی اسلامی و افراطی اداره کنند. این سناریو تهدیدات زیادی برای اقلیت های مذهبی و قومی سوریه، به ویژه علوی ها و مسیحیان، به همراه خواهد داشت و احتمالا منجر به بحران های انسانی و سیاسی جدید در منطقه خواهد شد.
سناریوهای سیاست خارجی
در گفتار حاضر سناریوهای سیاست خارجی سوریه در قبال دولت هایی از جامعه بین المللی مورد بررسی قرار می گیرد که متحد سوریه پیش و پس از سقوط بشار اسد هستند.
- جمهوری اسلامی ایران: با سقوط بشار اسد، یکی از اعضا و بازوهای محور مقاومت، از بین رفته است، اما روابط دیپلماتیک و کنسولی قطع نشده است؛ بنابراین سناریوی محتمل برای ایران این است که همچون دولتی دوست برای سوریه باشد؛ اما «تمرکز ایران بر بازسازی محور مقاومت سناریویی است که می تواند با تقویت گروه های علوی سوریه بیشتر به واقعیت نزدیک شود؛ بنابراین تلاش ایران برای نفوذ و حفظ قدرت در سوریه امری محتمل است.
سناریوی دیگری که می تواند به ضرر ایران باشد، نگرش مذهبی جولانی به روابط خارجی و سلفی گری در ایجاد روابط دوجانبه با ایران و دولت های شیعی است. در این سناریو قدرت نفوذ ایران در منطقه کاهش می یابد؛
- روسیه: سقوط بشار اسد در سوریه چالش های متعددی برای حفظ نفوذ ژئوپلیتیکی روسیه در غرب آسیا ایجاد می کند. یکی از سناریوهای محتمل، کاهش حضور نظامی روسیه به حداقل ممکن است، به گونه ای که تنها پایگاه های طرطوس و حمیمیم حفظ شوند. سناریوی دیگر، دستیابی به توافق از طریق مذاکرات دیپلماتیک و ارائه امتیازات اقتصادی است. روسیه ممکن است با ارائه کمک های مالی یا کاهش قیمت انرژی، به دنبال تضمین حضور نظامی خود در سوریه باشد. این رویکرد می تواند امکان حضور کوتاه مدت را فراهم کند، اما دشمنی های عمیق با روسیه به دلیل حمایت از حکومت اسد، موانع بزرگی برای همکاری بلندمدت ایجاد می کند.
- ترکیه: با سقوط دولت بشار اسد، خلا قدرت در سوریه می تواند به تقویت گروه های مسلح مانند هیئت تحریرالشام منجر شود که ترکیه به طور غیرمستقیم از آن حمایت کرده است. این وضعیت می تواند باعث افزایش تنش در مرزهای جنوبی ترکیه و تقویت نگرانی های امنیتی شود. در سناریوی دیگر، ترکیه ممکن است با استفاده از روابط خود با هیئت تحریرالشام تلاش کند این گروه را به یک نیروی سیاسی- نظامی قابل قبول تر تبدیل کند و آن را وارد فرآیندهای سیاسی برای شکل دهی به دولت آینده سوریه نماید. این رویکرد می تواند ترکیه را به یک بازیگر کلیدی در روند بازسازی سوریه و مدیریت بحران سیاسی این کشور تبدیل کند.
راهبردهایی برای ایران
حال با از دست دادن سوریه، بهترین شیوه تقویت دیپلماسی و رایزنی های سیاسی با دولت جدید سوریه است. تجارت آزاد، بهترین راهکار برای تقویت روابط ایران و سوریه است. حال که جولانی مواضع سخت و افراطی نسبت به حکومت ایران اتخاذ نموده است، بهترین فرصت ارائه پیشنهادات برای تجارت نفت و کالا است.
در راهبردی دیگر برای ایران، می بایست خطرهای حضور رژیم صهیونیستی را از طریق دیپلماسی و حضور نظامی مجدد دفع نماید؛ بنابراین راهبرد نظامی برای ایران و از سویی دیگر تقویت روابط با سوریه و ترکیه پیشنهاد می شود. نکته مهم در خصوص ترکیه آن است که ترکیه نقش اساسی در پیشبرد اهداف شورشیان سوری و نقش میانجی در میان اعراب و آفریقایی ها و اعراب با یکدیگر ایفا می کند. لذا در این راهبرد نیز می تواند حضور پررنگ داشته باشد.
راهبردی دیگر آن است که همچون ترامپ که در دوره نخست ریاست جمهوری خود ائتلافی از دوستان و دشمنان ارائه کرد، ایران نیز به اتحاد با همسویان و دوری جستن از دشمنان با کاهش حجم تجارتی بپردازد. این امر از ریسک و خطر بسیاری برخوردار است و چنین مسئله ای را نمی توان به راحتی اعمال نمود.
جمع بندی
تحولات تاریخی و سیاسی سوریه از دوره استعمار تا سقوط بشار اسد نشان دهنده فراز و نشیب های متعدد در ساختار حکومتی و اجتماعی این کشور است. در چشم انداز آینده، سناریوهای مختلفی برای سوریه و بازیگران خارجی از جمله ایران، ترکیه و روسیه مطرح است. این سناریوها شامل تقسیم کشور، شکل گیری دولت های موقت یا گسترش نفوذ گروه های اسلام گرا هستند که هر یک پیامدهای متعددی در حوزه امنیت و سیاست منطقه ای خواهند داشت. قدرت های خارجی نیز در مواجهه با این تحولات، ناگزیر از بازتعریف سیاست های خود در قبال سوریه خواهند بود. ترکیه، به ویژه با حمایت از هیئت تحریرالشام، با چالش هایی در داخل و فشارهای بین المللی روبه رو خواهد شد. به همین ترتیب، برای ایران نیز سقوط اسد نه تنها به معنای یک تغییر استراتژیک، بلکه به معنای بازتعریف نقش آن در نظم نوین غرب آسیا است.
این مطالعه در اندیشکده سرآمد با همکاری امیرحسین عسگری و عارف بیژن در سال 1403 انجام شده است.




