جنگ ارادهها
حسین فتحی توضیح میدهد بازبینی در «صبر راهبردی» چطور میتواند «نه جنگ نه صلح» را به پایان برساند.

حسین فتحی
در مواجهه با جنگ پیش رو نخستین و شاید مهمترین گام را باید حفظ آرامش روانی جامعه دانست. ما در میانه یک نبرد طولانی قرار گرفتهایم که بیش از هرچیز باید آن را «جنگ ارادهها» دانست. جنگ، ترور، تحریم، آشوب، نسخههای اقتصادی و… همگی ابزارهایی برای تحمیل اراده در این نبرد است. مرور سالهای گذشته باید این تجربه دردناک را در ما تثبیت کرده باشد که راهی جز «مقاومت فعال» برای تثبیت حقوق مردم ایران وجود ندارد. اینجا نقطهای است که دیگر باید برای ما ثابت شده باشد هزینه مقاومت هرچقدر هم باشد، از هزینه سازش کمتر است؛ مقاومت فعالانهای که بیش از هرچیز در بازبینی «صبر راهبردی» و تلاش برای بیرونآمدن از وضعیت «نه جنگ نه صلح» خود را نشان میدهد.
انفعال نسبی و راهبرد واکنشی ایران پس از طوفانالاقصی این تصور را برای دشمن ایجاد کرد که دولت-ملت ایران ارادهای برای جنگ ندارد. حالا نقطهای است که برنامهریزی چنددهه آنها برای متوقفکردن ایران خود را نشان میدهد. خطری وجودی ایران را تهدید میکند. اما فهم همین خطر و متعاقب آن بهمزدن برآوردهای دشمن میتواند فرصت و زمینهسازی برای فتح باشد. حال باید مقاومت «خشمی راهبردی» از خود نشان دهد. خشمی که برطبق راهبرد، سیاستها و اهداف مشخص بروز پیدا میکند.
بازشدن جبهههای گوناگون در درگیری فرصت و تهدیدی همزمان است؛ آنچه اهمیت دارد این است که در هر جبهه اهداف و راهبرد مشخصی را دنبال کرد و از تغییر مداوم برنامهها و راهبردها اجتناب کرد. بهطور مثال در جبهه رژیم صهیونیستی متوقفکردن توان آفندی آن ازطریق تمرکز بر زیرساختهای حیاتی نظامی، انرژی و مدیریتی حاصل میشود. ابتکار عمل را باید از دست دشمن در این زمینه گرفت. اما در مقابل نیروهای آمریکایی گرفتن تلفات انسانی و مادی سنگین باید هدف اصلی باشد. ضربهای که کتمانپذیر نباشد و نگرانی از فرسایشیشدن جنگ مردم آمریکا را نیز درگیر کند.
کشورهای منطقه را باید بهسمت «دیپلماسی اجباری» سوق داد. آنها برای حفظ امنیتشان باید تلاش کنند آتشبسی پایدار شکل بگیرد. حفظ وضعیت نگرانی مداوم، توجه مداوم به تاسیسات امریکایی و انجام اقدامات نمادین و ایضایی دیگر باید این پیام را به مردم منطقه و جهان مخابره کند که امنیت منطقه و جهان به امنیت ایران گره خورده است.
مهمتر از هرچیز باید بهشکل راهبردی حوزه «انرژی و جنگ اقتصادی» را در تصمیمگیریها مورد توجه قرار داد. خارج شدن از وضعیت انفعالی و گرفتن ابتکار عمل در این حوزه اهمیت بسیاری دارد. باید برای فشار اقتصادی بر ایالات متحده برنامهای گامبهگام طراحی شود. توجه بیشتر به مسئله «نفت» و «نفتکش» بهخصوص از طریق بازیگران غیررسمی مقاومت میتواند برگ برنده باشد.
تهدید جنگ فرسایشی و طولانی باید بهشکلی پررنگ دربرابر آمریکا قرار بگیرد؛ اما این نباید باعث شود که از کمیت و کیفیت حملات ایران کاسته شود. در عین این که برای نبردی طولانی آماده میشویم باید حواسمان باشد که ممکن است فرصت واکنش گرفته شود و باید تمام توان در میدان باشد و اولین ضربه بسیار اهمیت خواهد داشت. ابتکار عمل در زمینه مدیریت تنش باید در دست مقاومت باشد.
نکته حیاتی آخر این که ما نباید به وضعیت فرسایشی «نه جنگ و نه صلح» برگردیم. احتمال دارد کانالهای دیپلماتیک بهزودی فعال شوند و تلاش کنند آتشبس شکننده ایجاد کنند. شکلگیری یک آتشبس موقت که در آن حقوق ایران نادیده انگاشته شود، راه برای حملات مجدد دشمن باز بماند و چشماندازی واقعی برای حل مسائل مورد اختلاف (هستهای، موشکی و منطقهای) در آن نباشد، بدترین سناریو برای ما خواهد بود.



