حضور یمن و راهبرد حیاتی حفظ تنگه هرمز توسط ایران
اندیشکده سیاست و راهبرد تحلیل کرده است که حضور یمن در جنگ علیه امریکا و سعودی گامی بسیار موثر در جهت منافع ایران است.
امیر یوسفی، اندیشکده سیاست و راهبرد
تأثیرات حضور یمن در جنگ علیه دشمن
گرچه با تأخیر ولی حضور یمن در جنگ علیه آمریکا و سعودی گامی بسیار مهم و مؤثر در جهت منافع ایران است، با توجه به افت قیمت جهانی نفت پس از تفاهم میان رئیس جمهوران ایران و آمریکا، و عهدشکنی آمریکا در عدم رعایت آن تفاهمنامه، اینبار به درستی یمن و قهرمانان این سرزمین هستند که به درستی وارد عمل شدهاند و ضرباتی را به تأسیسات نفتی سعودی وارد آوردند که گامی بسیار مهم در تغییر معادلات منطقه است.
به گزارش اندیشکده آتلانتیک عربستان سعودی در حال حاضر تقریباً چهار میلیون بشکه نفت در روز از بندر ینبع در دریای سرخ صادر میکند که ۴۰۰ درصد بیشتر از سطح قبل از جنگ ایران است. و تنگه باب المندب به عنوان جایگزینی بسیار مورد نیاز برای تنگههرمز برای جریانهای نفتی جهانی ظهور کرده است، به طوری که بیش از هفت میلیون بشکه در روز در ماه ژوئن از این تنگه عبور کرده است که تقریباً چهار میلیون بشکه نسبت به قبل از جنگ با ایران افزایش یافته است.
به گفته این اندیشکده ۷ درصد عرضه نفت جهانی از تنگه بابالمندب عبور میکند و یمنیها ممکن است تمایل کمتری برای امتناع کشتیهای چینی حامل نفت عربستان سعودی داشته باشند ولی هر میزان از ایجاد اختلال جدی در عرضه نفت عربستان به بازار جهانی میتواند بسیار به نفع ایران تمام شود.
یمنیها تانکرهای نفتی سعودی را در دریای سرخ هدف قرار دادند و در ۲۵ ژوئیه مصادف با ۳ مرداد ماه با موشک و پهپاد به تأسیسات آرامکو در جیزان (پالایشگاه حدود ۴۰۰ هزار بشکه در روز) و ینبع (ترمینال صادراتی کلیدی) حمله کردند. این حملات در بستر جنگ آمریکا-ایران و بسته شدن تنگه هرمز رخ داده است که باعث شده بود عربستان صادرات نفت را از طریق خط لوله شرق-غرب به ینبع و بابالمندب هدایت کند. صادرات نفت از ینبع به حدود ۴ میلیون بشکه در روز رسیده بود و عبور از بابالمندب نیز به بیش از ۷ میلیون بشکه در روز (حدود ۷٪ عرضه جهانی)
چنانکه روشن است پس از شروع جنگ آمریکا علیه ایران طی برنامههایی که سعودی از قبل تنظیم کرده بود توانست تمام نفت خود را از مسیری غیر از تنگه هرمز عبور دهد که بخشی از آن از بابالمندب گذر میکند، اگر یمنیها به طور کامل این گذرگاه را ببندند با این حال عربستان هنوز میتواند از ینبع به شمال (خط لوله SUMED مصر حدود ۲.۵ میلیون بشکه در روز + حدود ۱ میلیون از سوئز) صادر کند ولی اگر ینبع مستقیماً هدف قرار گیرد (حدود ۸۰۰ مایل فاصله از مناطق یمنی انصارالله)، صادرات در مبدأ مختل میشود. یمنیها قبل از آتشبس ۲۰۲۲ نیز ینبع را هدف گرفتهاند لذا حضور یمن و استفاده از توان موشکی و پهبادی قهرمانان انصارالله حتما میتواند این گریز سعودی از تنگه هرمز را مانع شود و قیمت انرژی جهانی مجدد به بالای ۱۰۰ دلار برسد.
قیمت نفت پس از تفاهمنامه از بالای ۱۰۰ دلار به حوالی ۸۰ دلار و حتی ۷۰ دلار سقوط کرد که دستاورد مهمی برای ترامپ قلمداد شد، اکنون پس از راهبرد دقیق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و همچنین حضور متحدان ما در یمن مجددا قیمت توانسته سیر صعودی در پیش گیرد و اکنون در ۷ مرداد ماه ۱۴۰۵در حوالی ۸۷ دلار است. باید به این نکته توجه داشت که در شرایط فعلی، هرگونه مذاکرهای که رسانهای شود و حتی توئیت مثبت نسبت به روند مذاکرات از طرف مقامات ایرانی جز اینکه اثر مثبتی برای سیاستهایترامپ در پی داشته باشد و منجر به سقوط قیمت انرژی شود هیچ اثر مثبتی برای طرف ایران نخواهد داشت. لذا اولا باید مسئولان ایرانی به هر نیتی از چنین اقداماتی پرهیز کنند و در صورت رد و بدل پیامها با طرفهایمقابل، مدام در فضای رسانهای از ادبیاتی استفاده کنند که نشان از کاهش تنش نداشته باشد، تا قیمت نفت بتواند سیر صعودی خود را تکمیل کند. اگر برخی منکر تأثیر رویکرد رسانهای مقامات بر قیمت نفت هستند باید گوشزد کرد که قیمت نفت در نمودارهای معاملاتی، مربوط به قیمت دو ماه آینده بازار است و در صورتی که معاملهگران احساس و پیشبینیشان نسبت به مذاکرات میان ایران و آمریکا این باشد که طرف ایرانی به دنبال مذاکره و ادامه تفاهمنامه است، حتما زحمات نیروهای مسلح ما که در میدان جانفشانی میکنند و نتیجهیبخش بزرگی از اقدامات ایشان باید با افزایش قیمت انرژی منجر به ایجاد فشار بر ترامپ و دولتش شود؛ نباید با اقدامات نسنجیده از ادبیاتی استفاده کرد که خود در چارچوب منافع دشمن است و سبب شود که تحلیلگران بازار نفت، شرایط آتی نفت را چندان بحرانی در نظر نگیرند و حتما با چنین تحلیلی قیمت نفت رشد چندانی نخواهد داشت و این نکته بیش از پیش، نقش نوع رویکرد مسئولان و سخنانشان و تأثیر این سخنان بر جنگ را نشان میدهد که متأسفانه بارها نادیده گرفته شده است و گویا نیازمند تذکر مقامات آگاه و مسئول بالادستی نظام است.
هدفگیری فرامنطقهای کشتیهای حامل انرژی صهیونی، آمریکایی و اروپایی
یکی از راههای بهینه برای تأثیرگذاری بر بازار انرژی، هدفمندکردن حملات علیه کشتیهای حامل انرژی است که به مقصد رژیم صهیونی، آمریکا و اروپا رهسپار هستند. بدینوسیله میتوان تأثیر گذر کردن کشتیهاییکه از عربستان به سمت چین میروند را خنثی کرد، چراکه حجم سنگینی از نفت منطقه را چین خریداری میکند و شامل معافیتهای ایران شده است، لذا برای جبران این بخش از نفت که وارد بازار میشود، بهتر است کشتیهایی حامل نفت به مقاصد مذکور حتی در مسیر کانال سوئز و دریای مدیترانه مورد هدف قرار گیرد به نحوی که حتی کانال سوئز نیز مسدود گردد، چراکه این کانال به دلیل عرض کم، با آسیب یک کشتی نفتکش در عرض کانال مسدود میشود. این نکته مهم است که بهتر است ایران به صورت فرامنطقهای منافع آمریکا و رژیم صهیونی را مورد هدف قرار دهد تا اهرم فشار بر آمریکا افزایش یابد. نسبت پاسخ در هنگام توقیف کشتیهای ایرانی در محاصره نیروهای آمریکایی، حتما و باید ضریبی در حد ۷ کشتی در مقابل یک کشتی ایرانی داشته باشد و ترجیحا کشتی و بار کشتی نیز به نفع منافع ایرانی توقیف گردد. چراکه در صورت نداشتن ضریب چندینبرابری در پاسخ ایران به دشمن، به دلیل تفاوت توانایی و تعداد کشتیهایایرانی و قدرت فروش نفت ایران، حتما در پاسخ چشم در برابر چشم این ایران است که زیان و آسیب بسیار بیشتری خواهد دید.
طرح دشمن برای منحرف کردن یمن از اهداف مقاومت
اندیشکده آتلانتیک این احتمال را مطرح میکند که حملات یمنیها شاید برای گرفتن امتیازات از سعودیهاست و بعد از گرفتن امتیازات، حملات خود را متوقف میکنند، اولا این با آنچه از روحیات انصاراللهمیشناسیم منافات دارد، ولی در هر صورت لزوم ارتباط فعال ایران با یمن را گوشزد میکند تا مانع دخالتها و خرابکاریهای احتمالی سعودی و دیگران در این اتحاد شد. چندانکه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس با سوریه بشار اسد طرحی را دنبال کردند که ابتدا قدری از ایران فاصله گرفت و در نهایت با دادن وعدههای پوچ و توخالی زمینهی تحرکات بعدی خود را از طریق اماراتو ترکیه دنبال کردند که در نهایت منجر به خروج بشار اسد در سوریه شد. لذا حتما این کشورها طرحهاییبرای یمن نیز در حال اجرا دارند که باید با تدبیر ایران و مقامات مرتبط با این حوزه این فریبها و سیاستهایکشورهای منطقه خنثی شود و یمن همواره به عنوان متحدی استراتژیک برای ایران باقی بماند و در شرایط فعلی برای رسیدن به اهداف مشترک به عملیاتهایخود و بستن بابالمندب ادامه دهد.
تأثیر قیمت انرژی و انتخابات کنگره آمریکا
آنچه مهم است جدی گرفتن راهبرد ایجاد تنشهایجدی معطوف به افزایش قیمت انرژی جهانی است که بتوان قیمت نفت جهانی را به بالای ۱۲۰ دلار کشاند و این راهبرد حتما میتواند فشار کافی بر آمریکا تحمیل کند؛ چراکه انتخابات کنگره آمریکا در ۱۲ آبانماه برای تمام اعضای کنگره و ۳۵ کرسی سنا است که اغلب این کرسیهای سنا معمولا در دست جمهوریخواهان بوده است. لذا شکست حزب ترامپ در صورت اقدام مناسب ایران حتما محتمل است. عواملی میتواند سبب این شکست باشند؛ ۱- افزایش فشار اقتصادی بر مردم آمریکا ناشی از افزایش قیمت انرژی و تورمهای به تبع آن که ناشی از جنگ آمریکا علیه ایران و سیاستهایاشتباه ترامپ است. ۲- در صورت ادامه جنگ تا تاریخ انتخابات این فشارها باقی و فزاینده خواهد شد و به راحتی ممکن است هم سنا و هم کنگره از حزب جمهوریخواه به حزب دموکرات منتقل شود. ۳- عامل دیگر که بر این امکان میافزاید تعداد رقابت ۲۲ کرسی جمهوریخواهان در مقابل ۱۳ کرسی سابقا دموکرات است که ریسک تغییر جمهوریخواهان و تعداد کرسیهای درگیر آنها در این انتخابات ۹ کرسی بیشتر است و این عامل نیز بر علیه حزب جمهوریخواهاست و حتما فشار این حزب را بر ترامپ برای عدم افزایش تنش تا انتخابات را به همراه خواهد داشت. بعد از آبان ماه ۱۴۰۵ و در صورت این تغییر در ساختار سیاستگذاری آمریکا حتما کنگره دموکراتعاملی مؤثر برای جلوگیری از تشدید اقدامات جنگی ترامپ علیه ایران خواهد بود. بدین جهت است که ادامه درگیریها و افزایش قیمت انرژی جهانی نقطه ضعف اصلی دولت ترامپ به شمار میآید و از این مسیر باید به آمریکا فشار لازم را تحمیل کرد تا معادله ترور در برابر زیرساختهای انرژی منطقه، یا معادله هر زیرساختی در طرف ایران در برابر صرفا زیرساختهایانرژی منطقه، بتواند بازدارندگی لازم را برای ایران به ارمغان آورد، چراکه حتما دولت ترامپ به دنبال شکست در انتخابات کنگره نخواهد بود.
راهبرد دقیق قهرمانان سپاه در دفاع از تنگه هرمز
برآوردها حاکی از آن است که روند عبور و مرور کشتیها از تنگهی هرمز پس از بدعهدی آمریکا نسبت به تفاهمنامه، تقریبا صفر است و این نتیجه حاصل مقابلهی جدی نیروی دریایی سپاه پاسدران با کشتیهای خاطی است که سعی داشتهاند از مسیر جنوبی تنگه هرمز که در سمت ساحلی کشور عمان قرار دارد حرکت کنند. این اقدام حتما پاسخی مناسب برای بدعهدیهای آمریکاست که سعی داشت مسیری کاملا امن برای عبور و مرور از تنگه هرمز را از طریق خط دریایی عمان ایجاد کند. ولی از آنجا که سعودی با صادرات بیش از ۱۱ میلیون بشکهای نفت در منطقه توانسته بود مسیری را غیر از تنگه هرمز برای عبور نفت خود تعبیه کند که بخش عمدهی آن از بابالمندب میگذرد، لذا حضور یمن در جنگ و اقدامات انصاراللهچه در هدف قرار دادن کشتیهای سعودی و چه هدف قرار دادن مبدأ تولید نفت در این کشور، میتواند مانع از ایجاد محاصرهی آمریکایی علیه نفت و کشتیهایایرانی شود. ایجاد این نوع از معادله بازدارندگی که در صورت محاصره آمریکایی علیه نفت ایران، این یمنیهاباشند که نفت سعودی را در مبدأ مورد حمله قرار میدهند حتما مؤثر است. البته برای تحقق چنین بازدارندگی باید نیروی دریایی ایران اسلامی نیز کشتیهای نفتی دیگر کشورهای منطقه را مورد حمله قرار دهد تا این امر سبب شود که آمریکا نتواند مجددا محاصره دریایی ایجاد کند. برای تثبیت حق ایران در تنگه هرمز حتما نیاز به فشار و ضربات کافی بر شبکه تولید و توزیع نفت و انرژی منطقه است تا این اقدامات اولا فشار کشورهای منطقه بر آمریکا را برای اجرای تعهدات خود زیاد کند و ثانیا راه برای فروش نفت ایران در قیمتهای بالاتر هموار سازد.



