اخبارپیشنهاد سردبیرجایزه اثردرباره اندیشکده

چرا اندیشکده باید رسانه را جدی بگیرد؟

در عصر شبکه‌های اجتماعی، سیاست‌گذاری با حضور فعال اندیشکده‌ها در میدان رسانه شکل دیگری به خود گرفته است.

به گزارش دبیرخانه جایزه ملی سیاست‌گذاری؛ نسل تازه‌ای از اندیشکده‌ها در حال ظهور است؛ نسلی که از قالب‌های سنتیِ «مشاوره سیاستی» و «پژوهش تقاضامحور» فراتر می‌رود و به سوی ایفای نقش فعال در شکل‌دهی به افکار عمومی حرکت می‌کند. اگر سه موج پیشین اندیشکده‌ها در ایران در پی تثبیت جایگاه خود میان دولت، بازار و نهاد علم بودند، نسل چهارم ناگزیر است به میدان رسانه پا بگذارد و از آن به‌عنوان امتداد طبیعی زیست خود استفاده کند. این نسل نه صرفاً تحلیلگر یا مجری پروژه‌های سیاستی، بلکه نهاد حامی و مدافع ایده‌هاست؛ اندیشکده‌ای که توانایی ایجاد کمپین، روایت‌سازی و ادوکسی (Advocacy) دارد. تحقق چنین نقشی تنها از مسیر پیوند آگاهانه با رسانه ممکن است. رسانه نه ابزار تبلیغ، بلکه زیرساخت ظهور اندیشکده در عرصه‌ی عمومی است؛ آن­جا که ایده‌ها از سطح اتاق فکر به ساحت گفت‌وگوی اجتماعی و کنش جمعی ترجمه می‌شوند. اندیشکده‌ای که در این میدان غایب بماند، به همان سرنوشتی دچار می‌شود که نسل پیشینش در انزوای بروکراتیک دچارش شد: تولید معنا بدون مخاطب، و دانش بدون اثر.

در جهان امروز، رسانه دیگر صرفاً تریبونی برای اطلاع‌رسانی نیست؛ رسانه، میدان اصلی شکل‌گیری معنا، جهت‌گیری افکار عمومی و فشار اجتماعی بر تصمیم‌گیران است. اندیشکده‌ای که بخواهد بر سیاست‌گذاری اثر بگذارد، نمی‌تواند نسبت به این میدان بی‌اعتنا باشد. در واقع، در عصر رسانه‌های اجتماعی، تأثیرگذاری بر سیاست دیگر تنها از مسیر گفت‌وگو با نهادهای رسمی یا انتشار گزارش‌های فنی ممکن نیست؛ بلکه باید از مجرای رسانه‌ها، چه سنتی و چه دیجیتال، عبور کند تا پژوهش به گفتمان بدل شود.

نخستین دلیل اهمیت رسانه برای اندیشکده‌ها، گسترش نقش افکار عمومی در فرایند سیاست‌گذاری است. زمانی، ارتباط مستقیم با سیاست‌گذاران و چند رسانه‌ی مرجع کافی بود تا ایده‌ای در دستور کار قرار گیرد. اما امروز، افکار عمومی از طریق شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های خبری، به یکی از عوامل تعیین‌کننده در شکل‌گیری سیاست بدل شده است. رسانه‌ها در این میان نه‌تنها بازتاب‌دهنده‌ی واقعیت، بلکه سازنده‌ی واقعیت سیاسی‌اند. اگر اندیشکده‌ای می‌خواهد یافته‌هایش به تصمیم بدل شود، باید بتواند در این صحنه حضور یابد، به زبان رسانه سخن بگوید و پیام خود را به‌گونه‌ای روایت کند که فهم عمومی از یک مسئله را تغییر دهد.

دومین دلیل، قدرت رسانه در پاسخ‌گو کردن صاحبان قدرت است. بسیاری از اندیشکده‌ها به‌درستی می‌کوشند عملکرد دولت‌ها، نمایندگان و نهادها را رصد و تحلیل کنند، اما تا زمانی که این تحلیل‌ها از مرزهای کارشناسی عبور نکند و به گوش مردم نرسد، تأثیر واقعی نخواهد داشت. رسانه، در این معنا، نه دشمن سیاست‌گذاری بلکه متحد اندیشکده در ایجاد فشار مدنی و شفافیت است. انتشار داده‌ها و گزارش‌های تحلیلی از طریق رسانه‌ها، سیاست‌مداران را در برابر افکار عمومی پاسخ‌گو می‌کند و صدای اندیشکده را از اتاق‌های دربسته‌ی پژوهشی به صحن جامعه می‌برد.

سومین دلیل، تبدیل‌شدن رسانه‌ها به شبکه‌های تعامل تخصصی است. رسانه‌های دیجیتال به اندیشکده‌ها این امکان را می‌دهند که مستقیماً با روزنامه‌نگاران، کارشناسان، و حتی خود تصمیم‌گیران در ارتباط باشند. این ارتباط دوسویه، بستر مناسبی برای تبادل ایده، اصلاح سوء‌برداشت‌ها و تولید روایت‌های تازه از مسائل عمومی فراهم می‌کند. اندیشکده‌ای که از این ظرفیت بهره نبرد، به‌تدریج در انزوا فرو می‌رود و تنها برای خود می‌نویسد.

در نهایت، رابطه‌ی اندیشکده و رسانه، رابطه‌ای ابزاری نیست؛ بلکه رابطه‌ای معرفتی و اخلاقی است. اندیشکده‌ها باید رسانه را نه صرفاً برای تبلیغ خود، بلکه به‌عنوان فضای بسط آگاهی جمعی و تربیت گفت‌وگوی عمومی در نظر بگیرند. پژوهش زمانی معنا دارد که شنیده شود، و شنیده‌شدن در دنیای امروز بدون رسانه ممکن نیست.

به بیان دیگر، اندیشکده‌ای که رسانه را نادیده بگیرد، از جامعه جدا می‌شود؛ و اندیشکده‌ای که رسانه را بفهمد، به سخنگوی دانایی بدل می‌شود. رسانه‌ها امروز نه حاشیه‌ی سیاست‌گذاری، بلکه بخشی از آن‌اند — و اندیشکده‌ای که به این واقعیت آگاه باشد، می‌تواند در میان هیاهوی اطلاعات، صدایی ماندگار و معتبر داشته باشد.

جامعه اندیشکده ‌ها

نخستین بانک جامع اطلاعات اندیشکده‌های کشور است که با ماموریت‌های «اعتبارسنجی اندیشکده‌ها و مراکز سیاست‌پژوهی و مشاوره سیاستی» و «تسهیل تعاملات زیست‌بوم اندیشه‌ورزی کشور» از سال 1395 آغاز به کار کرده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا