اخباریادداشت سیاستی

چرا نباید در تحلیل سیاست خارجی و امنیت ملی از روش SWOT استفاده کرد؟

پژوهشکده مطالعات راهبردی روش سوات را بازتاب ساده‌سازی بوروکراتیک مسائل پیچیده می‌داند زیرا سیاست و امنیت، خلاف محیط تجاری نسبتا پایدار است.

✍🏻 پژوهشکده مطالعات راهبردی


روش سوات، که به‌عنوان ابزاری برای برنامه‌ریزی بنگاه‌های اقتصادی طراحی شده، به‌تدریج در حال تبدیل‌شدن به یکی از رایج‌ترین چارچوب‌های تحلیل در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی ایران است. اما این رویه، بازتاب ساده‌سازی بوروکراتیک مسائل پیچیده است زیرا سرشت سیاست و امنیّت، برخلاف محیط تجاری که نسبتا پایدار است با تحلیل رابطه نیروها، تعارض اراده‌ها و کنش متقابل خصمانه تعریف می‌شود؛ اما سوات جهان را به یک جدول ایستا و چهارخانه فروکاسته و از فهم این پویایی ناتوان است.

سوات، با هم‌سطح‌ نشاندن قوت، ضعف، فرصت و تهدید بدون هیچ سلسله‌مراتبی از اهمیت، تحلیل‌گر را در وضعیت «تعلیق تصمیم» قرار می‌دهد و تصمیم‌گیر به‌جای انتخاب قاطع در لحظه بحرانی، در فهرستی از عوامل هم‌وزن باقی می‌ماند و این تعلیق، خود به یک ریسک استراتژیک مستقل بدل می‌شود. یک تهدید کوچک اما فعّال می‌تواند چندین «فرصت» بزرگ اما بالقوه را بی‌اثر کند. از سوی دیگر تهدیدها و ضعف‌ها می‌توانند آثار برگشت‌ناپذیر داشته باشند، در حالی که فرصت‌ها اغلب کوتاه‌، مشروط‌ و حتی خیالی هستند.

چند ضعف روش‌شناختی مشخص هم در این روش وجود دارد؛ از جمله ناتوانی سوات در نمایش عدم‌تقارن میان تهدید و فرصت، حذف بُعد زمان و پویایی سیاست، نادیده‌گرفتن دشمن به‌عنوان فاعلی هوشمند و سازگارشونده، جایگزینی تحلیل واقعی با توصیف ساده، ایجاد توهم کنترل، و کارکرد صرفا نمایشی آن در القای ظاهر علمی به گزارش‌های سیاستی.

تجربه نهادهای امنیتی مانند ناتو و جامعه اطلاعاتی امریکا -که آن را حتی در فهرست تکنیک‌های معتبر خود جای نمی‌دهند- گواه این ادعاست که سوات دستگاه نظری معتبری برای تحلیل ژئوپلیتیک و امنیت ملی نیست. این نهادها به‌جای سوات از ابزارهایی چون شفاف‌سازی مسئله، بررسی فرض‌های پنهان، تحلیل فرضیه‌های رقیب، سناریونویسی، تیم قرمز، بازی‌سازی تصمیم، و تحلیل آینده‌نگر استراتژیک بهره می‌گیرند؛ روش‌هایی که تعارض، عدم‌قطعیت، فریب و کنش متقابل را در متن تحلیل می‌نشانند، نه در حاشیۀ یک جدول ساده‌سازی شده.

نقد سوات به‌معنای طرد کامل هر نوع نگاه فهرست‌محور به منابع و آسیب‌پذیری‌ها نیست. مسئله این است که چنین فهرستی، اگر به‌تنهایی و بدون اتصال به سازوکارهای رقابت فرضیه‌ای، سناریوسازی و آزمون تصمیم به‌کار رود، بیش از آن‌که به فهم بینجامد، به توهم فهم منتهی می‌شود. به‌بیان دیگر، سوات می‌تواند در بهترین حالت نقطه آغاز یک جمع‌آوری داده اولیه باشد، اما هرگز نمی‌تواند جایگزین چارچوبی شود که وظیفه آن، تبدیل داده‌های پراکنده به داوری استراتژیک مسئولانه است.

نتیجه‌ و توصیه برای دستگاه تصمیم‌سازی در امنیت ملی این است که سوات را باید کنار گذاشت یا در بهترین حالت به ابزاری حاشیه‌ای و غیرتصمیم‌ساز برای جمع‌آوری داده اولیه محدود کرد. گرچه نمی‌توان گفت که سوات «بی‌فایده» است اما مسئله این است که این روش در حوزه امنیت، گمراه‌کننده است. زیرا امنیت ملی با جدول چهارخانه اداره نمی‌شود بلکه با نگاه رئالیستی به سرشت سیاست، تحلیل رابطه دائما دگرگون شونده نیروها و فهم منطق مناسبات قدرت توضیح داده می‌شود.

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا