اخبارپیشنهاد سردبیریادداشت سیاستی

چرا خاورمیانه مستعد جنگ‌های بی‌پایان است؟

مرور بنیاد توسعه فردا از گزارشات جنگ اندیشکده‌های خارجی

✍️بنیاد توسعه فردا به نقل از بنیاد کارنگی برای صلح بین‌الملل (12 می 2026)

آخرین رویارویی آمریکا، اسرائیل و ایران بار دیگر زبان آشنای «ثبات»، «بازدارندگی» و «امنیت پیشگیرانه» را زنده کرده است. اما در پشت محاسبات نظامی فوری در هر دو طرف، واقعیتی عمیق‌تر و ماندگارتر نهفته است: «جنگ‌های بی‌پایان» خاورمیانه صرفاً به دلیل حل‌نشده ماندن مناقشات ادامه نمی‌یابند، بلکه به این دلیل است که بازیگران قدرتمند زیادی از بی‌ثباتی و مدیریت آن سود می‌برند.
نویسنده تأکید می‌کند که این دفاعی از ایران نیست. رژیم ایران با شبکه‌های نیابتی، بسیج فرقه‌ای و دخالت در جوامع عربی، سهم قابل توجهی در چندپارگی منطقه داشته است. اما تمرکز انحصاری بر ایران، خطر پنهان کردن چارچوب گسترده‌تری از قدرت را دارد که بر پایه تداوم درک تهدید، اجبار نظامی و این فرض که سلطه مسلحانه امنیت ایجاد می‌کند، شکل گرفته است.

نقش آمریکا و اسرائیل

ایالات متحده از زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳، مداخله نظامی، تحریم‌ها و مهار استراتژیک را به عنوان ابزارهای ضروری برای حفظ نظم منطقه‌ای مطرح کرده، اما این رویکردها اغلب بحران‌هایی را که ادعای حل آنها را داشتند، عمیق‌تر کرده‌اند. تخریب نهادهای عراقی پس از حمله، شرایط را برای خشونت‌های فرقه‌ای و ظهور داعش فراهم کرد. در افغانستان، دو دهه جنگ با فروپاشی و عقب‌نشینی پایان یافت.

اسرائیل نیز امنیتی‌سازی دائمی را در سیاست منطقه‌ای و داخلی خود جا انداخته است. منطق چیرگی (هژمونی) نه تنها بر استراتژی نظامی آن در قبال ایران و حزب‌الله، بلکه بر حاکمیت در غزه و کرانه باختری نیز تسلط دارد. اما زمانی که امنیت به اصل سازمان‌دهنده تمام زندگی سیاسی تبدیل شود، درگیری از یک وضعیت موقت به یک وضعیت دائمی تبدیل می‌شود.

نخبگان محلی نیز از بحران سود می‌برند

در لبنان، فلج سیاسی از طریق شبکه‌های حامی‌پروری فرقه‌ای نهادینه شده است که دقیقاً به دلیل ضعیف ماندن دولت زنده می‌مانند. در سوریه، رژیم بشار اسد خواسته‌های اصلاحات را به جنگی فاجعه‌بار تبدیل کرد. آنچه این نمونه‌ها را به هم متصل می‌کند، انگیزه است. درگیری بی‌پایان سودمندی سیاسی ایجاد می‌کند: دولت‌ها برای توجیه اختیارات اضطراری و سرکوب مخالفان، به تهدیدها متوسل می‌شوند. گروه‌های مسلح مشروعیت خود را از رویارویی دائمی می‌گیرند. در این محیط، صلح کمتر از تشدید کنترل‌شده سودآور است.

تراژدی این است که مردم منطقه عمدتاً از طریق زبان ریسک‌های امنیتی و جریان‌های پناهندگان مورد بحث قرار می‌گیرند، نه به عنوان شهروندانی که به دنبال نهادهای پاسخگو و مشارکت سیاسی هستند. نتیجه نظمی است که در آن مردم عادی هزینه خشونت دائمی را متحمل می‌شوند در حالی که نخبگان از طریق جنگ قدرت چانه‌زنی می‌کنند.

نتیجه‌گیری

تداوم «جنگ‌های بی‌پایان» بیش از شکست دیپلماتیک را منعکس می‌کند. این نشان‌دهنده جهان‌بینی ریشه‌داری است که تهدیدها همیشه باید قبل از رسیدگی سیاسی، از طریق نظامی مدیریت شوند. صلح در خاورمیانه غیرممکن نیست. آنچه برای بسیاری از دولت‌ها غیرقابل تصور باقی می‌ماند، چشم پوشی از سیستم‌های قدرتی است که درگیری دائمی را حفظ می‌کند.

آینده منطقه‌ای متفاوت مستلزم کنار گذاشتن این فرض است که چیرگی نظامی به تنهایی می‌تواند مشروعیت یا ثبات را تضمین کند. امنیت پایدار به مشارکت سیاسی، نهادهای کارآمد و پاسخگویی برای خشونت دولتی بستگی دارد. شکستن این چرخه نیازمند آن است که قدرت‌های خارجی از نگاه به خاورمیانه عمدتاً به عنوان صحنه‌ای برای بازدارندگی دست بردارند و با جمعیت منطقه به عنوان بازیگران سیاسی‌ای رفتار کنند که قادر به شکل‌دهی آینده خود هستند.

متن بنیاد کارنگی برای صلح بین‌الملل را اینجا بخوانید.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

بنیاد توسعه فردا

بنیاد توسعه فردا اندیشگاهی برای حل مسئله های واقعی کشور و پیشرو در ترویج رویکرد اندیشگاهی در کشور است. سیاست نوآوری بنیاد توسعه فردا بر سه پایه آینده‌نگری، مطالعات بین رشته ای و تکیه بر شبکه سازی است. ورود به صفحه اندیشکده

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا