ترامپ آتشبس جنگ ایران را تمدید کرد. حالا چه؟
مرور بنیاد توسعه فردا از گزارشات جنگ اندیشکدههای خارجی
بنیاد توسعه فردا به نقل از شورای روابط خارجی (cfr) (24 آوریل 2026)
مایکل فرومن (رئیس شورای روابط خارجی) در گفتگو با دو تن از همکاران خود، استیون کوک و ری تاکیح، وضعیت جنگ ایران و چشمانداز مذاکرات را بررسی کرده است. در روز سهشنبه، دونالد ترامپ به استناد انشعابات داخلی در ایران، آتشبس با این کشور را به طور نامحدود تمدید کرد. در حال حاضر، مذاکرات صلح متوقف شده است زیرا همپوشانی کمی بین خواستههای آمریکا و ایران وجود دارد. تردد در تنگه هرمز همچنان متوقف است. ایران دو کشتی را در نزدیکی تنگه توقیف کرده و آمریکا نیز به محاصره بنادر ایران ادامه میدهد.
تواناییهای نظامی ایران به طور قابل توجهی تضعیف شده، اما نیویورک تایمز تخمین میزند ۴۰ درصد از زرادخانه پهپادی پیش از جنگ و حدود ۶۰ درصد از تواناییهای سکوی پرتاب موشکهای آن هنوز فعال هستند. این میزان برای ادامه ایجاد هرج و مرج در اقتصاد جهانی کافی است.
تحلیل کارشناسان CFR
آیا ترامپ اولین کسی بود که کوتاه آمد؟
استیون کوک معتقد است هم ترامپ و هم رهبری ایران فکر میکنند در حال پیروزی هستند، بنابراین بر سر تنگه هرمز به بنبست خوردهاند. ترامپ نمیخواهد محاصره را لغو کند مگر اینکه ایران با مجموعه خاصی از شرایط موافقت کند و ایران نیز موافقت نمیکند. ترامپ نمیخواست به خصومتها بازگردد، بنابراین آتشبس را تمدید کرد و گفت منتظر پیشنهاد ایران است. بله، او کوتاه آمد.
آیا رهبری ایران دچار تفرقه است؟
ری تاکیح میگوید رژیم امروز فاقد رهبری قاطع است که بتواند اجماع را بر سیستم تحمیل کند. در بهترین حالت، کشور از طریق نوعی ائتلاف اداره میشود. در زمان جنگ، طبیعی است که رهبری نظامی صدای قوی در این مذاکرات داشته باشد. اما یک درجه شک و تردید نسبت به مذاکرات وجود دارد زیرا دورهای قبلی با بمباران مختل شده است.
کوک نیز اضافه میکند که همیشه به استدلال «میانهروها در مقابل تندروها» در مورد رهبری ایران شک داشته است. شما تندروها را دارید و افرادی را که سعی میکنند این خط تند را با نرم کردن لبههای خشن رویکرد ایران به یک موضوع، به رهبران غربی بفروشند. شایعاتی درباره شکاف بین احمد وحیدی (رئیس ستاد سپاه) و محمدباقر قالیباف وجود دارد، اما کوک معتقد است حتی اگر درست باشد، چندان مهم نیست. ایرانیها هنوز دلیلی برای عقبنشینی از خواستههای حداکثری خود ندارند.
ایران چه درسی از جنگ خواهد گرفت؟
تاکیح میگوید شکی نیست که استفاده از تنگه برای تحمیل هزینه به جامعه بینالمللی و استخراج درآمد از طریق عوارض، وارد محاسبات استراتژیک ایران شده است. با توجه به دشواری بازسازی برنامه هستهای، این موضوع حتی اولویت پیدا کرده است. اما این بدان معنا نیست که پروژه سی و پنج ساله دستیابی به حداقل وضعیت یک کشور آستانه هستهای رها شده است.
کوک معتقد است ایران احتمالاً هر دو کار را انجام خواهد داد. تنگه هرمز اکنون یک نقطه اهرم است که میتوانند از آن پول درآورده و صرف برنامه هستهای خود کنند. و برخلاف سلاح هستهای، میتوان بارها و بارها از تنگه استفاده کرد. در عین حال، درسی از کره شمالی وجود دارد: اگر ایرانیها سلاح داشتند، احتمالاً عملیات Epic Fury رخ نمیداد. همچنین، بدون بمب، آمریکا میتواند در آینده تلاش کند کنترل ایران بر تنگه را تضعیف کند.
آیا تردد در تنگه هرمز به سطح قبل از جنگ بازمیگردد؟
تاکیح معتقد است تنها راه برای بازگرداندن آبراهها به وضعیت قبلی، تمرکز داراییهای دریایی آمریکا برای یک دوره نامحدود است.
در مورد بابالمندب، کوک معتقد است این یک مسئله مرتبط اما تا حد زیادی جداگانه است. متحد ایران، حوثیها، از نوامبر ۲۰۲۳ تا آتشبس غزه به کشتیرانی در دریای سرخ حمله میکردند. آنها از آغاز جنگ ۲۸ موشک بالستیک و تعداد زیادی پهپاد به سمت اسرائیل شلیک کردهاند، اما هیچ اقدامی برای بستن بابالمندب انجام ندادهاند. حوثیها خودمختاری بیشتری دارند و میتوانند این آبراه را بر اساس محاسبه منافع خود ببندند، نه به دستور تهران.
کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس چه واکنشی نشان میدهند؟
کوک میگوید برخی از کشورهای عربی به دولت توصیه کردند که خصومتها را زودتر پایان ندهد زیرا میترسند ایران با حفظ مقداری اهرم بر تنگه هرمز و توانایی شلیک موشک و پهپاد به آنها، منجر به بیثباتی مزمن شود که مدل توسعه آنها را تضعیف میکند. ما در حال مشاهده شکاف در خلیج فارس هستیم. اماراتیها گفتهاند که به آمریکا و دیگران نزدیک خواهند شد. عربستان، قطر، ترکیه، مصر و پاکستان همگرایی منافعی را کشف کردهاند که ممکن است پس از پایان جنگ رسمی شود.
اما تاکیح معتقد است ایده اینکه کشورهای عربی اکنون به دلیل رفتار ایران متمایل به طرف آمریکا هستند، اغراقآمیز است. آسیبپذیریهای کشورهای عربی برجسته شده است و راهی که احتمالاً با هر وضعیت پس از جنگ برخورد خواهند کرد، یک بار دیگر تلاش برای توازن روابط با آمریکا و ایران است.
جمعبندی
زمان به نفع کیست؟
فرومن معتقد است که هر دو طرف آمریکا و ایران فکر میکنند زمان به نفع آنهاست. از یک سو، هرچه این بنبست طولانیتر شود، احتمال اتمام ظرفیت ذخیرهسازی نفت ایران بیشتر میشود و مجبور به تعطیلی تولید خواهد شد. چاههای تعطیل شده ماهها طول میکشد تا دوباره راهاندازی شوند و با توجه به سن برخی از چاههای ایران، ممکن است نتواند ظرفیت کامل خود را بازگرداند. این یک منبع جدی اهرم فشار بر ایران است. از سوی دیگر، باز نگه داشتن تنگه به یک تعهد طولانی مدت از منابع هوایی و دریایی آمریکا نیاز دارد. ما اکنون برای اولین بار در دههها، سه گروه ضربتی ناو هواپیمابر در خاورمیانه داریم. تصور اینکه بتوانیم این حضور را در بلندمدت حفظ کنیم، دشوار است. از این نظر، ایران میتواند تلاش کند آمریکا را که میداند منافع دیگری در سراسر جهان دارد، فرسایش دهد.



