اخبارپیشنهاد سردبیریادداشت سیاستی

ده حفره حکمرانی که جنگ نشان داد

عباس حیدری‌پور با مرور آسیب‌های جنگ دوازده روزه اخیر، ده حفره حکمرانی نادقیق را شمارش و گوشزد کرده است.

از جنگ، حکمرانی دقیق را بیاموزیم؛ ده حفره حکمرانی نادقیق

✍️ عباس حیدری‌‌ور

حکمرانی در لایه میانی و لایه نزدیک به بالا در ایران حاوی برخی حفره‌های جدی است؛ جدی‌نگرفتن حکمرانی و اعمال اراده جدی حکومتی و اشراف کافی نقطه ضعفی جدی بود که حوادث این روزهای نبرد با رژیم صهیونی و امریکا به خوبی آن را نشان داد.

این مسائل البته پوشیده نیست و بسیاری بدان اشاره کردند. فهرست را مرور کنیم:

 

حفره یکم: مسئله کولبران

۱) آزادی کولبری به بهانه ضرورت تأمین حداقل‌های معیشتی برخی مرزنشینان؛ این آزادی مطلق عملاً سبب شد این قشر در بسیاری موارد ناخواسته و در برخی موارد به صورت خودخواسته تبدیل به اجزاء و عناصر دشمن برای طرح بزرگش شود. ورود ده‌ها و شاید صدها هزار ریزپرنده و حتی پهپادهای کوچک و نیز موشک‌های کوتاه‌برد و انواع مواد منفجره و تجهیزات الکترونیک مرتبط، در قالب یک برنامه گسترده از همین دریچه رهاشده کلید خورد. در اینجا چند پرسش اساسی وجود دارد: اولاً اینکه چرا به جای آزادی کولبری از سازوکار بازارچه‌های مرزی استفاده نمی‌شود؟ ثانیاً کدام نهادها نسبت به این مسئله هوشیار بوده‌اند و بدان متذکر شده‌اند و کدام نهادها درقبال این پیشنهادات مقاومت کرده‌اند؟ ثالثاً مگر تنها راه تأمین مالی مرزنشینان کولبری است؛ چرا به جای تدبیر اساسی مسئله و واردکردن مردم به کار تولیدی، ایشان را ولو ناخواسته به خدمه نظام سلطه و شیطنت جهانی بدل کردیم؟ چرا واقعاً این همه راه حل ساده‌تر را راحت برمی‌گزینیم و از تحمل مسؤلیت ساختن و ایجاد ریل و بازکردن رویه می‌گریزیم. الان معلوم است که تغییر فرمان، به لحاظ نتایج فرهنگی-اقتصادی و عادت‌های مردمان مرتبط چندان ساده نیست اما این دشواری را به‌مثابه توبه نصوحی از سهل‌گیری پیشین بپذیریم. بدیهی است وقتی در امضاها و موافقت‌های خویش به تبعات فرهنگی-اجتماعی و پیوست فرهنگی هیچ اعتنایی نمی‌کنیم باید هم منتظر ایجاد پاشنه آشیل‌های این‌چنین باشیم و هم برای اصلاح مسیر عرق بریزیم و جان بکنیم.
مشابه همین مسئله و در ابعادی دیگر در آزادی فروش سوخت در مرزها دیده می‌شود که حاصل آن ایجاد و عادت‌کردن به درآمدهایی است که سبک زندگی و سطح درآمدی را به یکباره جاکن کرده و طعم پول بسیار-البته با ریسک بالا- را به هر قیمتی ولو به قیمت تزلزل وضعیت انرژی کشور برای کسانی، بسیار شیرین کرده است.
و حالا مهم‌تر از خود کنشگران نقطه‌ای در مرزها چه در مسئله کولبری و چه قاچاق سوخت، شبکه‌های مافیایی پشت‌صحنه هستند که گویا آزادی عمل بیشتر و دپوهای ثروت افسانه‌ای را به عنوان عایدی از این تصمیمات غلط کسب کرده‌اند. یک پرسش مهم این است که چه کسانی در حاکمیت این عده را رصد می‌کنند؟

 

حفره دوم: غفلت از بودجه تجهیز نظامی

۲) عدم حمایت کافی از برخی صنایع حساس نظامی و طرح ادعا و پرستیژ و پز خام و بی‌معنای اینکه ما درصد بودجه نظامی‌مان نسبت به خیلی کشورها پایین‌تر است، نتیجه‌اش بحران در وقت حادثه است. به یاد داریم که در مستندهای مربوط به هوافضای سپاه، سردار شهید ما حاجی‌زاده با فروش زمین و با مشقت برای توسعه و تحقیقات صنعت پهپادی پول جور می‌کند؛ روی دیگر این سخن مشکلات بودجه‌ای حاد بالاخص در بخش توسعه و تحقیقات است. چرا نباید این حفره را به صورت جدی و رسمی ترمیم کرد؟ مثال دیگر که در این نبرد خود را آشکار کرد عدم تکثیر کافی رادارهای توانمند و نیز سامانه‌های بومی مؤثر مانند باور و پانزده خرداد است. با اینکه این دو قبلا به هر قیمتی در بخش تحقیق و توسعه و حتی آزمایش میدانی موفق بوده‌اند، اما کمبودشان در گستره پهناور کشور و نیز فقدان ذخیره کافی باعث شد دشمن از طریق مسیر هوایی، برخی کریدورهای نسبتاً امن را تا شهرهای بزرگ بگشاید. گرچه غافل‌گیری روز اول و تخریب برخی سامانه‌ها توسط پرواز پرنده‌ها از داخل ازطریق مزدوران، عامل اصلی بود اما تحلیل دقیق‌تر آن است که لایه حمایتی متناسب با خود این پدافندها مانند حفاظت از ریزپرنده‌ها ضرورتاً در کنار این گونه تجهیزات حساس وجود نداشت. چرا؟ به نظرم عمده‌اش مسئله بودجه بوده -اگر طراحی لایه‌های حفاظتی منطق کافی را مطمح نظر قرار داشته‌اند-. حال پرسش این است که دولت در نظام بودجه‌ریزی، حاضر است صریحاً این خطا را بپذیرد؟ و آیا مجلس نمی‌خواهد تکلیفی قانونی متوجه هر دولتی کند که مثلاً از این پس باید این میزان از بودجه به صنایع آفندی و پدافندی اختصاص بیابد؟

 

حفره سوم: هواپیماهای پیشرفته

۳) ما به شدت نیازمند تأمین هواپیمای پیشرفته با قدرت مانور و مقابله بالا با جنگنده‌های جدید هستیم؛ بی‌مسؤلیتی و عدم دقت دولت‌های پیشین جهت تأمین چنین جنگنده‌ای ولو از چین، نشان داد که ما در فضای دیپلماسی نتوانستیم از نوعی موازانه مثبت در روابطمان بین چین و روسیه بهره ببریم و خواسته‌ایم با هریک کاری جداگانه را پیش ببریم(-در بهترین شرائط- حال آنکه در برخی شرائط این دو را به تمنای مُحال ارتباط بهینه با غرب فروخته‌ایم). اگر روسیه در فروش سوخو ۳۵، تأنی و تأخیر دارد چرا نباید همزمان معامله‌ای دیگر با چین را جلو نبریم؟ این‌ها به نظر، ضعف راهبردی در تنظیم نسبت با قدرت‌های جهانی همراه و استفاده از حداکثر فرصت برای بهره‌گیری از رقابت‌های بین این‌هاست. از قصه‌های پنهان برجام و نوعی خودتحریمی تسلیحاتی هم بگذریم. از اینکه ضعف در منابع مالی به نظر عامل اصلی پیشبرد سریع برنامه بومی درون‌زا در این مورد شاید بوده باشد و الا توان خلاقیت و علمی جوانان ما در عرصه نظامی اصلاً کم نیست هم بگذریم و به یک پرسش اکتفاء کنیم که آیا نباید برنامه راهبردی بومی در این زمینه را ارتقاء و تسریع ببخشیم؟

 

حفره چهارم: عدم انظباط مهجران

۴) نکته دیگری که همگان بر آن متفق‌اند، عدم انضباط‌دهی به مهاجران بوده است. البته اجازه دهید اول یک جوالدوز به خودمان بزنیم. ما سال‌هاست کارت ملی داریم، انواع کارت‌های بانکی داریم، انواع سامانه‌های مجزای اطلاعاتی مربوط به وضعیت شهروندان را داریم و البته بسیاری را هم اصلاً نداریم اما اخیراً و در این سال‌هاست که تازه به فکر ادغام و اتصال این سامانه‌ها افتاده‌ایم؛ کاری که به شکلی لاک‌پشتی و با تأخیر فراوان در حال جلو رفتن و بلکه تلوتلوخوردن به سمت جلوست؛ مستانه و سلانه‌سلانه! حالا اگر ما در داخل، این سامانه‌ها را زودتر و یکبار برای همیشه با تعریف سطوح دسترسی قابل تنظیم برای لایه‌های مختلف حکمرانی بپیوندیم آن وقت است که قصه اتباع و حتی اتباع غیرمجاز سامان‌مند می‌شود. بالاخره آن اتباع و مهاجر غیرمجاز مجبور است از محل اقامت، کارت بانکی، سیم‌کارت و هرآن چیز دیگری که در این کشور است استفاده کند؛ وقتی اطلاعات این‌ها به صورت پیوسته وجود دارد و موتورهای هوش‌مصنوعی بومی آنالیزکننده هم روی آن‌ها سوار باشد، بسیاری از حفره‌ها و احتمالات قبل از هرگونه رخداد قابل ردیابی است. حالا ما از قصه هوش مصنوعی که بگذریم، دست‌کمش همان اتصال و پیوند و تکمیل بانک‌های اطلاعاتی بالاخره دسترسی و اشراف بر عناصر خائن و معاند در پوشش اتباع و مهاجران و مانند آن را بسیار سهل خواهد کرد. نکته تلخ آنکه در سخنرانی یکی از نمایندگان مجلس در سال گذشته(شاید حدود نه ماه پیش) در این زمینه(مهاجران غیرقانونی) به وجود چند پدیده در پشت‌صحنه اشاره می‌شود؛ «سازمان اقامت ملی» و «پرداخت صدمیلیون تومان»، «شکل‌گیری زندگی‌های لاکچری با پول اتباع غیرمجاز در شمال‌شهرهایی چون تهران». پرسش این است که این پدیده‌های حامی چیست و جیب چه کسانی با خون ریخته‌شده امروز ایرانیان در این جنگ پیچیده، از قبل پرشده است؟ من نمی‌دانم، ولی لااقل کسی جواب آن نماینده و سخنرانی‌اش را بدهد که اگر کذب گفته چرا تشویش اذهان کرده است؟

 

حفره پنجم: رهاشدگی فضای مجازی

۵) لاابالی‌گری در حکمرانی فضای مجازی؛ این دیگر یکی از تلخ‌ترین صحنه‌هایی است که می‌توان از آن یاد کرد و درعین‌حال مطمئن نبود که اراده‌ای جدی برای درس‌گرفتن از جنگ در این عرصه وجود دارد. داستان تلخ واتس اپ و استفاده از آن حتی توسط برخی نیروهای خدوم نظامی سرجای خودش، استفاده و بلکه اشراف دشمن بر آن سرجای خودش. در سوی دیگر حسن ظن به سایر پیام‌رسان‌ها و صدور حکم برائت برای آن‌ها خود به اندازه خنجرهای فرورفته در پشت از سوی واتس اپ، قابل اعتنا و تمرکز است؛ اینستاگرام در این قائله کم ضربه‌ای به ما نزده است. تبلیغات انبوه فروش وسایلی چون ریزپرنده، تلاش برای تغییر سبک زندگی به‌گونه‌ای کاملاً مؤثر، تخریب و سایش فرهنگ نسل جوان و حتی تأثیر بر رده‌های پیشتاز و پیشران چیزی نیست که بتوان از آن سرسری گذشت اما دریغ و افسوس که با اطمینان بالا می‌توان گفت این سکوی پلید همچنان ترک‌تازی خواهد کرد زیرا ما در عرصه حکمرانی مجازی لاابالی هستیم! ضلع سوم هم فقدان و عدم گسترش ظرفیت‌های بومی اعم از پیام‌رسان‌ها، توسعه سرورهای بومی پشتیبان با حجم انبوه چه برای پیام‌رسان‌ها چه برای سایر اهداف، عدم هدایت خدمات به پیام‌رسان‌های بومی و مانند آن است. ای‌کاش می‌توانستیم اینجا عقلانیت قویمی ببینیم.

 

حفره ششم: حفاظت از شخصیت ها

۶) نکته دیگر دستورالعمل‌های حفاظت از شخصیت‌ها اعم از فرماندهان، دانشمندان و مانند آن است که حوادث نشان داد، حفره‌های فراوان دارد و در اینجا نیازمند روزآمدسازی، کار ترکیبی، استفاده از خلاقیت و مانند آن هسیتم. باید به ارتباط پدیده سربازی با سطح ستادی نظامی هم اشاره کنیم که خود می‌تواند بستر برخی نفوذها باشد زیرا در فقدان نیروی استخدامی نظامی رده متوسط و پایین، بسیاری از کارها توسط کسانی انجام خواهد شد که وضعیتی سیار و غیرمستقر دارند و تنوع ایشان خود عامل نفوذ یا اشراف اطلاعاتی ناخواسته خواهد بود. نکته بسیار تلخ اما این است که مسئله حفاظت از دانشمندان به‌گونه‌ای بسیار ضعیف خودنمایی کرد. با اینکه دانشمندان ما جان‌برکف و عاشق شهادت‌اند اما هیچ عقلی اجازه نمی‌دهد ما ایشان را این‌چنین بی‌پناه رها کنیم.

 

حفره هفتم: تامین امنیت مردم نهاد

۷) صرف‌نظر کردن و حتی تخریب برخی ساختارهای بومی مؤثر در تأمین امنیت عمومی و محله‌ای مانند بسیج نشان داد که تغییر رویکرد نسبت به پدیده بسیج محلات تا چه میزان خطا بوده است. بازگشت مختصر این پدیده مبارک در این ایام بالعکس نشان داد که تا چه میزان نسبت بدان ناشکری داشته‌ایم؛ باید به‌جد این ناشکری را تدارک کرد و خطاهای راهبردی در تصمیمات کلان منجر به تغییر و غیرمؤثر کردن آن را جبران نمود. درباره این مسئله، اهل فکر و طراحی باید بیشتر بنویسند. و البته این امر به معنای کنارگذاشتن بدیل‌ها و رشدها و ساختارهای جدید نیست.

 

حفره هشتم: نبرد روایت ها

۸) با اینکه دشمن در نبرد روایت‌ها و سودهی به افکار عمومی ایرانیان به خلاف بسیاری دفعات قبل، کاملاً شکست خورد اما این شکست مدیون فعالیت هوشمند و قویم ما نبود. موقعیت وجودی و درک اولویت‌ها و غنای ریشه هویتی ایرانی مسلمان عملاً طراحی دشمن را شکست داد ولی ما به وضوح حتی در کمترین و حداقلی‌ترین بخش نبرد روایت‌ها ضعف‌های جدی مشاهده کردیم؛ اینکه نتوانستیم سخن‌گوی تراز و رسمی در بعد نظامی و نیز بعد تحلیلی به میدان بیاوریم. تلخ‌ترین بخش ماجرا شب و صبح آخر و میان‌داری سگ زرد در اطلاع‌رسانی آتش‌بس بود. این میزان بی‌توجهی بخش نظامی و بخش راهبردی نظام به ضرورت وجود سخنگوی رسمی واقعاً غیرقابل فهم است بگذریم از اینکه لایه‌های فرهنگی‌تر نبرد روایت‌ها مدت‌هاست که رهاشده، پراکنده و ناهمسو و البته بی‌سپر در قبال هجوم‌های هوشمند رسانه‌ای-روایتی دشمن دیده می‌شود. و البته اینجا جای کار دو بخش تبلیغی و نیز علمی در کشور است که هر دو در جای خود و اخذ به قوت وظایفشان نیستند.وااسفاه.

 

حفره نهم: تامین حداقل معیشت اقشار ضعیف

۹) علی‌رغم تذکرات مکرر رهبر انقلاب برای تأمین حداقل معیشت اقشار ضعیف‌تر و ضرورت برکشیدن وضعیت رفاهی و اجتماعی ایشان، برخی اقدامات پراکنده در زمان جنگ نشان داد که بالاخره سیلی جنگ، مگر زنگ اهمیت سیاست اجتماعی و عدالتی را تا حدی در گوش مسؤلان بنوازد؛ چند اقدام محدود مانند مراقبت از قیمت لبنیات و کاهش آن یا رایگان‌سازی مکالمات با تلفن ثابت(علاوه بر جنبه پدافند غیرعاملی آن) از این حیثیت قابل تمجید بود اما هنوز به نظر می‌رسد مسؤلان مرتبط مستعد فرورفتن به خواب خرگوشی در این زمینه هستند و حال آنکه فشار به اقشار محروم می‌تواند زمینه پشتیبانی از کلیت کشور را دچار آسیب کند. با اینکه همواره پابرهنگان و مستضعفان به عنوان صاحبان اصلی این انقلاب، حامی آن بوده‌اند اما وقتی ذهنیت نسل جدید ایشان در مقابل هجوم سبک زندگی برآمده از سکوهای مهاجمی چون اینستاگرام رها شده‌اند، نمی‌توان مطمئن بود که نصایح و تجارب نسل پیشین همان قدرت قبل را به میان آورد.

 

حفره دهم: اهمیت پدافند غیرعامل

۱۰) پدافند غیرعامل این‌بار به وضوح مهم درک شد. از وضعیت استحکامات هسته‌ای تا ضربه به برخی نقاط حساس نشان داد که با درس آموختن از این تجارب مثبت و منفی باید وزنی بسیار بیشتر برای پدافند غیرعامل قائل باشیم و برای آن سرمایه‌گذاری ویژه داشته باشیم. طبعاً دامنه این امر بسیار گسترده است و متخصصانش باید بیشتر سخن بگویند و بیشتر فرهنگ آن را جاری سازند و دولتمردان هم باید بیشتر برایش بودجه و وقت و اهمیت قائل شوند.

 

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا