محسن بیگی، پژوهشگر اندیشکده امتداد
صنایع فرهنگی به مجموعه فعالیتهایی گفته میشود که محصول اصلی آنها «محتوا و معنا» است؛ مثل فیلم، موسیقی، انیمیشن، کتاب، بازی و… . این صنایع همزمان سه کار انجام میدهند: ایجاد درآمد، ساختن تصویر و قدرت نرم برای کشور، و تقویت هویت و گفتمان مورد نظر در افکار عمومی جهان.
بخشهای اصلی صنایع فرهنگی را میتوان در این ده مورد خلاصه کرد:
۱) نشر و کتاب؛
۲) فیلم، سریال و مستند؛
۳) انیمیشن؛
۴) موسیقی و پادکست؛
۵) بازیهای ویدئویی و موبایلی؛
۶) صنایع دستی و هنرهای سنتی؛
۷) هنرهای تجسمی و گرافیک؛
۸) مد و طراحی با هویت ایرانی؛
۹) گردشگری و رویدادهای فرهنگی؛
۱۰) خدمات خلاق دیجیتال (موشنگرافیک، تولید محتوا، مدیریت شبکههای اجتماعی و…).
هر کدام از اینها ظرفیت صادرات و اثرگذاری بینالمللی دارند.
در حال حاضر ایران در برخی حوزهها مثل صنایع دستی، انیمیشن، فیلمهای جشنوارهای و ادبیات مقاومت مزیت و نیروی انسانی خلاق دارد، اما سهم صادرات فرهنگی با ظرفیت کشور تناسب ندارد. زنجیره «تولید حرفهای – بازاریابی – توزیع بینالمللی» هنوز کامل نیست. با این حال، شرایط جدید سیاسی–رسانهای، پنجرهای کمسابقه برای جهش صادرات صنایع فرهنگی فراهم کرده است.
بهرهبرداری از محبوبیت جهانی و فرصت بازارسازی
محبوبیت و همدلی که ایران پس از پیروزی نسبی در جنگ و اقدامات مانند بستن تنگه هرمز کسب کرده، یک سرمایه نمادین است که میتواند به «بازار واقعی برای محصولات فرهنگی» تبدیل شود. وقتی ذهنها و دلها به روایت ایران متمایل شدهاند، پذیرش فیلم، انیمیشن، کتاب و موسیقی ایرانی بسیار بیشتر است. اگر امروز روی صنایع فرهنگی سرمایهگذاری نشود، این موج همدلی بهسرعت فروکش میکند؛ اما اگر به محصول فرهنگی تبدیل شود، میتواند چند سال برای ایران بازار و درآمد ایجاد کند.
استفاده از نمونههای موفق بهعنوان سکوی پرش
موفقیت انیمیشنهای لگویی ایرانی با بیش از ۵۰۰ میلیون بازدید و بازخورد بالای توییتها و محتوای سفارتخانهها یک «اثبات عملی» است که روایت ایرانی جنگ و مقاومت ظرفیت جهانی شدن دارد. این تجربه نشان میدهد که اگر به جای کلیپهای مقطعی، اکوسیستم محصول ساخته شود (فیلم، سریال، انیمیشن بلند، بازی، کتاب، مرچندایز و…) و شبکه رسانهای سفارتخانهها و حامیان خارجی در بازاریابی آن بهکار گرفته شود، صادرات فرهنگی ایران میتواند جهش جدی داشته باشد.
صنایع فرهنگی؛ تحریمگریز و مناسب دوران جنگ
برخلاف نفت، گاز و فولاد که بهراحتی در سطح حملونقل و تبادلات مالی تحریمپذیر و در جنگ آسیبپذیرند، محتواهای دیجیتال (فیلم، انیمیشن، موسیقی، کتاب الکترونیک، بازی) سختتر قابل مهارند. حتی با مسدودسازی بعضی حسابها، تکثیر و دسترسی به محتوا در اینترنت ادامه مییابد. در سناریوی طولانی شدن جنگ و تداوم تحریمها، توسعه صنایع فرهنگی یک مسیر امنتر و پایدارتر برای صادرات کالا و خدمات و کاهش وابستگی به صادرات فیزیکی است و درآمد ملی را افزایش می دهد.
تبدیل صادرات فرهنگی به قدرت نرم و استمرار گفتمان مقاومت
مصرف فیلم، موسیقی، انیمیشن، بازی و کتاب ایرانی – بهویژه با مضمون ضد استکباری – فقط یک خرید اقتصادی نیست؛ نوعی همذاتپنداری نرم با گفتمان مقاومت است. هر چه محصولات فرهنگی ایرانی بیشتر وارد سبد مصرف مردم جهان شود، حمایت از ایران از سطح احساس لحظهای به سطح «هویت و باور» منتقل میشود. بنابراین، سرمایهگذاری بر صنایع فرهنگی همزمان که درآمد ارزی ایجاد میکند، ابزار حفظ و تقویت موج حمایت جهانی از ایران و تثبیت جایگاه گفتمان مقاومت در افکار عمومی است.
جمعبندی
صنایع فرهنگی برای ایران در شرایط فعلی، یک «حوزه حاشیهای» نیست، بلکه فرصتی استراتژیک است: محبوبیت جهانی فعلی، نمونههای موفق وایرال، تحریمگریزی و نقش در قدرت نرم، همگی نشان میدهند که با یک برنامه جدی برای تولید، بازاریابی و صادرات محصولات فرهنگی، میتوان هم درآمد پایدار بهدست آورد و هم گفتمان مقاومت را در سطح جهانی تثبیت و بازتولید کرد.



