ائتلاف دریایی در تنگه هرمز باید این درسها را بیاموزد
مرور بنیاد توسعه فردا از گزارشات جنگ اندیشکدههای خارجی
بنیاد توسعه فردا به نقل از چتم هاوس (1مه 2026) – در ۲۱ آوریل، آمریکا تمدید آتشبس با ایران را اعلام کرد. با این حال، آمریکا محاصره تنگه هرمز را حفظ کرده و بریتانیا و فرانسه اعلام کردهاند که یک ائتلاف دریایی بینالمللی برای محافظت از کشتیرانی از طریق هرمز «به محض اینکه شرایط پس از یک توافق آتشبس پایدار اجازه دهد» تشکیل میدهند. هدف این ائتلاف، بازدارندگی از درگیری آینده و بازگرداندن اعتماد به ایمنی ترانزیت برای صنایع بیمه و کشتیرانی است. موفقیت هر ائتلافی کمتر به قدرت نظامی و بیشتر به نحوه طراحی آن بستگی دارد. مأموریتهای دریایی گذشته (از جمله مبارزه با دزدی دریایی در سومالی و تنگه مالاکا) درسهای کلیدی برای ایجاد یک ائتلاف دریایی در تنگه هرمز ارائه میدهند.
هماهنگی و تفکیک وظایف
تلاشهای مبارزه با دزدی دریایی در سومالی شامل چندین مأموریت همپوشان بود که تا حد زیادی به دلیل تقسیم روشن مسئولیتها بین هر گروه و بین کشورهای درون آنها موفق شدند. برای تنگه هرمز، سیاستگذاران باید تقسیم مسئولیتها بین گروههای وظیفه فرعی را در نظر بگیرند که میتواند شامل یک گروه اسکورت کشتی، یک گروه اقدام علیه مین و یک گروه آگاهی از حوزه دریایی باشد.
محدود کردن استفاده از زور برای جلوگیری از تشدید
تفکیک گروههای وظیفه همچنین امکان مدیریت تشدید تنش با ایران را فراهم میکند. یک درس بزرگ از تلاشهای ضد دزدی دریایی در سومالی این بود که استفاده از زور باید محدود، متمایز و به رفتارهای خاص (در این مورد، تداخل با کشتیرانی تجاری) گره خورده باشد. در تنگه هرمز، محدودیت در استفاده از زور، قصد محدودی را به کشوری بالقوه خصمانه مانند ایران نشان میدهد. هدف ائتلاف دریایی نباید شکست نظامی ایران باشد، بلکه تغییر تحلیل هزینه-فایده آن با بیاثر کردن مداوم حملات به کشتیرانی است.
ایجاد یک سیستم اسکورت طبقهبندی شده (Tiered Escort System)
یکی از مؤثرترین ابزارهای توسعهیافته برای سومالی، استفاده از کریدورهای ترانزیت ساختاریافته و اسکورتهای گروهی بود. یک ائتلاف هرمز باید سیستم مشابهی را اتخاذ کند. کشتیهای باارزش یا پرریسک مانند نفتکشها به یک اسکورت دریایی اختصاصی نیاز دارند، در حالی که نیروهای واکنش سریع میتوانند در مواقع اضطراری از ترافیک با ریسک پایینتر محافظت کنند. این سیستم امنیت و مقیاس را متعادل میکند و از توسعه بیش از حد و نظامیگری سنگین جلوگیری مینماید.
ایجاد مالکیت منطقهای زودهنگام
مأموریت ضد دزدی دریایی در سومالی به نیروی دریایی خارجی وابسته بود و وقتی توجه بینالمللی کاهش یافت، دزدی دریایی بازگشت. در مقابل، گشتهای تنگه مالاکا به طور واضح توسط کشورهای ساحلی آن رهبری میشوند (اندونزی، مالزی، سنگاپور و تایلند). برای هرمز، نیروی دریایی کشورهای عربی باید در ساختار فرماندهی ائتلاف تعبیه شوند و مسیری روشن به سوی رهبری منطقهای در طول زمان داشته باشند. هدف بلندمدت باید چارچوبی فراگیر باشد که منطقه را در مرکز قرار دهد و برای مشارکت گستردهتر فضا داشته باشد.
تقسیم بار با بخش خصوصی
در پاسخ به دزدی دریایی در سومالی، صنعت کشتیرانی سرمایهگذاری زیادی در اقدامات امنیتی خصوصی انجام داد. یک ائتلاف برای تنگه هرمز باید این مشارکت با صنعت را رسمی کند. وسایل نقلیه تجاری میتوانند حوادث را فوراً گزارش دهند تا به ائتلاف در آگاهی از تهدیدات کمک کنند. در خلیج فارس، اشتراک اطلاعات دریایی با چندین مرکز ملی که به صورت مجزا عمل میکنند، پراکنده باقی مانده است.
یکپارچهسازی این سیستمها در یک چارچوب منسجم، زمان پاسخگویی را افزایش میدهد و اعتماد و دید دریایی را پشتیبانی میکند.
جمع بندی
بریتانیا و فرانسه باید از این تلاشهای دریایی قبلی درس بگیرند. ائتلاف میتواند سازماندهی خود را در گروههای وظیفه فرعی آغاز کند که آماده شروع مینروبی یا راهاندازی نظارت دریایی به محض بازگشایی تنگه هستند. با این حال، هیچ ائتلافی نمیتواند تنگه را از طریق ابزارهای نظامی باز کند و لازم است درگیری بین ایران و آمریکا حداقل تا حدی فروکش کند. اما اگر ائتلاف به خوبی طراحی شود، با ذینفعان منطقهای و مشارکت بخش خصوصی، ممکن است بتواند کشتیرانی را از طریق تنگه بازگرداند و از حملات در آینده جلوگیری کند.



