بنیادتوسعه فردا به نقل از امریکن کانزرویتیو (19 آوریل 2026)
عطار نیشابوری، وقتی پادشاه از او خواست سخنی بگوید که هم مرد شاد را غمگین و هم مرد غمگین را شاد کند، گفت: «این نیز بگذرد.» به عنوان جمعبندی همه چیزهای دنیوی، این عبارت بینظیر است. در زمان نگارش این متن، هیچ دلیل روشنی وجود ندارد که «چرا» در جنگ دیگری علیه یکی از زیباترین و تاریخیترین کشورهای جهان هستیم؛ کشوری که به خاطر شعر، معماری، غذا و مهمتر از همه «ظرافت» و تذهیب شهرت دارد. فقط میدانیم که مصمم هستیم مانند بربرها آن را به ویرانه تبدیل کنیم – در حالی که از تمدن عالی سخن میگوییم. این نیز خواهد گذشت. اما جنگ بد مدیریت شده ایران، که توسط امپراتوری در حال افول نسبی و تقریباً منحصراً به دلیل زنجیر شدن توسط یک تحتالحمایه بیپروا آغاز شد و در روز اول درگیری حدود ۱۶۰ دختر مدرسهای را کشت، احتمالاً در تاریخ کمتر به خاطر نتایج نظامی فوریاش به یاد خواهد ماند تا به خاطر نشانهگذاری پایان قطعی تسلط بیچالش ایالات متحده آمریکا.
شکستهای راهبردی و تغییرات ساختاری
۱. ناتوانی در جنگ با شدت بالا در چند جبهه
از نحوه اجرای این جنگ به وضوح مشخص است که ایالات متحده بدون بیرون کشیدن داراییها از صحنههای دیگر، قادر به جنگ با شدت بالا در چند جبهه، حتی در برابر قدرتهای متوسط، نیست. نتیجه منطقی این است که پایگاه صنعتی دفاعی برای درگیریهای کوتاه و با فناوری بالا و پلیس امپراتوری بهینه شده است، نه برای جنگ صنعتی طولانی و پرمصرف از مهمات که مشخصه درگیریهای قدرتهای بزرگ است.
۲. فرسایش اعتماد متحدان
برداشتها از ناهماهنگی سیاسی آمریکا و غیرقابل پیشبینی بودن استراتژیک که توسط حزبگرایی و تغییرات سیاست تقویت شده، اعتماد را در میان متحدان فرسوده کرده است. کشورهایی مانند چین و ترکیه با دقت به نحوه توزیع منابع و توجه آمریکا توجه میکنند.
۳. بازگشت رقابتهای قدیمی در اروپا
بحثهای مربوط به «خودمختاری استراتژیک اروپا» در حالی ادامه مییابد که رقابتهای دیرینه بین فرانسه و آلمان بازمیگردد. فرانسه به دنبال موقعیت دفاعی مستقل و قوی تحت هژمونی منطقهای خود است، در حالی که آلمان برنامه دارد تا سال ۲۰۳۰ هزینههای نظامی خود را از همه کشورهای دیگر بیشتر کند.
۴. پایان قدرت صهیونیستهای مسیحی و اوانجلیکال
نویسنده استدلال میکند که این جنگ احتمالاً «پایان کار» برای قدرت صهیونیستهای مسیحی و اوانجلیکال در ایالات متحده و همچنین حمایت دو حزبی است که اسرائیل حداقل از دوران ترومن از آن برخوردار بوده است. جهانبینی متعصبانهای که به مدت ۳۰ سال به طرق مختلف در قدرت بود، ثابت کرده که به اندازه هر دگم دیگری جنگی و کوتهبین است؛ در تاریخ به عنوان چیزی به یاد خواهد ماند که امپراتوری را در آخرین جنگ تکقطبیاش به زیر کشید و انتقال به چندقطبی را تسریع کرد.
۵. نقش نتانیاهو و ترامپ
دو بازیگر نهایی که به یاد خواهند ماند: بنیامین نتانیاهو که از امپراتوری بزرگ منطقهای اسرائیل سخن میگوید، و دونالد ترامپ که به طرز محسوسی خسته است، هدف ظاهری او اطمینان از تحقق خواستههای حداکثری اسرائیل است. ترامپ یک ائتلاف چندنژادی را ایجاد کرد و سپس از دست داد و فرصت تغییر قدرت بزرگ برای ۲۵۰ سال آینده را از دست داد. دولت به جای رونق اقتصادی یا وحدت فرهنگی و اجتماعی، جنگهای صلیبی «شوک و هیبت» را علیه دشمنان واقعی و فرضی تمدن، از مینیاپولیس-سنت پل تا کوههای ایران انتخاب کرد.
این نیز بگذرد
پامپراتوری آمریکا روزی سرنوشتی مشابه خواهد داشت. این یک قانون آهنین تاریخ نیست، اما حتی افول جزئی یک قدرت بزرگ به ندرت نسبت به حافظه تاریخی ساکنان و تحتالحمایههای آن قدرت بزرگ مهربان است. حافظههای تاریخی البته دائمی نیستند، اما این تسلی ناچیزی برای کسانی است که در زمان حال زندگی میکنند.
ایالات متحده زنده خواهد ماند، به برکت مواهب جغرافیا و قدرت تکنولوژیک و اقتصادی. اما گذارهای هژمونیک به ندرت برای تحتالحمایهها مهربان هستند، به ویژه تحتالحمایهای که توسط تاریخ به عنوان آخرین عامل علّی که منجر به افول قدرت نسبی آن هژمون شد، در نظر گرفته خواهد شد.
«امریکن کانزرویتیو» (The American Conservative) یا به اختصار TAC، یک دو ماهنامه سیاسی محافظهکار مستقر در واشنگتن دیسی است که در سال ۲۰۰۲ تأسیس شد.



