اثرگذاری اندیشکدهاخبارپیشنهاد سردبیریادداشت سیاستی

آزمون فرضیه اقتصاد ساختارگرایی جدید در ایران: با استفاده از رویکرد GMM

آزمون نظریه اقتصاد ساختارگرایی جدید در استان‌های ایران با تأکید بر هم‌راستایی سیاست صنعتی و مزیت نسبی و اثر آن بر رشد اقتصادی

✍️ سید روح الله احمدی

این مقاله که توسط دکتر سید روح الله احمدی نگاشته شده و در نشریه علمی پژوهشی مطالعات کسب و کار و توسعه  دانشگاه سیستان و بلوچستان در سال ۲۰۲۲ منتشر شده است به بررسی قابلیت های نظریه اقتصاد ساختارگرایی جدید  (NSE) در سطح استان های ایران می پردازد. بازه زمانی مورد بررسی در این تحقیق دوره زمانی ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۷ می باشد  و از روش برآورد گشتاور تعمیم یافته (GMM) برای تحلیل داده ها استفاده شده است. فرضیه اصلی NSE این است که  سیاست صنعتی باید با مزیت نسبی یک کشور هم راستا باشد؛ مزیتی که توسط قیمت های نسبی عوامل تولید شکل گرفته  شده توسط بازار و زیر ساخت های لازم که توسط دولت فراهم می شود تعیین می شود. هدف این مطالعه آزمون این فرضیه است که آیا پیروی سیاستگذاران اقتصادی از این اصل میتواند به رشد اقتصادی در استان های ایران منجر شود. 

چارچوب نظری 

اقتصاد ساختارگرایی جدید (NSE) که توسط نظریه پرداز مطرح دانشگاه پکن چین به نامه جاستین ایفولین در سال 2010 معرفی شده بر این باور است که دولت باید با فراهم کردن زیر ساخت های نرم و سخت سیاست های صنعتی را باید بر اساس مزیت های نسبی کشورها طراحی کند؛ سیاستی که بر مبنای ساختار موجودی منابع شکل می گیرد. با اتخاذ  سیاست پیروی از مزیت نسبی ساختار موجودی منابع به مرور زمان تغییر کرده و به دنبال آن ارتقاء صنعتی رخ می دهد. این مقاله ضمن توضیح تفصیلی این نظریه به بررسی تحولات سیاست صنعتی در ایران و ناکامی های گذشته در این زمینه می پردازد و بیان می کند که علی رغم تلاش های صورت گرفته توسط وزارت صنعت، معدن و تجارت برای تدوین اسناد و برنامه های استراتژیک صنعتی هیچ یک از این برنامه ها به طور مؤثر اجرا نشده است. این وضعیت در کنار چالش ها و ناملایمات اقتصادی ایران طی سه دهه اخیر اولا نشان دهنده اهمیت موضوع سیاستگذاری صنعتی است و ثانیا بر پیروی از سیاستگذاری صحیح تأکید می کند. 

روش شناسی 

این مطالعه از روش برآورد گشتاور تعمیم یافته (GMM) برای تخمین مدلی استفاده کرده است که متغیر رشد اقتصادی به عنوان متغیر وابسته و متغیرهای شاخص انحراف از مزیت نسبی (TCI)، سرمایه فیزیکی نیروی کار و رشد اقتصادی دوره  قبل به عنوان متغیرهای توضیحی و کنترلی هستند. داده ها از منابع مختلفی مانند بانک مرکزی ایران و مرکز آمار جمع آوری  شده اند.

یافته ها 

نتایج مطالعه نشان می دهند که یک رابطه معکوس و معنادار بین شاخص TCI (شاخص انحراف از مزیت نسبی) و رشد  اقتصادی وجود دارد به این معنی که افزایش TCI که نشان دهنده انحراف از مزیت نسبی است با کاهش رشد اقتصادی در  استان های ایران مرتبط است. به طور خاص یک افزایش ۱۰ درصدی در TCI می تواند منجر به کاهش 0.003 درصدی در  رشد اقتصادی شود. این یافته ها فرضیه مطرح شده توسط نظریه اقتصاد ساختارگرایی جدید را تأیید می کند و نشان می دهد که سیاست های هم راستا با مزیت نسبی می توانند عملکرد اقتصادی بهتری را به همراه داشته باشند. برای اعتبار سنجی نتایج تحلیل حساسیت با استفاده از روش های پنل ایستا انجام شد و نتایج ثابت ماندند. این ثبات در نتایج نشان دهنده قابلیت اعتماد به یافته های تحقیق است. 

نتیجه گیری 

این مقاله نتیجه گیری می کند که پیروی از سیاست های مبتنی بر مزیت نسبی می تواند به بهبود رشد اقتصادی استان های ایران منجر شود. یافته ها نشان می دهند که افزایش تمایل به سیاست های مخالف مزیت نسبی عملکرد اقتصادی استان ها را تضعیف می کند بنابراین توصیه می شود که سیاستگذاران در طراحی استراتژی های توسعه صنعتی، به پیروی از مزیت نسبی منطقه توجه ویژه ای داشته باشند. این نتایج همچنین از ثبات و اعتبار یافته های تحقیق در روش های مختلف برآورد مدل حمایت می کند. 

پیامدهای سیاستی 

نتایج این تحقیق برای سیاست گذاران ایرانی اهمیت زیادی دارد. این مطالعه نشان می دهد که بازنگری در سیاست های  صنعتی کنونی ضروری است تا اطمینان حاصل شود که این سیاست ها با مزیت های نسبی استان ها هم راستا هستند. همچنین نیاز به نظارت مستمر و تطبیق سیاست ها با شرایط اقتصادی در حال تغییر نیز مورد تاکید قرار می گیرد. 

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا