مسکو و پکن بهدنبال بهرهبرداری از درگیری امریکا در خاورمیانه
بررسی کنش های روسیه و چین در قبال جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران
گرنت راملی (برگردان: اندیشکده تین شیا)
تصمیم ترامپ برای حمله به ایران، لایه دیگری از غیرقابل پیشبینیبودن را برای رقبای قدرتهای بزرگ امریکا اضافه میکند. رویکرد او به درگیری نظامی در طول دوره اول ریاست جمهوریاش بهطور قابل توجهی با رویکرد دوره دوم او متفاوت بود. در زمانهایی از دولت اول -بهویژه زمانی که تنشها با کره شمالی و ایران بهوجود آمد- رئیسجمهور نیروها را به یک صحنه نبرد اعزام کرد، اما قبل از استفاده از آنها عقبنشینی کرد. بااینحال، تنها در طول سال گذشته، او قبلا از نیروی نظامی در یمن، ونزوئلا، نیجریه و ایران (دو بار) استفاده کرده است.
شیوه استفاده او از ارتش نیز تفاوتهای آشکاری را نشان داده است، ازجمله حملات استراتژیک در حالت آمادهباش (یعنی استفاده از بمبافکنهای B-۲ علیه ایران در سال گذشته)، افزایش نیروهای متعارف در حمایت از یک عملیات مخفی هدفمند (ونزوئلا) و افزایش نیروهای متعارف در حمایت از یک کمپین هوایی و دریایی متعارف (جنگ فعلی ایران). درحالیکه هر یک از آنها از نظر عملیاتی متفاوت بودند، همه آنها منعکسکننده اصل استراتژیک یکسانی در استفاده از نیروی قاطع برای دستیابی به یک هدف دقیق بودند. برای روسیه (که در حال حاضر درگیر یک جنگ بزرگ خود است) و چین (که در حال بررسی یک درگیری احتمالی در آینده است)، عملیات خشم حماسی تنها به عدم اطمینان آنها در مورد اینکه آیا و چگونه دولت ترامپ ممکن است به فعالیتهای آنها پاسخ دهد، میافزاید.
بااینحال، در خاورمیانه، تصمیمات بعدی ترامپ ممکن است فرصتی را برای مسکو و پکن فراهم کند. رئیس جمهور تمایل خود را برای «تسلیم بیقیدوشرط» ایران و ظهور «رهبران قابل قبول» اعلام کرده است. بااینحال، اگر عملیاتهای ایالات متحده و اسرائیل به این اهداف دست نیابد، روسیه و چین بدون شک بهدنبال بهرهبرداری از آخرین درگیری امریکا در منطقه خواهند بود.
این احتمالا شامل افزایش حمایت آنها از -و درنتیجه اعمال نفوذ بر- تهران و جذب شرکای ایالات متحده در خلیج فارس بهسمت خود با پیشنهاد میانجیگری بین آنها و ایران خواهد بود. اقدامات ترامپ به انتقادات روسیه و چین از ایالات متحده بهعنوان یک شریک غیرقابل اعتماد و درنهایت خودخواه دامن میزند.



