بحران تایوان خسارت اقتصادی بسیار بیشتری نسبت به اختلال در تنگه هرمز ایجاد خواهد کرد
مرور بنیاد توسعه فردا از گزارشات جنگ اندیشکدههای خارجی
بنیاد توسعه فردا به نقل از موسسه چتم هاوس (22 آوریل 2026)
بسته شدن تنگه هرمز پس از آغاز جنگ ایران تأثیرات عظیمی بر اقتصاد جهانی داشته است. در حالی که دولتها برای پاسخ به این بحران تلاش میکنند، درگیری در خلیج فارس باید آنها را بر آن دارد تا آمادگی خود را برای یک بحران احتمالی بر سر تایوان افزایش دهند — بحرانی که تأثیرات بسیار ویرانگرتری بر اروپا و اقتصاد جهانی خواهد داشت.
تایوان نقش محوری در اقتصاد جهانی و زنجیرههای تأمین ایفا میکند، به عنوان تولیدکننده پیشرو نیمههادیهای پیشرفته که هوش مصنوعی و لوازم الکترونیکی پیشرفته را تغذیه میکنند. تنگه تایوان — کانال ۱۸۰ کیلومتری که جزیره را از چین جدا میکند — یکی از شلوغترین خطوط کشتیرانی جهان است. مانند تنگه هرمز، این تنگه نیز یک گلوگاه دریایی اصلی است که میتواند در سناریوهای مختلف محدود یا قطع شود.
چرا تایوان شوکی بسیار بزرگتر خواهد بود
نیمههادیها بسیار متفاوت از هیدروکربنهایی مانند نفت و گاز هستند. آنها کالاهایی نیستند که بتوان به راحتی انبار یا جایگزین کرد. اگر شرکتها نیاز به یافتن منابع جدید ریزتراشه داشته باشند، باید طراحی نرمافزار و گواهینامه خود را تغییر دهند، فرآیندی که میتواند طولانی باشد.
بر اساس پیشبینی بلومبرگ، یک محاصره دریایی و هوایی چین علیه تایوان باعث ۵ درصد کاهش در تولید ناخالص داخلی جهانی میشود — مشابه رکودهای بحران مالی جهانی ۲۰۰۸-۲۰۰۹ و همهگیری کووید-۱۹. اگر وضعیت تشدید شود و به جنگ بین ایالات متحده و چین منجر گردد، اقتصاد جهانی تقریباً ۱۰ درصد کوچک خواهد شد. اتحادیه اروپا و جنوب شرق آسیا پس از خود تایوان، در میان بیشترین آسیبدیدگان خواهند بود.
اروپا چه کاری میتواند انجام دهد؟
دولتها و شرکتهای اروپایی قبلاً بحثهای محرمانهای درباره برنامهریزی اضطراری را آغاز کردهاند. مشکل این است که ایجاد منابع جایگزین برای تأمین نیمههادی دههها طول میکشد و به منابع عظیم سیاسی و مالی نیاز دارد — و اروپا از هر دو کمبود دارد. قانون تراشه اروپا (European Chips Act) که در سپتامبر ۲۰۲۳ اجرایی شد، گامی در مسیر درست بود، اما به هیچ وجه کافی نیست.
برای حرکت سریعتر در جهت بلندمدت تنوعبخشی به زنجیرههای تأمین الکترونیک، دولتهای اروپایی باید همکاری خود را با تایوان گسترش دهند. آنها باید از مقامات، کارشناسان و رهبران صنعت تایوان مانند TSMC بیاموزند، که با بوش، اینفینیون و NXP اروپا برای ساخت یک کارخانه پیشرفته نیمههادی به ارزش ۱۰ میلیارد یورو در درسدن، آلمان همکاری میکند.
دولتهای اروپایی و شرکای آنها همچنین باید در نظر بگیرند که چگونه میتوانند بهترین کار را برای جلوگیری از اقدامات تشدیدآمیز چین نسبت به تایوان انجام دهند. در حالی که تنها ایالات متحده توانایی بازدارندگی نظامی از پکن را دارد، اروپا میتواند کارهای زیادی برای حمایت از تلاشهای تایوان برای تبدیل خود به هدفی دشوارتر برای چین انجام دهد. دولتهای اروپایی از طریق روابط گسترده خود (اگرچه از نظر فنی غیررسمی) باید برای کمک به تقویت ارتباطات و حضور بینالمللی تایوان اقدام بیشتری انجام دهند. آنها همچنین باید اشتراک اطلاعات و همکاری با تایپه را در مورد چالش مشترک خود در مدیریت تهدیدهای منطقه خاکستری — از اجبار اقتصادی و جنگ اطلاعاتی تا مداخله دموکراتیک و اختلال در کابلهای زیردریایی — عمیقتر کنند.
اروپا همچنین باید تلاشهای خود را برای انتقال هزینههای جهانی تشدید تنش به چین و کشورهای جنوب جهانی که روابط قوی با پکن حفظ میکنند، تشدید کند. اگرچه شی جین پینگ و دیگر رهبران چین به طور فزایندهای قاطعانه عمل میکنند، اما آنها قماربازان ژئوپلیتیکی مانند شرکای خود در روسیه و کره شمالی نیستند. رهبری چین هنوز به نحوه درک خود در جهان اهمیت میدهد — به ویژه در سراسر جنوب جهانی — که توضیح میدهد چرا آن کارزار هماهنگی را برای جلب نظر سایر کشورها به موضع خود در مورد تایوان به راه انداخته است.
جمعبندی
استفاده دولت ترامپ از زور علیه ونزوئلا و ایران بدون توجیه قانونی مناسب — و عدم واکنش محدود در برابر آن — بسیاری از تحلیلگران را بر آن داشته است تا بپرسند که آیا هزینههای اقدام نظامی چین علیه تایوان ممکن است در حال کاهش باشد؟



