از لابیگری تا تناقضهای سیاست خارجی؛ چرا ترامپ گزینهای برای جایزه نوبل نیست؟
یادداشت تحلیلی اندیشکده روابط بین الملل پیرامون بررسی عملکرد دونالد ترامپ و تناقض سیاست خارجی ترامپ با ارزشهای بنیادین جایزه صلح نوبل
یادداشت اندیشکده روابط بین الملل
جایزه صلح نوبل از زمان تأسیس خود در سال ۱۸۹۵ توسط وصیتنامه آلفرد نوبل، همواره به عنوان نمادی از برقراری صلح پایدار و تقویت همبستگی میان ملتها شناخته شده است. این جایزه به کسانی تعلق میگیرد که «بیشترین یا بهترین کار برای برادری میان ملتها، کاهش ارتشهای دائمی و ترویج کنگرههای صلح» انجام داده باشند. در این میان، دونالد ترامپ، با وجود مواضع جنجالی و سیاستهای متناقض در عرصه بینالمللی، چندین بار برای دستیابی به این جایزه تلاش کرده است. از سخنرانیهای عمومی در سازمان ملل گرفته تا اشارههای مستقیم به شایستگی خود، او مسیر متفاوتی نسبت به برندگان پیشین پیموده است؛ مسیری که بیشتر بر لابیگری و نمایش عمومی استوار بوده تا بر اقدامات ملموس در راستای صلح.
تناقض سیاست خارجی ترامپ با ارزشهای نوبل
یکی از مهمترین نقدهایی که بر تلاش ترامپ برای دریافت جایزه صلح نوبل وارد میشود، تضاد سیاستهای خارجی او با اصول بنیادین این جایزه است. خروج ایالات متحده از پیمان اقلیمی پاریس، ترک سازمان جهانی بهداشت و آغاز جنگهای تجاری با متحدان دیرینه، همگی نمونههایی از سیاستهایی هستند که به جای تقویت همکاری بینالمللی، موجب افزایش تنش و بیاعتمادی شدهاند. این اقدامات نهتنها با ایده «برادری میان ملتها» ناسازگارند، بلکه در تضاد آشکار با فلسفه آلفرد نوبل قرار دارند.
لابیگری و خدشه به اعتبار نوبل
از دیگر نکات بحثبرانگیز، شیوه تلاش ترامپ برای کسب این جایزه است. برخلاف روحیه فروتنی و استقلالی که کمیته نوبل بر آن تأکید دارد، او بارها در سخنرانیهای عمومی و محافل سیاسی به لزوم دریافت این جایزه اشاره کرده است. اعضای کمیته نوبل نیز بارها تأکید کردهاند که لابیگری نهتنها تأثیری در تصمیمات ندارد، بلکه میتواند اثر منفی بر شانس افراد بگذارد. آسل تویه، معاون کمیته نوبل، به صراحت اعلام کرده که اینگونه فشارها بیشتر به اعتبار فرد لطمه میزند تا آنکه موجب افزایش شانس او شود.
مقایسه با برندگان بحثبرانگیز پیشین
تاریخچه جایزه صلح نوبل نشان میدهد که در مواردی افراد بحثبرانگیزی همچون هنری کیسینجر، باراک اوباما و فردریک دوکلرک این جایزه را دریافت کردهاند. با این حال، وجه مشترک این افراد انجام اقداماتی اصلاحی یا آشتیجویانه بوده است؛ مانند نقش دوکلرک در پایان دادن به نظام آپارتاید در آفریقای جنوبی. در مقابل، ترامپ هیچ اقدام قابل قیاسی که منجر به کاهش تنشهای جهانی یا حل ریشهای منازعات شود، انجام نداده است. این شکاف بزرگ میان عملکرد او و دیگر برندگان، به روشنی نشان میدهد که چرا کارشناسان او را گزینهای جدی برای این جایزه نمیدانند.
نقش سازمانهای بشردوستانه بهعنوان گزینههای معتبرتر
در سالهای اخیر، بهویژه در آستانه سال ۲۰۲۵، بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که سازمانهای بشردوستانه و بینالمللی همچون کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (UNHCR)، یونیسف، پزشکان بدون مرز و نهادهایی که از آزادی رسانه دفاع میکنند مانند گزارشگران بدون مرز، شایستگی بیشتری برای دریافت این جایزه دارند. این نهادها در خط مقدم مقابله با بحرانهای انسانی فعالیت میکنند و به شکلی ملموس، دیدگاه آلفرد نوبل در کاهش رنج انسانها و تقویت همبستگی جهانی را تحقق میبخشند.
دیدگاه کارشناسان و پژوهشگران
محققان و پژوهشگران حوزه صلح نیز بارها به عدم شایستگی ترامپ اشاره کردهاند. آسل سوین، تاریخدان متخصص در حوزه نوبل، معتقد است که ترامپ به دلیل مواضع متناقض در قبال روسیه و حمایت بیقید و شرط از اسرائیل در جریان مناقشه غزه، هیچ شانسی برای دریافت جایزه ندارد. نینا گرایگر، رئیس مؤسسه تحقیقات صلح اسلو، نیز بر این باور است که خروج ترامپ از معاهدات بینالمللی و آسیب به اتحادها، بهطور کامل با مفهوم ریاستجمهوری صلحطلب مغایرت دارد. چنین تحلیلهایی نشان میدهد که دیدگاه غالب در میان کارشناسان، تأکید بر فاصله زیاد میان ترامپ و ارزشهای نوبل است.
خطر تضعیف اعتبار نوبل
یکی از پیامدهای احتمالی اعطای جایزه به ترامپ، خدشهدار شدن اعتبار تاریخی نوبل است. این جایزه همواره بهعنوان نمادی اخلاقی و فراتر از سیاستهای روزمره در نظر گرفته شده است. اگر قرار باشد چنین جایزهای به فردی اعطا شود که اقداماتش بیشتر موجب تشدید اختلافات بوده تا کاهش آن، اعتبار و اقتدار اخلاقی نوبل به شدت آسیب خواهد دید. در مقابل، تقدیر از سازمانها و کنشگرانی که با جان خود در میدانهای پرخطر برای صلح و بشردوستی تلاش میکنند، نهتنها به تقویت جایگاه نوبل کمک میکند، بلکه الهامبخش نسلهای آینده نیز خواهد بود.
جمعبندی: نمادگرایی یا اثرگذاری واقعی؟
پیگیری ترامپ برای دریافت جایزه صلح نوبل، بیش از آنکه بازتابی از دستاوردهای واقعی او در عرصه صلح باشد، نشانهای از عطش او برای کسب مشروعیت و اعتبار جهانی است. تاریخ نوبل نشان داده که حتی در میان برندگان بحثبرانگیز، عنصر «اقدام اصلاحی» یا «کاهش تنش» نقشی کلیدی داشته است. اما در مورد ترامپ، چنین شواهدی وجود ندارد. در واقع، فاصله میان آنچه او در پی آن است و آنچه نوبل نمایندگی میکند، بهقدری زیاد است که بعید به نظر میرسد بتواند روزی در ردیف برندگان این جایزه قرار گیرد. برندگان واقعی جایزه صلح نوبل کسانی هستند که نه با سخنرانیها و لابیهای سیاسی، بلکه با عمل در میدانهای واقعی بحران، مفهوم صلح را به جهان یادآوری میکنند.



