پژوهشگاه های مسئله حل کن، خودشان بخشی از مسئله اند
بررسی آسیب شناسانه وضعیت پژوهشگاه های دولتی در حل مسائل کشور
محمد مهدی الهیاری، اندیشکده اقتصاد دانش بنیان
پژوهشگاه های دولتی در ایران برای حل مسائل دستگاه های اجرایی ایجاد شده اند، اما امروزه به دلیل نقش و ماموریت نامشخص، بین «پژوهش محوری» و «مدیریت پژوهش» سرگردان مانده اند و به جای حل مسائل ملی، تمرکز آن ها به مقاله نویسی و ارتقای فردی اعضاء معطوف شده است.
موسسات تحقیقاتی دولتی (PRIs) به عنوان بازوی پژوهشی دستگاه های اجرایی، از مهم ترین بازیگران سیستم ملی نوآوری (NIS) محسوب می شوند. فلسفه اولیه ایجاد این مراکز، برطرف کردن نیازهای دستگاه مادر با استفاده از ابزار پژوهش بوده است. با این حال، در ایران تقسیم کار دقیقی برای این مراکز بر مبنای حوزه کارکردی انجام نگرفته است. نبود انسجام در برنامه ریزی و نامشخص بودن وظایف، منجر به ناکارآمدی و ابهام در نقش این نهادها در نظام نوآوری کشور شده است.
آمارها نشان می دهد که تا سال 1400، تعداد 521 موسسه پژوهشی در کشور وجود داشته است. از این تعداد، 71 موسسه به دستگاه های اجرایی متصل هستند. تحلیل ها بیانگر آن است که این موسسات به دلیل تفاوت در نقش و ماموریت، نیازمند یک دسته بندی دقیق هستند تا بتوان مدیریت و ارزیابی عملکرد آن ها را تسهیل کرد.
گونه شناسی پژوهشگاه های دولتی
به طورکلی می توان پژوهشگاه های دولتی را مبتنی بر دو هدف و رسالت پشتیبانی سیاست گذاری و توسعه علم و فناوری و همچنین مبتنی بر ایجاد ارزش اقتصادی دسته بندی نمود. براساس مدل گونه شناسی ارائه شده توسط محققان، مراکز تحقیقاتی دولتی بر اساس ماموریت، نحوه تامین مالی و ساختار مدیریتی در 4 گونه اصلی دسته بندی می شوند.
- مراکز ماموریت گرا: (MOC) متمرکز بر حوزه های موضوعی مشخص، پشتیبانی از سیاست گذاری، استانداردسازی و اعطای مجوزها، که عموما توسط نهادهای حاکمیتی ایجاد می شوند.
- مراکز پژوهشی دولتی: (PRC) موسسات بزرگی که بر پژوهش های بنیادی و کاربردی در چندین حوزه متمرکز هستند و نقش مهمی در انتقال فناوری دارند.
- سازمان های پژوهش فناوری: (RTO) نهادهایی که هدف اصلی شان تبدیل دانش به نوآوری در کاربرد و تجاری سازی در بخش خصوصی است. این مراکز اغلب نیمه دولتی/غیرانتفاعی بوده و درآمد ترکیبی دارند (مانند فرانهوفر در آلمان(.
- موسسات پژوهشی مستقل: (IRI) موسسات کوچک تری که پژوهش های بنیادی و کاربردی را با تمرکز بر حل مسائل و مشکلات انجام می دهند.
در این نوشتار به بررسی و گونه شناسی سه پژوهشگاه دولتی در ایران شامل پژوهشگاه نیرو، پژوهشکده صنعت نفت و سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی خواهیم پرداخت.
وضعیت سه پژوهشگاه مورد بررسی
|
پژوهشگاه |
ماموریت اصلی (بر اساس داده های فعلی) |
ماهیت فعالیت غالب |
گونه شناسی |
|
سازمان تات |
پشتیبانی سیاست گذاری و ماموریت حاکمیتی در حوزه کشاورزی |
پژوهش کاربردی |
MOC (ماموریت گرا) |
|
پژوهشگاه صنعت نفت |
ماموریت صنعتی-حاکمیتی (حوزه نفت)، مشاوره سیاست گذاری و توسعه فنی |
پژوهش کاربردی |
MOC (ماموریت گرا) |
|
پژوهشگاه نیرو |
مدیریت تحقیقات کاربردی در صنعت برق، انتقال فناوری و ایجاد ارزش اقتصادی (در عمل مجری پروژه) |
پژوهش کاربردی/ توسعه ای |
MOC (ماموریت گرا) تلاش برای مدیریت پژوهش و نیل پژوهشگاه به سمت پژوهشگاه های RTO |
در عمل، بسیاری از این مراکز در یک سردرگمی نقش بین انجام پژوهش (پژوهش محوری) و مدیریت پژوهش قرار دارند. پژوهشگاه نیرو در دهه های گذشته نیل مشخصی به سمت مدیریت پروژه داشته است؛ با این وجود کماکان محور اصلی فعالیت های این پژوهشگاه اجرای طرح های پژوهشی است. اگرچه تلاش هایی برای تغییر رویکرد به مدیریت تحقیقات از حدود سال 1392 آغاز شد، اما این تغییرات با تغییر مدیران ارشد، ثبات نداشته است.
یکی از آفات اصلی وضعیت فعلی، نظام نامناسب تشویق و ارتقاء اعضای هیئت علمی- پژوهشی است. این آیین نامه، بیشتر بر مقاله نویسی صرف متمرکز است و عوامل رغبت انگیز برای ارتباط با صنعت و جامعه در آن کم است. در نتیجه، بودجه و تمرکز پژوهشگاه ها به جای حل مسائل اصلی کشور، صرف فعالیت هایی می شود که مسیر ارتقاء اعضا را آسان تر می کند.
وضعیت مطلوب: حرکت به سمت کارگزاری صنعت و مدیریت تحقیق
تجربیات جهانی نشان می دهد که نقش مطلوب برای پژوهشگاه های دولتی وابسته به دستگاه های اجرایی که به منظور حل مسائل دستگاه مادر تشکیل شده اند، حرکت به سمت مدیریت تحقیقات و ایجاد ارزش اقتصادی است.
نقش مطلوب جهانی (الگوی RTO): موسساتی مانند فرانهوفر آلمان ماموریت خود را بر انجام تحقیقات کاربردی و توسعه فناوری از طریق همکاری تنگاتنگ با صنعت قرار داده اند. فرانهوفر تنها حدود یک سوم بودجه خود را از دولت دریافت می کند و مابقی آن از سهم صنعت و منابع دیگر است. موسسه پژوهشی فناوری صنعتی تایوان (ITRI) نیز با کسب 35 درصد از درآمد سالانه خود از صنعت، بر خلق ارزش اقتصادی و انتقال فناوری متمرکز است. این مراکز، نقش «واسطه»(Intermediary) یا «کاتالیزور نوآوری» (Innovation Catalyst)را بین دانشگاه و صنعت ایفا می کنند.
نظام نوآوری کشور به مثابه یک ارکستر بزرگ!
اگر نظام نوآوری کشور را به یک ارکستر بزرگ تشبیه کنیم، پژوهشگاه های دولتی در گونه فعلی نوازنده هایی هستند که هر یک جداگانه ساز می زنند و تمرکزشان بیشتر بر تمیز کردن و کوک کردن ساز خود (مقاله نویسی و ارتقاء فردی) است تا اجرای یک قطعه مشترک! گونه مطلوب اما، تبدیل شدن آن ها به رهبران ارکستر (مدیر تحقیقات) است؛ کسانی که با مدیریت و هماهنگی دقیق (تشکیل کنسرسیوم ها)، هر یک از نوازندگان (شرکت ها، دانشگاه ها، محققان) را در جایگاه درست خود قرار می دهند تا نهایتا یک سمفونی واحد (حل مسئله ملی و خلق ارزش اقتصادی) از دل پروژه مشترک حاصل شود.
بررسی سه پژوهشگاه دولتی منتخب ــ پژوهشگاه صنعت نفت، پژوهشگاه نیرو و سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی (تات) ــ نشان می دهد که این نهادها اگرچه در قالب مراکز ماموریت گرا (MOC) شکل گرفته اند، اما در عمل درگیر نوعی ابهام نقش میان «اجرای پژوهش» و «مدیریت پژوهش» هستند. ماموریت اولیه آن ها بر رفع نیازهای دستگاه مادر متمرکز بوده، ولی به دلیل نبود تقسیم کار نهادی روشن، ضعف در نظام ارزیابی عملکرد و آیین نامه های ارتقاء مبتنی بر مقاله محوری، بخش قابل توجهی از ظرفیت آن ها از حل مسائل واقعی کشور فاصله گرفته است.
الگوی مطلوب در تجربه جهانی ــ همانند شبکه RTOهای موفقی چون فرانهوفر آلمان و ITRI تایوان ــ نشان می دهد که پژوهشگاه های دولتی باید از «مجری پروژه های پژوهشی» به «کارگزار و مدیر تحقیقات و نوآوری» تبدیل شوند؛ نهادی که نه تنها پژوهش را هدایت می کند بلکه با ایجاد شبکه میان دولت، صنعت و دانشگاه، زمینه خلق ارزش اقتصادی و تجاری سازی فناوری را فراهم می آورد.



