اخبارپیشنهاد سردبیریادداشت سیاستی

مسئله‌شناسی اداره ایران در دوران جدید

آرش شمس، سیاستگذاری عمومی، کلان‌مسئله ایران را نه فقدان مسئله، بلکه نحوه فهم، صورت‌بندی و تدبیر مسائل می‌داند.

✍️ آرش شمس، دانشجوی کارشناسی ارشد سیاستگذاری عمومی دانشگاه تهران


ازجمله خواص حوادث و بحران‌ها، تغییر در رتبه‌بندی و اولویت‌بندی مسائل است. در جریان حادثه، برخی مسائل به تازگی متولد می‌شوند و برخی به دست فراموشی سپرده شده و غزل خداحافظی را می‌خوانند. در این بین اما دسته‌ای از مسائل، همیشگی و مستمر هستند. انگار که هیچگاه به چشم نمی‌آیند ولی همواره وجود داشته‌اند، نوبه‌نو پیراهن عوض کرده‌اند و سایه‌شان دائما سنگینی می‌کند. نام این دسته از مسائل را فعلا «پیچیده» گذاشته تا در انتهای متن بیشتر به آنها بپردازیم. بنابراین بنظر می‌رسد که دغدغه‌های امروز درونِ ایران را بتوان ذیل یک کلان مسئلهِ پیچیده، تجمیع و پیکربندی کرد: عقل اداره و تصمیم

اگر چنانچه مسئله‌ «عقلانیت اداره و سازوکار تصمیم» باشد؛ بایستی پیش از رسیدن به منزل توصیف‌ها و نسخه‌های تجویزی، وضعیت موجود به درستی شناخته شود. واکاوی تلخ و شیرین گذشته میتواند شناخت مناسبی از نحوه شکل‌گیری عقل عرفی-اداری و محاسبات تصمیم‌گیری امروز ایران به ما ارائه دهد. عقلانیتی که برآمده از وضعیت‌های مشابه گذشته است؛ این شناخت، پایه‌ای برای قالب‌ریزی، تکامل و در نهایت دستیابی به یک عقلانیت نوین برای اداره امروز و آینده ایران خواهد شد.

پرونده انقلاب فرهنگی سال ۵۹ و نیز دهه‌های بعد از جنگ ۸ ساله، دو تجربه ناکام و نافرجام ما در تثبیت و نهادینه کردن عقلانیت انقلابی بوده است. در انقلاب فرهنگی، هیچگاه منطق و گفتار تحولی امام (ره) درباره دانشگاه به درستی درک نشد و زور خروشان به اصطلاح‌ انقلابی‌گری ظاهر الصلاحی، به منویات وحدت حوزه و دانشگاه چربید و تنها رهاورد دانشجویان اسلام‌‌گرا که تا پیش از این در دانشگاه‌ها احساس اقلیت می‌کردند، پاکسازی دم‌دستی گروهک‌های سیاسی شد. با این حال، منطق تحول‌آفرین امام(ره) درباره دانشگاه و نقش آن در قبال اداره ایران، روی زمین ماند و بعدها در اثنای جنگ ۸ ساله و دهه‌های پس از آن، به پاشنه آشیل اداره کشور مبدّل گشت.

بدین صورت بعد از جنگ، مدل‌ها و الگوهای رایج مدیریت غربی و تفاسیر گوناگون از روند نزول و صعود و مراتب توسعه کشورها، این بار نه در کالبد طاغوتی پیش از انقلاب، بلکه تحت پرچم مرجعیت علمی در دانشگاه‌های کشور ترویج و سپس به عنوان بخشی از عقلانیت مرسوم اداره در سطوح مختلف کشور نهادینه و تثبیت شد و برای دهه‌‌ها، سازوکارهای تصمیم در عرصه‌های متنوع از علم و فناوری تا اقتصاد و مدیریت و مهندسی و کشاورزی را تعیین کرده و در این مسیر، خودش را بصورت مداوم بازتولید می‌کند.

از طرفی، پشت‌سر گذاشتن درگیری‌های بنی‌صدر و شکل‌گیری طرح عملیاتی حمزه در همان دوران را می‌توان نمونه‌‌ای موفق و کامیاب از بروز عقلانیت انقلابی در اداره عنوان کرد. عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر در سال ۶۱، عقلانیت اداره در عرصه نظامی را برای سال‌های متمادی نهادینه و بیمه کرد و سرآغاز شکل‌گیری فعالیت‌های قدرت‌آفرین برای ایران شد. ثمره آن عقلانیت آزموده شده و نهادینه شده را میتوان امروز، در نبوغ اداره جنگ با ابرقدرت‌ها و گفتمان‌هایی چون «باید به خود جرأت داد» و «ما می‌توانیم» مشاهده کرد. عقلانیتی که در عرصه نظامی محدود نماند، و پای خود را به دیگر عرصه‌های فناوری و فضایی، پزشکی و سلامت باز کرد ولی به میزان خواستگاهش، در این عرصه‌ها نهادینه نشد.

بنابراین عقلانیت انقلابی در ایران نشان‌ داده است که توانایی و ظرفیتِ نهادینه کردن عقل اداری خود و تثبیت سازوکارهای تصمیم متناسب با آن در محیط حکمرانی را دارد؛ جنگ رمضان فرصت بی‌بدیلی را در دوران جدید فراهم آورده است تا پرونده ناتمام عقلانیت اداره و تصمیم، این‌بار در مقیاس عمومی و در قامت عقلانیت ملی، نهادینه و تثبیت شود. فرصتی که می‌تواند دوران جدید این مرز و بوم را بنا نهاده و بنیان‌گذاری کند.
با این حال، اتمام پرونده ناتمام و کلان مسئله «عقل اداره و تصمیم» شامل ملاحظات حساسی است که بی‌توجهی به آنها می‌تواند مسئله را به سرعت در معرض تهدید قرار داده یا آن را در ورطه سیاست‌ورزی‌های ناشیانه انداخته و به زوال بکشاند.

۱) اولین گام، تفاهم درباره مسائل دوران جدید است؛ اینکه چه چیزی مسئله است و چه چیز نیست. کدام مسائل ظرفیت هم‌آیندی را دارند و اراده‌ها بایستی در کدام نقطه کانونی تجمیع شوند. لازمه حرکت در دوران جدید، عمومی بودن آن است. و دایره عمومی، دایره تفاهم است. یکه‌تازی و قلندری در جامعه دگرگون ایران، پاسخگوی پیشبرد امر اداره و تصمیم نخواهد بود. باید محورهای مشخصی از تفاهم حول مسائل عمومی شکل بگیرد و نه عمومی‌پنداری مسائل خصوصی.

۲) عقلانیت اداره و تصمیم، یک مسئله نخبگانی کارشناسی‌ محور نیست؛ بلکه یک مسئله عمومی است. صورت‌بندی‌های قشری، دولت‌زده و منهای مردم از مسئله اداره، برای دوران جدید ناکافی و نارسا هستند. باید این واقعیت را پذیرفت که اداره در ایران، یک پدیده عمومی است. نه به معنای هرج و مرج طلبی و دولت‌زدایی از اداره بلکه بدین معنا که عموم، بخش جدایی‌ناپذیری از هرگونه اراده و تدبیر برای اداره هستند.

۳) از طرف دیگر، مسائل عمومی، مسائلی بشدت پیچیده، غیرساده و ذوابعاد هستند. ورود به دنیای پیچیدگی مستلزم عبور از ساده‌سازی و تقلیل‌گرایی در مسائل عمومی است. روایت‌ها و مفهوم‌پردازی‌های خطی، تک پارامتری و مکانیکی از پدیده‌های عمومی مثل جنگ، مذاکره، نظم جهانی، اینترنت، دولت، همسایگان و… سم مهلک و خطای نابخشودنی برای این دوران خواهند بود. درک پیچیدگی شاید از مشقت‌های دوران جدید باشد. جایی که باید به مسئله عقل اداره، پیچیده نگاه کرد و اسیر ساده‌سازی نشد، ولی در عین حال مسئله را به ساده‌ترین حالت ممکن، برای عموم روایت کرد.

۴) مسائل عمومی دوران جدید بدون نگاشت بین‌المللی، محکوم به شکست و از ابتدا مایه کژتابی خواهد بود. عقل اداره ایران بدون نگاشت منطقه‌ای و بین‌المللی دیگر توان صورت‌بندی درست مسائل و تدبیر آنها را نخواهد داشت. بخشی از پیچیدگی عقلانیت اداره در دوران جدید به همین ویژگی جهانی‌بودن مسائل ایران باز‌می‌گردد. جایی که مسائل داخلی ایران، از اقتصاد و رسانه و فرهنگ، تا آموزش و اینترنت و تجارت، اساسا بدون نگاه فراملی و منطقه‌ای لاینحل باقی می‌مانند. و صورت‌بندی‌های غیرجهانی، ما را از خودمان عقب نگه خواهد داشت.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا