استراتژی جنگ ترکیبی ایران؛ از فریب سامانههای دفاعی تا ضربه نهایی
یادداشت موسسه مطالعات جهان معاصر
موسسه مطالعات جهان معاصر
راهبرد نظامی ایران در سناریوی تقابل با ایالات متحده، مبتنیبر یک رویکرد چندلایه و دقیقا مهندسیشده است. این استراتژی که بر پایه اصول جنگ نامتقارن و بهرهگیری از ظرفیتهای بومی طراحی شده، در قالب یک فرآیند سهمرحلهای قابل تبیین است:
1️⃣ در گام نخست، نیروهای ایرانی با هدف مختلسازی شبکه شناسایی و راداری دشمن، تاسیسات پیشرفته راداری آمریکا را مورد اصابت قرار خواهند داد. این مرحله حیاتی، زمینهساز کاهش چشمگیر توان رهگیری و شناسایی پدافند هوایی مهاجم میشود.
2️⃣ پس از ایجاد اختلال در سامانه تشخیص اهداف، مرحلهٔ دوم آغاز میشود: حملات گسترده با استفاده از پهپادهای تهاجمی و موشکهای کروز با فناوری میانی و هزینه به مراتب پایینتر. هدف اصلی در این مرحله، فریب سامانههای پدافندی و واداشتن آنها به شلیک پیاپی و پرهزینه موشکهای رهگیر گران قیمت است. بدین ترتیب، ایران تلاش دارد دشمن را در جنگی فرسایشی و پرهزینه مبتلا سازد.
3️⃣ نقطه عطف این راهبرد زمانی رخ مینماید که پدافند دشمن، پس از اتمام مهمات، عملا بیدفاع میشوند. در این هنگام، ایران موشکهای پیشرفتهتر و راهبردی خود را وارد میدان میکند. این مرحله نهایی شامل بهکارگیری موشکهای بالستیک و به ویژه موشکهای هایپرسونیک (فراصوت) است که بهسبب سرعت غیرقابل رهگیری و قدرت مانور بالا، تقریبا هیچ شانسی برای سامانههای خالی از مهمات یا حتی سامانههای باقیمانده باقی نمیگذارند.
به این ترتیب، راهبرد مذکور نشاندهنده تلاشی هدفمند برای خنثی سازی برتری فنی دشمن از طریق تلفیق جنگ الکترونیک، جنگ فرسایشی و بهرهگیری از تسلیحات راهبردی در لحظه سرنوشتساز است.



