مهدی میرمظاهری، اندیشکده راهبردی پژواک
مقدمه
پویش «جانفدا»، فارغ از تحلیلهای سیاسی و رسانهای، یک پدیده اجتماعی قابل تأمل در ایران معاصر است. ثبتنام قریب 30 میلیون ایرانی که آمادگی خود را برای دفاع از کشور اعلام کردهاند، یک کنش جمعی در مقیاسی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. این رویداد، بیش از آنکه یک موضعگیری صرف باشد، نمایانگر وجود یک سرمایه اجتماعی بالقوه و لایههای عمیق هویتی است که نیازمند تحلیل جامعهشناختی و درک فرصتهای نهفته در آن برای حکمرانی و توسعه ملی است. از این منظر، اهمیت پویش نه فقط در تعداد مشارکتکنندگان، بلکه در معنایی است که این مشارکت برای فهم الگوهای همبستگی اجتماعی در ایران فراهم میکند. این متن میکوشد با رویکردی توصیفی-تحلیلی و به دور از قضاوت ارزشی، ابعاد و فرصتهای این پدیده را واکاوی کند.
تحلیل جامعه شناختی و فرهنگی
از منظر جامعهشناسی، پویش جانفدا را میتوان تبلور مدرنی از الگوهای تاریخی «همبستگی جمعی»، «هویت جمعی» و «سرمایه اجتماعی» در جامعه ایران دانست. این همبستگی، که دورکیم از آن با عنوان «همبستگی مکانیکی» در جوامع سنتی و «همبستگی ارگانیک» در جوامع مدرن یاد میکند، در ایران ترکیبی از هر دو را به نمایش میگذارد. در جامعه ایران، تجربههای تاریخی متعددی- از بحرانهای طبیعی گرفته تا رخدادهای سیاسی و اجتماعی- به شکلگیری نوعی حافظه جمعی از همبستگی در شرایط دشوار انجامیده است. این حافظه تاریخی اغلب در قالب روایتهایی از فداکاری، مقاومت یا مشارکت عمومی بازتولید میشود و میتواند در موقعیتهای جدید، زمینهای برای کنشهای مشابه فراهم کند. این پدیده یکدست نیست و تحلیل آن نیازمند توجه به تفاوتهای قومی و نسلی است. حافظه دفاع مقدس، تجربه تحریمها و فشارهای بینالمللی، بستری را ایجاد کرده که بخشی از جامعه در مواجهه با تهدیدات، به سمت کنشهای جمعی گرایش پیدا میکنند. در حالی که برای نسلهای قدیمیتر، خاطره جنگ و دفاع مقدس ممکن است انگیزهای مستقیم باشد، برای نسلهای جدیدتر، این کنش میتواند واکنشی به تهدیدات دشمن، احساس نیاز به تعلق یا حتی نوعی ابراز هویت باشد. مشارکت از طبقات و مناطق مختلف نیز نشان میدهد که مفهوم «دفاع از وطن» یک فصل مشترک قدرتمند است که میتواند شکافهای اجتماعی را موقتاً پر کند و سرمایه اجتماعی را تقویت نماید.
ابعاد اجتماعی
در بعد اجتماعی، اعلام آمادگی جمعی برای فداکاری میتواند به تقویت احساس امنیت اجتماعی و اعتماد عمومی منجر شود. این حس که میلیونها هموطن در شرایط بحرانی در کنار یکدیگر خواهند ایستاد، میتواند تابآوری روانی جامعه را در برابر تهدیدات خارجی و بحرانهای داخلی افزایش دهد.
ابعاد اقتصادی
از منظر اقتصادی، این رویداد نمایانگر یک «سرمایه انسانی و اجتماعی» عظیم است که در صورت مدیریت صحیح، میتواند هزینههای اجتماعی را کاهش و تابآوری اقتصادی را افزایش دهد. جامعهای که در آن حس مشارکت مدنی و تعهد به منافع جمعی بالاست، در مواجهه با بحرانهایی مانند بلایای طبیعی، تحریمهای اقتصادی یا اپیدمیها، عملکرد بهتری از خود نشان میدهد. این نیروی انسانی داوطلب، در صورت سازماندهی، میتواند به کاهش هزینههای دولت در مدیریت بحران جنگ و پسا جنگ و بازسازی کمک شایانی کرده و از انرژی اجتماعی آنان در راستای تولید دانش بنیان و توسعه پایدار استفاده کرد.
فرصتهای راهبردی برای ایران
ارزش اصلی پویش جانفدا نه در تعداد ثبتنامکنندگان، بلکه در فرصتهای نوآورانهای است که برای سیاستگذاری اجتماعی و فرهنگی ایجاد میکند. حکمرانی هوشمند ایجاب میکند که این پتانسیل از یک حالت بالقوه و نمادین، به یک ظرفیت بالفعل و کارآمد تبدیل شود. اما فرصتهای این پویش فراتر از تحلیلهای سنتی است که به چند مورد اشاره میگردد:
نخست، این رویداد میتواند بهعنوان «آزمایشگاه اجتماعی» برای «سیاستگذاری مشارکتی» عمل کند. دادههای جمعآوریشده از این حجم مشارکت، اطلاعات ارزشمندی درباره توزیع جغرافیایی، ترکیب سنی و جنسیتی و الگوهای رفتاری شهروندان فراهم میآورد که میتواند در طراحی سیاستهای اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی مورد استفاده قرار گیرد. وجود این بدنه اجتماعی، فرصتی بینظیر برای اجرای پروژههای بزرگ ملی با اتکا به مشارکت مردمی است. دولت میتواند بهجای اجرای پروژههای پرهزینه و از بالا به پایین، طرحهایی مانند احیای دریاچهها و تالابها، بیابانزدایی، توسعه زیرساختهای مناطق محروم را با فراخوان از این ظرفیت داوطلبانه به اجرا درآورد. این رویکرد، هم هزینهها را کاهش میدهد و هم با درگیر کردن مردم، حس مالکیت و مسئولیتپذیری اجتماعی را تقویت میکند.
دوم، این ظرفیت انسانی میتواند در قالب «شبکههای داوطلب مردمی» سازماندهی شود. با دستهبندی و تحلیل مهارتهای این ۳۰ میلیون نفر (پزشک، مهندس، تکنسین، کشاورز، معلم و…) میتوان یک پایگاه داده ملی از داوطلبان متخصص ایجاد کرد. این «شبکههای داوطلب مردمی» میتواند در مواقع بحرانهای طبیعی، بحرانهای سلامت عمومی و دوران جنگ و پسا جنگ بهسرعت سازماندهی و برای امداد، بازسازی و ارائه خدمات تخصصی به کار گرفته شود. این امر، مدیریت بحران را از واکنشی به کنشگرانه تبدیل میکند.
سوم، این پویش میتواند فرصتی برای تقویت مشروعیت نهادی و ایجاد مکانیزمهای پاسخگویی دوطرفه باشد. اگر حاکمیت بتواند این اعتماد را به سیاستهای شفاف، عادلانه، فسادستیز و مشارکتی تبدیل کند، چرخه مثبتی از اعتماد و همکاری شکل میگیرد.
چهارم، تقویت انسجام اجتماعی: بهترین راه برای تبدیل سرمایه اجتماعی بالقوه به بالفعل، ایجاد بسترهایی برای کنش مشترک است. سازماندهی این افراد در قالب گروههای محلی و منطقهای برای حل مسائل مشترک میتواند پیوندهای اجتماعی را فراتر از شعار و نماد، در عمل تقویت کند. احساس امنیت و تعلق، انگیزه برای سرمایهگذاری، کارآفرینی و نوآوری را افزایش میدهد.
جمعبندی
پویش جانفدا، بیش از یک رخداد، یک «داده اجتماعی» کلان است که از وجود یک میل قدرتمند به همبستگی و تعهد ملی در بخشی از جامعه ایران حکایت دارد. پویش جانفدا آینهای است که ظرفیتهای نهفته جامعه ایران را بازتاب میدهد. فرصت واقعی در تبدیل این انرژی اجتماعی به سرمایه پایدار نهفته است. چالش اصلی برای نظام حکمرانی، عبور از نگاه صرفاً امنیتی یا تبلیغاتی به این پدیده و درک آن بهعنوان یک سرمایه راهبردی است. ترجمه این انرژی اجتماعی به برنامههای عملی برای توسعه کشور، مدیریت بحران، تقویت انسجام ملی و سرمایه اجتماعی فرصتی است که میتواند جامعه ایران را در مواجهه با چالشهای پیچیده آینده، تابآورتر و منسجمتر سازد.



