اخباریادداشت سیاستی

ارزیابی طرح‌های در دستورکار برای اثرگذاری بر قیمت نفت

یادداشت پژوهشکده ابرار معاصر تهران

✍️ پژوهشکده ابرار معاصر تهران

مطابق با پیش‌بینی‌ها، با شروع جنگ اخیر، دو اتفاق مهم موجب سیر صعودی قیمت نفت و تاثیر تورم‌زای آن بر سایر کالاها ازجمله افزایش نرخ بنزین شد:

۱) نخست، اگرچه ایران اقدام به بستن تنگه هرمز نکرد اما درنتیجه درگیری نظامی در این منطقه، به‌طور طبیعی میزان نفت عبوری از منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز به پایین‌ترین سطح خود رسید؛

۲) دوم، توقف انتقال نفت از منطقه موجب کاهش تولید نفت توسط عراق، کویت، عربستان، قطر و امارات شد؛ عمدتاً به این دلیل که این کشورها در فقدان امکان صادرات، ظرفیت انبار اضافه تولید را ندارند.

افزایش قیمت نفت سبب شد تا فشارهای زیادی بر امریکا و دولت ترامپ به‌عنوان آغازگر این جنگ وارد آید. ترامپ در پاسخ به انتقادها افزایش قیمت نفت را رویدادی طبیعی و موقتی برشمرد و چند اقدام همزمان برای کنترل قیمت نفت را در دستورکار قرار داد:

۱) تلاش برای دردست‌گرفتن کنترل نظامی خلیج فارس و تنگه هرمز و اسکورت نفتکش‌ها در همکاری با شرکای منطقه‌ای و اروپایی به‌منظور خارج‌کردن این کارت از دست ایران و ایجاد فضای امن برای عبور کشتی‌های نفتی. آنچه رئیس‌جمهور فرانسه، آن را «ماموریت آزادسازی تنگه هرمز» می‌نامد.

۲) تلاش برای ارائه طرح بیمه ۲۰ میلیارد دلاری نفتی جهت جبران خسارت احتمالی.

۳) فشار بر همپیمانان غربی برای آزادسازی بخشی از ذخایر استراتژیک نفتی خود. درهمین‌راستا، گروه ۷ قرار است درصورت توافق ۳۰درصد از ذخایر استراتژیک خود را روانه بازار کند.

۴) وعده ترامپ درمورد لغو برخی تحریم‌های نفتی روسیه و خریداران نفت از این کشور.

مجموعه این طرح‌ها و به‌ویژه اظهارات ترامپ درمورد پایان زودهنگام جنگ و لغو برخی تحریم‌های نفتی و ایجاد ظرفیت جایگزین از این طریق، موجب شد تا قیمت نفت در روز سه‌شنبه ۱۰ مارس حدود ۱۲ دلار در هر بشکه کاهش پیدا کند. علاوه‌براین، بازگشت نسبی آرامش به خلیج فارس و گزارش‌هایی مبنی‌بر اسکورت موفقیت‌آمیز نخستین نفتکش در تنگه هرمز در همین روز بر این کاهش بی‌تاثیر نبود.

همانگونه که سیر صعودی قیمت نفت در ۱۰ روز نخست جنگ فشار بالایی بر دولت ترامپ و معادلات آن در مورد روند جنگ گذاشت، سیر نزولی در روز یازدهم از این فشارها کاست. بنابراین اگر جمهوری اسلامی نتواند مجددا آن را معکوس کند، یکی از کارت‌های مهم خود را در این جنگ از دست خواهد داد. چه‌اینکه پس از آن و با برخی اظهارات در تهران و انتشار تصاویری خاص از تنگه هرمز، قیمت نفت دوباره صعودی شد.

در بین طرح‌های در دست اجرا، دو طرح از همه مهم‌تر است:

۱) نخست، تسلط امریکا و متحدان بر خلیج فارس و اسکورت موفقیت‌آمیز نفتکش‌ها؛

۲) دوم، رفع برخی تحریم‌های نفتی و بازگشت نفت روسیه به بازار.

این دو به‌معنی بازگشت امنیت انرژی و تامین پایدار آن در شرایط جنگ است.

دو طرح دیگر تاثیر به‌سزایی نخواهند داشت:

۱)  اولا، شرکت‌های نفتی و نفتکش‌ها با گذشت چند روز استقبال چندانی از طرح بیمه ۲۰ میلیارد دلاری ترامپ نکرده‌اند.

۲) ثانیا، درصورت آزادسازی بخشی از ذخایر استراتژیک کشورهای گروه ۷، آن مقدار تنها برای سه هفته جوابگو خواهد بود. در همین رابطه باید افزود که ذخایر استراتژیک نفتی این گروه چیزی حدود یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون بشکه برآورد می‌شود که قرار است درصورت توافق، ۳۰ درصد آن آزادسازی شود. با توجه به اینکه قبل از جنگ، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور می‌کرد، این میزان تنها سه هفته خلا نفت عبوری از این تنگه را جبران خواهد کرد.

ازاین‌رو، جمهوری اسلامی ایران برای اینکه بتواند معادله قیمت انرژی به‌عنوان یکی از مولفه‌های تاثیرگذار در جنگ را به سود خود حفظ کند، همچنان باید چشم‌انداز امنیت پایدار انرژی را هدف قرار دهد. ناامن‌سازی انتقال نفت از تنگه هرمز به‌ویژه ازطریق مین‌گذاری و رایزنی با روسیه مبنی‌بر اینکه از این فرصت بهره گیرد و به‌جای اینکه در روانه‌سازی نفت به بازار تعجیل کند از آن به‌عنوان کارتی جهت امتیازگیری در جنگ اوکراین استفاده کند، ازجمله مهم‌ترین راهکارها در این راستا هستند.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

موسسه مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران

موسسه تهران ضمن توجه به نیازها و ضرورت ‌های حوزه سیاستگذاری، تولید منابع مرتبط با حوزه‌ های سیاست خارجی، مطالعات استراتژیک و امنیت بین ‌الملل را برای مخاطب دانشگاهی مدنظر قرار داده است.

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا