آمریکایی شدن جهان: چگونه علوم سیاستگذاری ابزار مدیریت جهانی شد؟
یادداشت تحلیلی پیرامون تاریخچه علوم سیاستگذاری در آمریکا، تاثیر آن بر سلطه ایالت متحده بر جهان و پیامدهای اقتباس از این علوم در ایران
یادداشتی از اندیشکده راهبردی امید
در آستانه قرن بیستم، آمریکا با تغییری بنیادین در نگرش به علم و قدرت، پایههای نظم جدید جهانی را بنا نهاد. این تحول با گذر از فلسفههای انتزاعی اروپایی و جایگزینی پراگماتیسم به عنوان مکتب فکری مسلط آغاز شد. پراگماتیستهای آمریکایی به رهبری “جان دیویی”، با طرح این پرسش اساسی که «چه چیزی کار میکند؟» به جای «حقیقت چیست؟»، مبانی جدیدی برای علم و عمل ایجاد کردند. در این نگاه، معیار حقیقت نه انطباق با واقعیت عینی، بلکه سودمندی عملی و نتایج ملموس بود.
“هارولد لاسول”، شاگرد مستقیم دیویی، با تلفیق این نگرش با علوم اجتماعی، علوم سیاستگذاری را در آمریکا بنیان نهاد. او بر این باور بود که دانشمندان اجتماعی نباید به تولید معرفت محض بسنده کنند، بلکه باید دانشی تولید کنند که مستقیماً در حل مسائل عملی جامعه به کار آید. این علم جدید به سرعت به ابزاری برای مدیریت و طراحی نظم جهانی تبدیل شد.
آنچه در ورود علوم سیاستگذاری به ایران مورد غفلت واقع شد، توجه به مبانی متافیزیکی و پیشفرضهای فلسفی این علم بود. علوم سیاستگذاری که خود را بیطرف و خنثی نشان میداد، در واقع برآمده از پروژهای تمدنی بود که میخواست جهان را بر اساس الگوهای آمریکایی سامان دهد. کتاب «پراگماتیسم و ریشههای علوم سیاستگذاری» اثر “ویلیام دان” به بررسی نسبت پنهان میان پراگماتیسم و علوم سیاستگذاری میپردازد و نشان میدهد علمی که خنثی تلقی میشود چه ریشههای گستردهای در فلسفه پراگماتیسم دارد.
دانلود یادداشت آمریکایی شدن جهان: چگونه علوم سیاستگذاری ابزار مدیریت جهانی شد؟



