اخباریادداشت سیاستی

مذاکرات اسلام‌آباد و ملاحظات راهبردی

یادداشت علی صناعی، دانشیار دانشگاه شیکاگو

✍️ علی صناعی، دانشیار دانشگاه شیکاگو

ایران باید با یک اصل روشن وارد مذاکرات شود: اهرم‌های بالفعل و مؤثر با وعده‌های آینده معاوضه نخواهد شد. این، مذاکره‌ای میان دو طرف برابر نیست. طرف مقابل از برتری نظامی متعارف، پشتیبانی دیپلماتیک بین‌المللی و آزادی عمل بیشتری برای تاخیر، تفسیر مجدد یا حتی عدول از تعهدات برخوردار است؛ درحالی‌که ایران از چنین حاشیه امنی بهره‌مند نیست. از همین رو، هر امتیازی که ایران می‌دهد و ماهیتی فوری، عینی و دشوار برای بازگشت دارد، باید دقیقا با امتیازی فوری، عینی و قابل راستی‌آزمایی ازسوی طرف مقابل همراه شود.

خطر اصلی برای ایران در فرایند مذاکره، پذیرش امتیازاتی است که در ظاهر فنی، نمادین، موقت یا اعتمادساز توصیف می‌شوند. حتی این‌گونه امتیازات هم می‌توانند بازدارندگی را تضعیف کنند، دامنه واکنش ایران را محدود سازند و مبنایی برای مطالبات بعدی فراهم آورند. بنابراین، ایران باید از پذیرش تعهدات اضافی‌ای که برای دریافت منفعتی هم‌ارز ضرورت ندارند، پرهیز کند. میان ایران و طرف مقابل، نوعی نابرابری در الزام وجود دارد؛ به این معنا که نقض تعهد در آینده برای ایران بسیار پرهزینه‌تر از نقض همان تعهد برای ایالات متحده و شرکای آن خواهد بود.

چارچوب درست، دیپلماسی گام‌به‌گام و متقابل است. هر اقدام ایران باید به اقدامی متقابل، هم‌زمان، دارای جدول زمانی مشخص و همراه با سازوکار روشن راستی‌آزمایی پیوند بخورد. ایران باید مبادلات کوتاه‌مدت، محدود و برگشت‌پذیر را بر تفاهم‌های گسترده و مبتنی‌بر اعتماد ترجیح دهد. اگر طرف مقابل خواهان خویشتنداری ایران است، باید همین حالا امتیازی واقعی و ملموس ارائه کند. وعده امتیازات جذاب در آینده، در عمل چیزی جز وسوسه‌ای پرهزینه نیست. در چنین شرایطی، امتیاز نقد در برابر منفعت نقد عقلانی، امتیاز نقد دربرابر منفعت نسیه احمقانه و امتیاز نسیه دربرابر منفعت نسیه نیز به احتمال زیاد به زیان ایران تمام خواهد شد.

انتظار از مذاکرات نیز باید حداقلی و واقع‌بینانه باشد. در شرایط کنونی، مذاکره و آتش‌بس به‌معنای پایان کامل جنگ و نابودی طرف مقابل یا آغاز همکاری‌های اقتصادی با طرف مقابل نیست. واقعیت آن است که اکنون از نقطه اوج جنگ عبور کرده‌ایم و اصطلاحا در مسیر تنش‌زدایی یا کاهش تنش (De-escalation) و پایان درگیری حرکت می‌کنیم. در این مسیر، گرچه مطالبه منافع اقتصادی از جمله سرمایه‌گذاری شرکت‌های امریکایی یا قراردادهای بزرگ نفتی فی‌نفسه ایراد ندارد، باتوجه به اقدامات گذشته امریکا، مداخله اسرائیل در سیاست خارجی او و البته لزوم خوداتکایی امنیتی و اقتصادی با توجه به دو جنگ اخیر، این نوع منافع آنی در اولویت نیستند. مسئله اصلی چیز دیگری است: تضمین پایان جنگ و حصول اطمینان از پایبندی طرف مقابل به تعهداتش؛ امری که تنها ازطریق حفظ و مدیریت اهرم‌های واقعی ایران، ازجمله مدیریت تنگه هرمز به‌عنوان یک ابزار بازدارنده تنبیهی (Punishment) طرف‌های متخاصم، امکان‌پذیر خواهد بود.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا