سیاست رسوایی و امنیت ملی
بررسی پدیده رسوایی سیاسی در نظام سیاسی ایران و تاثیر آن بر امنیت ملی و ارائه راهکارهایی برای مقابله با سیاست رسوایی در کشور

در عصر اطلاعات و ارتباطات، سیاست ورزی به شدت تحت تاثیر افشای حقایق و ناهنجاری های اخلاقی قرار دارد. «سیاست رسوایی» یک روند رو به رشد است که در آن رسوایی های سیاسی و اجتماعی به ابزارهای قدرتمند در شکل دهی افکار عمومی تبدیل می شوند. این پدیده معمولا بر اساس افشاگری ها و شواهدی از تخلفات و سوء مدیریت ها شکل می گیرد و می تواند به سرعت منجر به بحران های اعتماد و مشروعیت در حکومت ها شود.
ضرورت و اهداف پژوهش
سیاست رسوایی به عنوان یک پدیده خطرناک و آسیب زا در عرصه سیاست معاصر، در بسیاری از کشورهای جهان رواج یافته است. این نوع سیاست با پیامدهای جدی از جمله بحران اعتماد عمومی، بدبینی سیاسی و بحران مشروعیت همراه است و می تواند منجر به افزایش بی تفاوتی سیاسی و ظهور جریان های شورشی شود. اگرچه مطالعات بیشتر بر روی دموکراسی های غربی متمرکز شده اند، اما هیچ نظام سیاسی از تاثیرات منفی این پدیده مصون نیست. بررسی های جهانی نشان می دهد که بسیاری از سیاستمداران و دولت ها در اثر رسوایی، قدرت خود را از دست داده اند.
در ایران، با توجه به روابط تاریخی پیچیده میان دولت و ملت و طبیعت خاص حکومت، سیاست رسوایی می تواند پیامدهای ویرانگر بر امنیت ملی، عملکرد نظام سیاسی و روابط بین مردم و حکومت داشته باشد. در این گزارش، ابتدا مفاهیم رسوایی و سیاست رسوایی تعریف می شود و سپس با نگاه به ساختار اجتماعی ایران، عواملی که موجب افزایش این پدیده می شوند، تحلیل می شوند. درنهایت، به پیامدهای این پدیده بر ثبات و امنیت ملی اشاره شده و راهکارهایی برای کاهش آثار منفی آن ارائه می شود.
معنای رسوایی و مفهوم سیاست رسوایی
رسوایی سیاسی به کنش ها و رفتارهایی اطلاق می شود که به دلیل مغایرت با هنجارهای اخلاقی و قانونی، موجب خشم عمومی می شوند. جان تامپسون، استاد جامعه شناسی، چهار عنصر کلیدی برای تعریف این پدیده مشخص می کند: نخست تخلف از هنجارهای اجتماعی، سپس تلاش فرد متخلف برای پنهان کردن عمل خود، سوم افشای تخلف و درنهایت، ایجاد نکوهش عمومی بر اثر آن. به تدریج، با ظهور رسانه های جمعی و اینترنت، سیاست رسوایی ابعاد جدیدی پیدا کرده و به ابزاری موثر برای رقابت های سیاسی تبدیل شده است.
مانوئل کاستلز نیز سیاست رسوایی را جزئی از سیاست رسانه ای و سیاست شخصیت می داند. در این دیدگاه، شخصیت و رفتار سیاسی افراد به موضوع اصلی قضاوت عمومی تبدیل شده است. پیام های منفی، جستجو برای اطلاعات آسیب رسان و افشای تخلفات، به عنوان سلاح هایی در دست گروه های سیاسی برای تخریب رقبای خود مورد استفاده قرار می گیرند. در چنین الگویی، ویژگی های فردی رهبران و صداقت احزاب از برنامه ها و اظهاراتشان مهم تر می شود؛ بنابراین، سیاست رسوایی به یک واقعیت کلیدی در منازعات سیاسی امروزی بدل شده و به ابزاری رایج برای حذف رقبا در دموکراسی ها تبدیل شده است.
علل گسترش سیاست رسوایی در ایران
این پدیده به طور فزاینده ای در دموکراسی ها در حال گسترش است و در کنگره آمریکا هر ماه حداقل یک مورد پرتکرار از تخلفات اعضا وجود دارد. بین سال های ۱۹۷۳ تا ۲۰۱۴، اسکات باسینگر و همکارانش ۲۵۰ رسوایی مربوط به اعضای مجلس نمایندگان را فهرست کرده اند. مواردی مانند واترگیت، رسوایی ایران-کنترا و روابط بیل کلینتون با مونیکا لوینسکی نمونه هایی از این رسوایی ها هستند. مهم ترین عامل گسترش این پدیده، توسعه رسانه هاست.
در ایران نیز این عامل اهمیت ویژه ای دارد، اما عواملی دیگر نیز بر گسترش این پدیده تاثیرگذارند که نشان دهنده تنوع و پیچیدگی در سیاست رسوایی است:
ماهیت هنجاری-ارزشی نظام سیاسی و سیاست ورزی در ایران
رسوایی زمانی رخ می دهد که هنجارها و انتظارات اجتماعی نقض شوند و این تقبیح عمومی ایجاد کند. در جمهوری اسلامی ایران، هنجارهای ارزشی مانند صداقت و ساده زیستی بر سیاست تاثیرگذارند، اما این هنجارها در عمل به آسانی نقض می شوند. در این نظام، کسب قدرت به عنوان وظیفه ای برای خدمت به مردم مطرح شده و این باعث بروز تناقضات در زندگی سیاسی می شود. گسترش فساد و ناکارآمدی، نمایش نابرابری ها و نقض استانداردهای دوگانه، فضایی ایجاد کرده که رسوایی ها به سادگی قابل رویت هستند. درنهایت، تضاد میان ادعاهای اخلاقی و نقض مکرر آن ها، بافت سیاسی ایران را مستعد بروز رسوایی های مختلف کرده است.
گسترش رسانه های جدید
گسترش رسانه های جدید، به ویژه اینترنت و تلفن های هوشمند، نقش مهمی در تشدید سیاست رسوایی در ایران و سایر کشورها ایفا کرده است. با تغییر ساختار رسانه ها، رویت پذیری رفتار سیاستمداران افزایش یافته و زندگی خصوصی و عمومی آن ها بیشتر در معرض نظارت عمومی قرار گرفته است. این تغییرات باعث شده تا سیاستمداران به طور مداوم خوراکی برای رسوایی ها فراهم کنند.
اینترنت و شبکه های اجتماعی همچنین مکانیسم های اعتبارسنجی را تضعیف کرده و موجب پخش اطلاعات غلط و اخبار جعلی شده اند؛ در حالی که رسانه های سنتی به شدت تحت کنترل حکومت بوده اند و فضای کمی برای تعاملات ضدقدرت داشتند. به طور کلی، این تحولات به شکل گیری یک فضای جدید خود-ارتباطی دموکراتیک و افزایش قدرت کنشگری شهروندان منجر شده است.
افول سیاست گفتمانی در ایران
در سال های اخیر، با کاهش توان گفتمان های سیاسی برای بسیج مردم، سیاست رسوایی به ابزاری در دست سیاستمداران و کارگزاران تبدیل شده است. این افراد، به منظور کسب و حفظ قدرت، به جای تمرکز بر گفتمان سازی و کارآمدی، بر سیاست رسوایی تاکید کرده اند. از این رو، سیاست رسوایی در ایران نه تنها نتیجه رشد سریع ابزارهای رسانه ای و قابلیت پخش ویروسی پیام ها بوده، بلکه سیاستمداران نیز در تشدید این وضعیت نقش موثری داشته اند؛ بنابراین، رشد سیاست رسوایی در ایران به نوعی بازتاب افول سیاست گفتمانی نیز به حساب می آید.
استفاده/سوء استفاده از وضعیت عدم تقارن اطلاعاتی
دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی در کشورها نیز به بازی سیاست رسوایی وارد می شوند و از وضعیت عدم تقارن اطلاعاتی سوء استفاده می کنند تا به اهداف خود دست یابند. به عنوان مثال، اف بی آی تلاش کرد با تخریب چهره مارتین لوتر کینگ از طریق افشای رفتارهای جنسی اش، او را تحت فشار قرار دهد. در ایران نیز، رقابت های داخلی در دستگاه های اطلاعاتی-امنیتی شائبه هایی درباره ورود این نهادها به پرونده های رسوایی سیاسی ایجاد کرده است.
پیامدهای سیاست رسوایی برای امنیت ملی
امروزه توافقی وجود دارد که تاثیر سیاست رسوایی نه تنها به سیاستمداران درگیر محدود نمی شود، بلکه کل نظام سیاسی را تحت تاثیر قرار می دهد. در ایران، پیامدهای سیاست رسوایی به دلیل هویت ارزشی و هنجاری قوی نظام سیاسی و انتظار از کارگزاران برای رفتار اخلاقی، عمیق تر است. فقدان سازوکار حقوقی مناسب برای مواجهه با رسوایی ها و تلاش برای سرپوش گذاشتن بر آن ها، موجب می شود تا این رسوایی ها به یاد مردم باقی بمانند و باعث انباشت بدبینی و خشم شوند. لذا به نظر می رسد می توان پیامدهایی از قبیل موارد زیر را برای پدیده سیاست رسوایی در ایران در نظر گرفت:
فرسایش اعتماد سیاسی
«فرسایش اعتماد سیاسی» یکی از نتایج ویرانگر گسترش سیاست رسوایی است که سایر آثار منفی این پدیده از طریق آن عمل می کنند. تحقیقات نشان می دهند که با افزایش رواج این رویکرد، اعتماد سیاسی در جامعه کاهش می یابد و حتی رسوایی هایی که به طور قانونی تخلفی به شمار نمی روند، تصور فساد را در میان شهروندان افزایش می دهند. این سیاست منجر به رقابت سیاسی مخرب و ایجاد “وضعیت هابزی” می شود که در آن، لجن پراکنی و تکرار روایت فساد کارگزاران، تصویر ناکارآمدی و فساد را تقویت کرده و می تواند بحران کارآمدی را تشدید کند و منابع سرمایه سیاسی نظام را به سرعت تخلیه کند.
فرسایش مشروعیت سیاسی
بحران اعتماد سیاسی و بحران مشروعیت دو جنبه از یک مشکل هستند که به واسطه سیاست رسوایی تشدید می شوند. این پدیده باعث بی اعتمادی نسبت به سیاستمداران و سیاست به طور کلی می شود و در کوتاه مدت ممکن است اعتبار برخی افراد یا احزاب را زیر سوال ببرد، اما در بلندمدت کل نظام سیاسی را تهدید می کند. در حالی که بیشتر تحقیقات بر تاثیرات منفی سیاست رسوایی بر دموکراسی های غربی تمرکز دارند، این خطر برای دیگر نظام های سیاسی نیز اهمیت دارد. برخی مطالعات نشان می دهند که سیاست رسوایی رضایت از عملکرد دموکراسی ها را کاهش می دهد، اما به حمایت از سازوکارهای دموکراتیک پایان نمی دهد.
ظرفیت های ظهور پوپولیسم
سیاست رسوایی زمینه ساز ظهور نوع جدیدی از پوپولیسم می شود و موجب خدشه دار شدن چهره سیاستمداران حرفه ای و افزایش بدبینی مردم نسبت به چهره های شناخته شده می شود. در این شرایط، شخصیت هایی که از رسوایی ها به دور مانده اند به میدان می آیند و به عنوان «باکره های سیاسی» از ابزار رسوایی برای تخریب رقبا و جلب توجه مردم استفاده می کنند. با این حال، تاریخ نشان می دهد که این افراد نه تنها پایدار نخواهند ماند بلکه کارآمدی آن ها نیز زیر سوال خواهد رفت و میراث سیاسی نهادینه را مخدوش کرده و موجب ناامیدی و بی اعتمادی جامعه می شوند.
لزوم توجه به پیامدهای سیاست رسوایی و پیشنهادها برای پیشگیری از آن در نظام سیاسی
سیاست رسوایی به عنوان یک پدیده، توجه کافی به خود جلب نکرده و پیامدهای بلندمدت آن بیشتر مورد غفلت واقع شده است. این سیاست به طور موثری اعتماد عمومی را آسیب دیده و موجب ایجاد بدبینی نسبت به کل نظام سیاسی می شود. در این زمینه، رقابت سیاسی به سمت یک بازی باخت-باخت تغییر می کند که در آن هیچ برنده ای وجود ندارد. برای پیشگیری از فراگیر شدن سیاست رسوایی در جامعه، پیشنهادهای زیر مطرح می شود:
- رسیدگی شفاف به رسوایی ها: باید سازوکار مشخص و بدون ملاحظات سیاسی برای رسیدگی به رسوایی ها وجود داشته باشد که اعتماد عمومی را حفظ کند. این کار ممکن است به افزایش رضایت شهروندان از عملکرد نظام سیاسی منجر شود؛
- درک تغییرات رسانه ای: کارگزاران سیاسی باید با تغییرات فناوری و رسانه ها همگام شوند و از اقدامات نابهنگام که منجر به رسوایی می شود، پرهیز کنند؛
- آگاهی نسبت به پیامدهای سیاست رسوایی: باید به بازیگران سیاسی آگاهانه منتقل شود که سیاست رسوایی یک بازی بی برنده است و در نهایت به تخریب کل نظام سیاسی منجر می شود؛ بنابراین، یکنواختی در افشای اطلاعات و شفاف سازی حیاتی است.
جمع بندی
سیاست رسوایی یک پدیده آسیب زننده در عرصه سیاسی معاصر است که به بحران اعتماد عمومی، بدبینی سیاسی و بی تفاوتی اجتماعی منجر می شود. این پدیده به ویژه در ایران با توجه به روابط تاریخی میان دولت و ملت و هنجارهای اخلاقی شدیدتر است. عوامل متعددی از جمله رشد رسانه های جدید، تضاد میان ادعاهای اخلاقی و رفتارهای سیاسی و افول گفتمان سازی در سیاست موجب گسترش این پدیده شده اند. از پیامدهای آن می توان به فرسایش اعتماد و مشروعیت سیاسی و بروز پوپولیسم اشاره کرد. برای مقابله با این وضعیت، ضروری است که نظام سیاسی به رسوایی ها با شفافیت و بدون ملاحظات سیاسی رسیدگی کند، با تغییرات رسانه ای همگام شود و آگاهی سیاسی را افزایش دهد تا از تاثیرات منفی آن بر امنیت ملی و عملکرد نظام جلوگیری شود.
این مطالعه در پژوهشکده مطالعات راهبردی توسط مجتبی قلی پور در سال 1401 انجام شده است.




