افول محور مقاومت؟
ترجمه سامانه تبادل اندیشکدهها از یادداشت اندیشکدهEuropean Institute of the Mediterranean

✍🏻 رصدخانه اندیشکدهها بهنقل از European Institute of the Mediterranean (تاریخ انتشار: 19 June 2026)
بحرانهایی چون ترور سردار قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰، بحران غزه در سال ۲۰۲۳، جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان در سال ۲۰۲۶، باعث شده است که همبستگی داخلی محور مقاومت آسیب ببیند هرچند هنوز این محور پابرجاست و از هم نپاشیده است. اسرائیل از وضعیت جنگزده منطقه سوءاستفاده کرده و سرزمینهای جدیدی در لبنان و سوریه را به طور غیرقانونی اشغال کرده است. در همین حال، تهران از «صبر استراتژیک» به «بازدارندگی با تنبیه» روی آورده تا جایگاه منطقهای خود را حفظ کند.
حماس و جهاد اسلامی در فلسطین
اصرار بر خلع سلاح کامل حماس و جهاد اسلامی باعث فشار بر این دو گروه و شهادت اعضای کلیدی این دو عضو محور مقاومت شده است. از سال ۲۰۲۳، اسرائیل فرماندهان ارشد حماس مثل صالح العاروری، مروان عیسی، محمد ضیف، اسماعیل هنیه و یحیی سنوار را ترور کرده است. همین استراتژی را در مورد جهاد اسلامی هم به کار برده و فرماندهانی مثل ناصر موسی، وائل ابو فنونه، محمد جابر و محمد شبان (که مسئول هماهنگی با حماس در اتاق عملیات مشترک بود) را ترور کرده است. در اواخر ژانویه ۲۰۲۵، حماس تایید کردکه ۱۶ نفر از رهبران ارشدش در دفاتر سیاسی و شاخه نظامی در جنگ به شهادت رسیدهاند.
استراتژی دیگر اسرائیل برای پیشروی در غزه، کمک مالی و نظامی به گروههای مسلح جنایتکار و طوایف «ضد حماس» بوده است. این نیروها شامل نیروهای مردمی میشوند که تخمین زده میشود بین ۵۰۰ تا ۷۰۰ جنگجو داشته باشند. این گروه در مه ۲۰۲۴ به رهبری یاسر ابوشباب و غسان دهینه شکل گرفت. آنها به راحتی به کمکهای بشردوستانه دسترسی دارند و از امتیازات دیگری هم برخوردارند. گروهها و افرادی که از اسرائیل حمایت میکنند شامل یاسر خنیدک، رامی خلص، گروههای ضربت ضدتروریسم به رهبری حسام اسطل و طوایف دغمش و مجیده هستند که بیشتر بر اساس وفاداریهای قبیلهای عمیق شکل گرفتهاند.
با این حال، گزارشهای سال ۲۰۲۵ نشان میداد که توانایی حماس و متحدانش برای بازپسگیری مناطق عملیاتی در حال افزایش است. پلیس و نیروهای امنیتی حماس به ۹۰٪ قلمرو خود بازگشتهاند و حالا بر جرم و جنایت کنترل دارند و کسانی را که به همکاری با اسرائیل متهم میشوند، تحت تعقیب قرار میدهند. مقامات حماس همچنین کنترل کارهای اداری را دوباره به دست گرفتهاند، مدارک هویتی صادر میکنند و خدمات درمانی ارائه میدهند. قوه قضاییه و دادگاهها در دستان حماس است. از زمانی که آنتونی بلینکن گفت حماس تقریباً به اندازهای که جنگنده از دست داده، نیروی جدید جذب کرده، این گروه همچنان به عنوان یک نیروی سیاسی و اجتماعی در غزه باقی مانده است و تخمین زده میشود حدود ۲۵,۰۰۰ جنگجو در «حالت آمادهباش» داشته باشد. گردانهای قسام بیشتر شبکه تونلهای خود را بازسازی یا حفظ کردهاند و در بعضی موارد حتی آن را گسترش هم دادهاند.
حزبالله در لبنان
در مورد حزبالله و متحدانش، فشار خارجی نه تنها خلع سلاح آنها را میخواهد، بلکه میخواهد لبنان را به توافقهای ابراهیم بکشاند. امروزه، پیشنهاد آمریکا شامل خلع سلاح داوطلبانه، کنترل دولت بر مرز سوریه و تحریم تسلیحاتی در ازای ۲.۵ میلیارد دلار «کمک اضطراری» واشنگتن به دولت لبنان است. دولت لبنان خود را در میان یکی از جدیترین بحرانهای اقتصادی تاریخش، متحد واشنگتن نشان میدهد.
یک نقطه کلیدی، دره بقاع است. حتی قبل از جنگ با ایران در سال ۲۰۲۶، فشار علیه حزبالله داشت خلأ امنیتی ایجاد میکرد که اسرائیل آماده بود آن را پر کند، چون ارتش لبنان بسیار ضعیف است. مقامات اسرائیلی در سال ۲۰۲۵ ادعا میکردند که چون «اسرائیل با القاعده و داعش روبروست، باید کوه هرمون در لبنان را اشغال کند تا امنیتش را تأمین کند». از فوریه ۲۰۲۶، اسرائیل چندین نقطه در لبنان را به طور غیرقانونی اشغال کرده بود. در مارس ۲۰۲۶، در بحبوحه جنگ با ایران، تلآویو دستور تخلیه بیش از ۸۰ شهر در جنوب لبنان و حومه جنوبی بیروت را صادر کرد و از حدود ۷۰۰,۰۰۰ نفر خواست که منطقه را ترک کنند.
جنگ با اسرائیل بیشک نیروهای ویژه حزبالله را تضعیف کرده است. از اکتبر ۲۰۲۴، تلآویو رهبر جنبش حزبالله، سید حسن نصرالله و جانشینش سید هاشم صفیالدین و اعضای نیروهای نخبه رضوان را ترور کرده است. در ژانویه ۲۰۲۶، لبنان شکایت رسمی به شورای امنیت سازمان ملل برد و مستند کرد که فقط در سه ماه آخر سال ۲۰۲۵، ۲,۰۳۶ بار حاکمیتش نقض شده است.
با این حال، پس از شروع جنگ علیه ایران در سال ۲۰۲۶، حزبالله دهها موج موشک و پهپاد علیه اسرائیل پرتاب کرد و جبهه دوم درگیری را باز کرد. جالب اینکه حزبالله بدون اینکه کاملاً خلع سلاح شود، هنوز روی هزینهها، جبران خسارت، نیروگیری و آموزش و همچنین حقوق و مهمتر از همه، بازسازی زیرساختهای نظامیاش تمرکز دارد و روی با صحبت و تعامل با بازیگرانی از منطقه که به توقف توسعهطلبی اسرائیل علاقه دارند، مثل عربستان سعودی و ترکیه، آورده است.
سقوط بشار اسد در سوریه
سقوط بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ یکی از سنگینترین ضربهها به محور مقاومت بود. فرار اسد به مسکو باعث اخراج گروههای مقاومت، مثل لشکر فاطمیون و لشکر زینبیون شد. این روند با حملات اسرائیل به وزارت دفاع و ستاد کل ارتش سوریه در دمشق آغاز شد که همه باتریهای ضدهوایی سوریه را نابود کرد. ارتش اسرائیل حدود ۶۶۵ کیلومتر مربع از خاک سوریه را تصرف کرده است (به علاوه ۱,۱۷۶ کیلومتر مربعی که قبلاً در بلندیهای جولان اشغال کرده بود).
سوریه الان بخشبندی شده است. احمد الشرع، رهبر جدید سوریه، با موانع زیادی برای تثبیت قدرت مواجه بوده است. با وجود به رسمیت شناخته شدن از سوی سازمان ملل و کاخ سفید، او نتوانسته نیروهای باقیمانده وفادار به دولت قبلی، دروزیهای همسو با اسرائیل و جمعیت کرد شمال کشور را سرکوب کند. کشتار علویها در مارس ۲۰۲۵ که توسط نیروهای سلفی دولت جدید انجام شد، هزاران کشته و حداقل ۲۰۰,۰۰۰ آواره بر جای گذاشت. در شمال کشور، درگیریها با دولت خودمختار کرد در اوایل ژانویه ۲۰۲۶ آغاز شد. دولت الشرع حمله گستردهای راه انداخت و مناطق کلیدی مثل رقه، دیرالزور و میدانهای نفتی استراتژیک را تصرف کرد.
انصارالله یمن و حشد الشعبی عراق
در یمن، انصارالله علیه اسرائیل اقدام نظامی کرد، چون پایگاه مردمیاش شدیداً طرفدار فلسطین است. بعد از حملات ۷ اکتبر، این گروه کارزار حملاتی را علیه کشتیهای تجاری مرتبط با اسرائیل در تنگه باب المندب شروع کرد. این باعث مداخله دریایی تحت رهبری واشنگتن به نام «عملیات نگهبان رفاه» شد که برخلاف دیگر عملیاتهای ویژه، تلفات قابل توجهی نداشت. در پاسخ، در اوت ۲۰۲۵، اسرائیل استراتژی سربریدن را به کار برد و نخستوزیر دولت انصارالله و رئیس ستادش را ترور کرد. در نتیجه، جنبش در مدیریت سیاست داخلی محتاطتر شد، به خصوص در برابر شورای رهبری ریاستجمهوری که یک نهاد اجرایی تحت کنترل عربستان است.
در بستر عملیات «خشم حماسی» علیه ایران، انصارالله تصمیم گرفته حمایت نمادین از تهران بکند. برخلاف آرمانهایی که عمدتاً روی فلسطین متمرکزند، انصارالله میداند به نفعش نیست که تصویر یک نیروی وابسته به ایران را نشان دهد، بنابراین تصمیمهای حساس را به زمان مناسبتری موکول کرده است. علاوه بر این، کاهش حمایت تهران، بحران بشردوستانه یمن، با حدود ۲۳ میلیون یمنی نیازمند نوعی کمک بشردوستانه، را بدتر کرده است. این جنبش میخواهد قدرت خود را در میان ریشههای مردمی، قبایل و روابط خانوادگی تقویت کند تا نخبگانی را که از دست داده، جایگزین کند. ناگفته نماند که به رسمیت شناختن سومالیلند توسط اسرائیل در دسامبر ۲۰۲۵، به تلآویو اجازه میدهد پایگاه نفوذی در شاخ آفریقا ایجاد کند تا انصارالله را از هرگونه تشدید تنش بازدارد.
مورد حشد الشعبی در عراق کاملاً فرق میکند. متحدان عراقی ایران از دوره ۲۰۲۳-۲۰۲۶ برای تثبیت قدرت خود در شوراهای استانی استفاده کردهاند و کنترل خود را بر بودجهها، قلمرو و امنیت محلی در عراق افزایش دادهاند. از ۲۰۲۳، حشد الشعبی حداقل ۱۶۰ بار به نیروهای آمریکایی در عراق حمله کرده است. کتائب حزبالله، گروه مسلط در داخل حشد الشعبی است و حوزه نفوذش شمال بغداد و منطقه کردستان اربیل را پوشش میدهد. در ۱۲ مارس ۲۰۲۶، حشد الشعبی مسئولیت سرنگونی یک هواپیمای تدارکاتی آمریکا را در بحبوحه جنگ با ایران بر عهده گرفت.
از ۲۰۲۳، حشد الشعبی ۱۰۱ کرسی از ۲۸۵ کرسی شوراهای استانی کشور را در اختیار دارد و توانایی خود را برای اعمال نفوذ و وارد شدن در امور انتخاباتی و بودجهای افزایش داده است. در این زمینه، حشد الشعبی الان در مسیر تبدیل شدن به یک دولت موازی در داخل عراق است. به عنوان مثال، در نوامبر ۲۰۲۲، حشد الشعبی «شرکت عمومی مهندس» را تشکیل داد و قلمرو وسیعی را در امتداد مرز عربستان سعودی به دست آورد. بنابراین، در سه روز اول جنگ ۲۰۲۶، حشد الشعبی پهپادها و موشکهایی را به سمت پایگاه نظامی الحریر و فرودگاه بینالمللی اربیل پرتاب کرد و یک خط دفاعی علیه شبهنظامیان کرد فعال کرد.
ایران
در برابر حمله به متحدان خود، ایران چارهای جز اقدام مستقیم علیه اسرائیل نداشت. عدم پاسخ به آن حملات باعث میشد در خود ایران و همچنین در کل محور مقاومت، انتقادات شدیدی از ایران به عنوان یک قدرت موشکی وارد شود. در حالی که «جنگ دوازده روزه» طرز فکر استراتژیک ایران را تغییر داد، در واقع جنگ رمضان بود که ایران را به سمت تمرکز بر استراتژی جنگ تمامعیار بر اساس غیرمتمرکز کردن ساختارهای فرماندهی خود در سراسر کشور سوق داد، مخصوصاً وقتی اسرائیل تصمیم گرفت آیتالله سید علی خامنهای را به شهادت برساند.
ترک موقت جنگهای نیابتی، شروع بازدارندگی نوعی از بازدارندگی بود که شامل سرمایهگذاری بیشتر در تولید موشکهای فوقدقیق، پهپادها، جنگ سایبری، تاکتیکهای دریایی نامتقارن و ابهام هستهای میشود. در کنار این، ایران «بازدارندگی با تنبیه» را هم انتخاب کرده است که در تلافیها علیه منافع آمریکا در سراسر منطقه خلیج دیده میشود. در مارس ۲۰۲۶، ایران ۲۹ سایت نظامی و غیرنظامی مرتبط با منافع آمریکا را در شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس هدف قرار داد.
جمعبندی
بازآرایی محور مقاومت نشاندهنده درجاتی از ضعیفشدن این محور است، به طوری که قدرت و فعالیت اعضای آن دیگر به هماهنگی متمرکز از سوی تهران بستگی ندارد، بلکه به تواناییهای خودشان برای ریشهدواندن در قلمرو و تابآوری سیاسی بستگی دارد.
مثلاً حشد الشعبی در عراق، قویترین و باثباتترین بازیگر ظاهر شده و از یک شبهنظامی به یک «دولت موازی» تبدیل شده است. حماس در غزه تابآوری عملیاتی فوقالعادهای نشان میدهد. در همین حال، حزبالله، با اینکه آسیبهای زیادی دیده است، هنوز توانایی موشکی کافی برای حمایت از ایران در جنگ رمضان را دارا بود. در مقابل، انصارالله رویکردی گزینشی و عملگرایانه را انتخاب کرده است. بدون شک، سقوط بشار اسد در سوریه نقشی کلیدی در واداشتن هر جنبش به انتخاب بین فعالیت ایدئولوژیک پرریسک یا بقای ساختاری عملگرایانه داشت.
در پی جنگ رمضان در سال ۲۰۲۶، اسرائیل و آمریکا سعی میکنند قوانین بازی را در سراسر جهان عرب و ایران تغییر دهند و احتمالاً به دنبال دامن زدن به تنشهای فرقهای بیشتر خواهند بود. جریانهای سیاسی در همه این گروهها نسبت به این مسائل حساس خواهند بود، از جمله امکان اینکه برای حفظ منافع امنیتی خود، با بازیگران دولتی دیگری غیر از ایران وارد گفتگو شوند.



